غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

دستی دوباره پای شما را میان کشید
یک کوچه زیر وسعتی از آسمان کشید

تصویری از "تو"یی که در آنجا نشسته ای
هم ساده هم صمیمی و هم مهربان کشید

"من" لابلای خواب خدا خفته بودم او
آمد میان کوچه مـرا نـاگـهان کشید!

دیدم نگاه گـرم تـو را زیر و رو شـدم
تیری به قصد جان من آمد کمان کشید

شایـد برای اینکه کـمی عاشقـانه تـر
این قصه را ادامه دهد نردبان کشید!

با پله ها من و تو و دستی بهم رسیـد
شیطان نشست و یکسره خط و نشان کشید

***
افتاده ام ... وَ حسرتی از ماجرای سیب
شاید دوباره - محضِ خدا - ریسِمان کشید!

اصغر اکبری





نوع مطلب : مهدی عابدی ـ رضا قریشی نژاد - اصغر اکبری، 
برچسب ها : اشعار اصغر اکبری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

درون معبد غزل برای دل خدا شدی
برای قصر کاغذی تو شاه قصه ها شدی

چقدر بوسه مانده تا به اوج عاشقی رسم؟
چقدر مبتلا شدم؟ چقدر مبتلا شدی؟
...
بهار و فصل عاشقی دوباره شاعرانگی
برای قصه های من, تو روح ماجرا شدی

قسم به حرمت غزل تو اولین و آخرین
کسی که با بهار دل به چشمم آشنا شدی

غروب سرد و یخ زده تو آمدی مسیح من
غرور شب شکست و تو به قامتش ردا شدی

بهار جاودانه شد بنفشه ها گواه من
سکوت وحشی خزان شکست تا صدا شدی

همیشه میستایمت اگرچه لایق تو نیست
همیشگی شدی بدان ز دیگران جدا شدی

تمام دفترم پر از حضور ناب نام تو
که این نفس شکسته را به جان و دل دوا شدی

تو شاه قصه ی منی درون قصر کاغذی
برای معبد غزل خدای دل شما شدی

مریم وزیری





نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار مریم وزیری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اگر چه بی تو رسیدم به فصل پایانی
چقدر منتظرت بوده ام؛ نمی دانی

چقدر منتظرت بوده ام که برگردی
رها کنی نگه ام را از این پریشانی

همیشه غایب این قصه بوده ای و مرا
کشانده فکر گناهت به صد پشیمانی

نخواه عذر بخواهی؛ نگو گرفتاری
نگو تو وقت نداری که سر بخارانی

همیشه در غزلم حس اتفاق کم است
به نام عشق بیا در غزل به مهمانی

تو اتفاق شو و مثل رود جاری شو
که متهم نشود شاعری به نادانی

نخند! دل خوشی ام مضحک است. می دانم
تو سالهاست که شعر وداع می خوانی

و من نشسته ام اقرار می کنم یک عمر
مرا به بند کشید آن دو چشم شیطانی

ببین به چشم نشان می دهند رهگذران
مرا که سنبل عصیانم و بد ایمانی

دوباره با غزل پوچ رنگ می بازد
نگاه خاطره در تلخ بیت پایانی

مریم وزیری





نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار مریم وزیری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

به دنبال کسی در این خیابانها نمی گردم
فقط این قدر می دانم که دراین شهر ولگردم

دلم راضی نشد از خواب خوش بیدارشان سازم
اگر هرگز به دنیا کودکانم را نیاوردم

زمانی فکر می کردم یکی از فیلسوفانم
چه کار خنده داری می نشستم فکر می کردم

چه باید کرد با یک روح سرماخورده در باران
چقدر از زندگی از عشق حتی شعر دلسردم

برایم نسخه ای با سادگی از دود می پیچی
که بهتر می شود با آتش سیگار سردردم!

که گفتی!می توانی پا به پایم دربه در باشی!
ولی من با کسی غیر از خودم دیگر نمی گردم

اعظم سعادتمند





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،
لینک های مرتبط :
جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از آن دو چشم خیالی نماند چاره مرا
گمان کنم که جنون می کند اداره مرا

(( تنم به پیله تنهاییم نمی گنجد ))
رها کنید از این حجم بی قواره مرا

در این اتاق که پیوسته برف می بارد
مگر تو گرم کنی با غمی دوباره مرا

تویی که در نفسم عطر شعر می پاشی
و از شکاف دلم می کنی نظاره مرا

تویی ... تو آن شبح گنگ پشت پنجره ای
که با کرشمه ابرو کنی اشاره مرا

دو چشم تو دو پرستوی خیس وخواب آلود
نشانده اند به دریای دردواره مرا

بپرس از در و همسایه ها خبر دارند
به سنگ حادثه بخشیده ای هماره مرا

دوباره لایه درختان خیس لیموزار
کبوترانه کسی می کند نظاره مرا

همیشه فرق من و تک تک شما این است
که آفریده خداوند بی ستاره مرا . . .





نوع مطلب : علی حیات بخش - دانیال رحمانیان - سید محمد علی رضازاده ، 
برچسب ها : اشعار سید محمد علی رضازاده،
لینک های مرتبط :
جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چشمان تو که از هیجان گریه می کنند
در من هزار چشم نهان گریه می کنند

نفرین به شعر هایم اگر چشمهای تو
اینگونه از شنیدنشان گریه می کنند

شاید که آگهند ز پایان ماجرا
شاید برای هر دومان گریه می کنند

بانوی من ، چگونه تسلایتان دهم
چون چشم های باورتان گریه می کنند

وقتی تو گریه می کنی ، ای دوست در دلم
انگار که ابرهای جهان گریه می کنند

انگار عاشقانه ترین خاطرات من
همراه با تو ، مویه کنان گریه می کنند

حس می کنم که گریه فقط گریه تو نیست
همراه تو زمین و زمان گریه می کنند 

حسین منزوی





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها : اشعار حسین منزوی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

جادوى شهر خاطره! بانوى بی بدل!
می بوسم ات شبیه غزلواره از ازل

هر یازده دقیقه یکی می نویسم ات
الهام می شوى به دلم مثل یک غزل

من حالی ام نمی شود این حرف پاره ها
درگیر عطر و بوى تو هستم، بیا بغل!

من مال تو، تو مال خودم، عشق من تویی
با من برقص پاى همین شعر بی بدل

شعرم شکست می خورد از دورى ات گلم!
نزدیک شو ... به حرف دلم – عشق – لااقل ...

حسین ظهرابی





نوع مطلب : حسن صادقی پناه-احمد فیاض-حسین ظهرابی ، 
برچسب ها : اشعار حسین ظهرابی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تـو کـه لـبـخـند زدی لحظه پر از منظره شد
دل مـن اوج گـرفـت کـوچـه پر از پنجره شد

تـو کـه لبخند زدی سایه به خورشید رسید
ابـر پـر حـوصـله شد بر تن هر شاخه چکید

تـو کـه لـبـخـنـد زدی حـال دلـم بـهـتـر شد
زنـدگـی شـکـل گـرفت شکل یک باور شد

تـو کـه لبخند زدی هستی مـن مـعـنـا شد
آن مـن گـمشده ی خسته ی من پیدا شد

آه لـبـخند بزن گل شدن از خنده ی توست
فاتح این همه بازیست که بازنده ی توست

تـو کـه احـسـاس مـرا مـی شـنوی مانایی
تــو بــه هــر زاویــه ی بـودن مـن آگــاهـی

هدی به نژاد(شمیم)

 





نوع مطلب : هدی به نژاد(شمیم)-نادیه فضل-صابره سادات موسوی، 
برچسب ها : اشعار هدی به نژاد،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دورم  از کوی تو اما دلم آنجاست هنوز
دل حسرت زده ام محو تماشاست هنوز
 
یاد روی تو چو مهری که فروزش دارد
مایه روشنی چشم و دل ماست هنوز

گرچه دانم که وصال تو خیالیست محال
باز سر تا قدمم غرق تمناست هنوز

هوس و شور و نشاط از دل من رفته ولی
عشق و امید و تمنای تو برجاست هنوز

دوری از دیده ولی از دل دریا نروی
که دل و دیده به یاد تو گوهر زاست هنوز
 
سید رضا بهشتی نژاد




نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

عمری گذشت و عشق تو از یاد من نرفت
دل ، همزبانی از غم تو خوب تر نداشت
این درد جانگداز زمن روی برنتافت
وین رنج دلنواز زمن دست برنداشت

تنها و نامراد در این سال های سخت
من بودم و نوای دل بینوای من
دردا كه بعد از آن همه امید و اشتیاق
دیر آشنا دل تو ، نشد آشنای من

از یاد تو كجا بگریزم كه بی گمان
تا وقت مرگ دست ندارد ز دامنم
با چشم دل به چهره خود می كنم نگاه
كاین صورت مجسم رنج است یا منم ؟

امروز این تویی كه به یاد گذشته ها
در چشم رنجدیده من می كنی نگاه
چشم گناهكار تو گوید كه ” آن زمان
نشناختم صفای تورا “ – آه ازین گناه !

امروز این منم كه پریشان و دردمند
می سوزم و ز عهد كهن یاد می كنم
فرسوده شانه های پر از داغ و درد را
نالان ز بار عشق تو آزاد می كنم .

گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای
بنگر كه غم به وادی مرگم كشانده است
تنها مرا به ” تشنه طوفان “ من مبین
ای بس حدیث تلخ كه ناگفته مانده است

گفتم : ز سرنوشت بیندیش و آسمان
گفتی : ” غمین مباش كه آن كور و این كر است “ !
دیدی كه آسمان كر و سرنوشت كور
صدها هزار مرتبه از ما قوی تر است ؟

فریدون مشیری





نوع مطلب : فریدون مشیری، 
برچسب ها : اشعار فریدون مشیری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو ام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش
شادی‌ام بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی‌ها کرده پاک

ای تپش‌های تن سوزان من
آتشی در سایۀ مژگان من

ای ز گندم‌زارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه‌ها پُر بارتر

ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها

با تو ام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست

این دلِ تنگِ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟

ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی‌انگاشتم

درد تاریکی‌ست دردِ خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن

سرنهادن بر سیه‌دل سینه‌ها
سینه آلودن به چرکِ کینه‌ها

در نوازش، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن

زر نهادن در کفِ طرارها
گم‌شدن در پهنۀ بازارها

آه ای با جان من آمیخته
ای مرا از گور من انگیخته

چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمان

از تو تنهاییم خاموشی گرفت
پیکرم بوی همآغوشی گرفت

جوی خشک سینه‌ام را آب، تو
بستر رگ‌هام را سیلاب، تو

در جهانی این‌چنین سرد و سیاه
با قدم‌هایت قدم‌هایم به‌راه

ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده

گیسویم را از نوازش سوخته
گونه‌هام از هُرم خواهش سوخته

آه، ای بیگانه با پیراهنم
آشنای سبزه‌زارانِ تنم

آه، ای روشن طلوع بی‌غروب
آفتاب سرزمین‌های جنوب

آه، آه ای از سحر شاداب‌تر
از بهاران تازه تر، سیراب تر

عشق دیگر نیست این، این خیرگی‌ست
چلچراغی در سکوت و تیرگی‌ست

عشق چون در سینه‌ام بیدار شد
از طلب پا تا سرم ایثار شد

این دگر من نیستم، من نیستم
حیف از آن عمری که با «من» زیستم

ای لبانم بوسه گاه بوسه‌ات
خیره چشمانم به راه بوسه‌ات

ای تشنج‌های لذت در تنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم

آه می‌خواهم که بشکافم ز هم
شادی‌ام یک‌دم بیالاید به غم

آه می‌خواهم که برخیزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم های های

این دلِ تنگِ من و این دود عود؟
در شبستان، زخمه‌های چنگ و رود؟

این فضای خالی و پروازها؟
این شب خاموش و این آوازها؟

ای نگاهت لای‌لای سِحر بار
گاهوار کودکان بی‌قرار

ای نفس‌هایت نسیم نیم‌خواب
شُسته از من لرزه‌های اضطراب

خُفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من

ای مرا با شعور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی

فروغ فرخزاد

 





نوع مطلب : فروغ فرخزاد ، 
برچسب ها : اشعار فروغ فرخزاد،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چشم زیتون سبز در کاسه،سینه‌ها سیب سرخ درسینی
لب میان سفیدی صورت، چون تمشکــی نهاده بر چینــی

سرخ یا سبز؟ سبز یا قرمز؟ ترش یا تلخ؟ تلخ یا شیرین؟
تو خودت جای من اگـــر باشـی ابتدا از کدام می‌چینی؟

با نگاهی، تبسمی، حرفی، در بیاور مرا از این تردید
ای نگاهت محصّل شیطان، اخـم‌هایت معلـّـم دینی

هر لبت یک کبوتر سرخ است، روی سیمی سفید ، با این وصف
خنده یعنـــی صعـــــود بالایی ، همـــــزمان با سقـــــوط پایینــی

می‌شوی یک پــــری دریایــــی از دل آب اگــــر کــــه برخیزی
می‌شوی یک صدف پر از گوهر روی شن‌ها اگر که بنشینی

هرچه هستی بمان که من بی تو، هستی بی هویتی هستم
مثل ماهــــی بدون زیبایی ، مثــــل سنـــگی بدون سنگینـــی

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از فکر من بگذر ، خیالت تخت باشد
"من" می تواند بی تو هم خوشبخت باشد

این من که با هر ضربه ای از پا در آمد
تصمیم دارد بعد از این سر سخت باشد

تصمیم دارد با خودش، با کم بسازد
تصمیم دارد هم بسوزد هم بسازد

هرچند دشوار است باید پابگیرم
تا انتقامم را ازاین دنیا بگیرم

من خسته ام دیوانه ام آزارکافی ست
راهی ندارم پیش رو دیوار کافی ست

جز دردها سهمم نبود از با تو بودن
لطفا برو دست از سرم بردار کافی ست

لج می کند جسمت بگوید زنده هستی
وقتی برایم مرده ای انکارکافی ست

با ساز دنیا گرچه مجبورم برقصم
حرفی ندارم چون برایم دار کافی ست

من خسته ام دیوانه ام دلگیرم از تو
خود را همین امروز پس میگیرم از تو

از فکر من بگذر خیالت تخت باشد
"من" می تواند بی تو هم خوشبخت باشد

الهام دیداریان





نوع مطلب : الهام دیداریان - پریا کشفی -‌ راضیه‌ رجایی - صفیه بیات، 
برچسب ها : اشعار الهام دیداریان،
لینک های مرتبط :
جمعه 14 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

با چتر آبی ات به خیابان که آمدی
حتماً بگو به ابر، به باران که آمدی

نم نم بیا به سمت قراری که در من است
از امتداد خیس درختان که آمدی

امروز روز خوب من و روز خوب توست
با خنده روئیت بنمایان که آمدی

فواره های یخ زده یک باره وا شدند
تا خورد بر مشام زمستان که آمدی

شب مانده بود و هیبتی از ناگهان تو
مانند ماه تا لب ایوان که آمدی

زیبایی رها شده در شعرهای من!
شعرم رسیده بود به پایان که آمدی

پیش از شما خلاصه بگویم ادامه ام
نه احتمال داشت نه امکان که آمدی

گنجشک ها ورود تو را جار می زنند
آه ای بهار گمشده... ای آن که آمدی

فرهاد صفریان





نوع مطلب : فرهاد صفریان - احسان تاجی - رضا شیبانی اصل، 
برچسب ها : اشعار فرهاد صفریان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بانوی قصه های شبانه ! ترانه پوش !
بنشین کنار من ، غزلی تازه دم بنوش !

بنشین کنار من ، نفسی تازه کن ، بخواب
در من بپیچ دختر زیبای دیرجوش !

با من بجوش ! قُل قُل صد بوسه ! غلغله !
غوغایی از تو می شود این شب ، شب خموش

در من شبیه کولی شبگرد کوچ کن
بگذار کوله بار دلت را به روی دوش

چوپان واژه واژه من باش در شبی
که می رسد صدای شغالان از آن به گوش

بردار باز نی لبک باد را ؛ بزن
از میش ِماه ، شیر ِجنون و عطش بدوش !

رو کن به آسمان ، به زمین اقتدا نکن
در کار گِل نباش ، برای دلت بکوش

مردم به فکر قصر شنی روی ساحل اند
عاشق به فکر وسعت دریای روبه روش

پارو بزن ! نه... منتظر بادها نباش !
یک قایق است و کثرت امواج پر خروش !

هی غصه می خوری که چه؟!...عشق از سرم گذشت !
ما نیستیم مشتری شهر غم فروش

پالان غم کج است ، تو بر رخش عاشقی
بگذار زین و بگذر از این قاطر چموش !

عشق است شوکران و بمیریم اگر : شهید !
غم ، سم خودکشی حقیرانه : مرگ موش !!

سیامک بهرام پرور





نوع مطلب : سیامک بهرام پرور، 
برچسب ها : اشعار سیامک بهرام پرور،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سرخ و غلیظ در شریانم وزیده ای
شعرست یا جنون به زبانم وزیده ای؟

مثل نسیم نیمه‌ی مرداد ماه گرم
در ظهر چشمهای جوانم وزیده ای

من گم شدم درست زمانی که آمدی
تو از کدام سمتِ جهانم وزیده ای؟

مثل بهار، آمدنت ناگهانی است
در من بدون آنکه بدانم وزیده ای!

این بار چندمست که من عاشقت شدم؟
این بار چندمست به جانم وزیده ای؟

حرفی بزن که شعر شود در دهان من
حالا که باز در هیجانم وزیده ای

باران و عشق حادثه ای آسمانی اند
باران گرفته است گمانم وزیده ای…

مژگان عباسلو






نوع مطلب : فاطمه سالاروند - مژگان عباسلو - فاطمه حق وردیان، 
برچسب ها : اشعار مژگان عباسلو،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

همزاد گردبادم و از نسل آتشم
پایان نیمه كاره ی خوابی مشوشم

من یك مناره ام به بلندای عمر نوح
با زخم و تاول و ترك و غم ، منقشم

شهنامه ای نبود بگویم كه رستمم
سودابه ای نبود بگویم سیاوشم

" گاهی دلم برای خودم تنگ می شود"
گاهی اسیر " روی خوش و موی دلكشم "

گاهی به حال من غزلم گریه می كند
از ناله های مبهم دردی كه می كشم

بغضی به سینه دارم و عكسی برابرم
به چشم های شرقی این عكس دلخوشم

تا صبح گریه می كنم و غنچه می دهند
گل های ریز صورتی روی بالشم

حامد عسگری





نوع مطلب : حامد عسکری، 
برچسب ها : اشعار حامد عسگری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هر بار خواست چای بریزد نمانده ای
رفتی و باز هم به سكوتش نشانده ای

تنها دلش خوش است به اینكه یكی دو بار
با واسطه سلام برایش رسانده ای

حالا صدای او به خودش هم نمی رسد
از بس كه بغض توی گلویش چپانده ای

دیدم دوباره شهر پر از جوجه فنچ هاست
گفتند باز روسری ات را تكانده ای

می رقصی و برات مهم نیست مرگشان
مشتی نهنگ را كه به ساحل كشانده ای

...

بدبخت من ، فلك زده من ، بدبیار من
امروز عصر چای ندارم ... تو مانده ای

حامد عسگری





نوع مطلب : حامد عسکری، 
برچسب ها : اشعار حامد عسگری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سلام عشق قدیمی ! سلام آقای ِ ...
چقدر حس قشنگی است این که جا پای ِ -

شما شبی بگذارم اگرچه می دانم
شما بزرگترید از تمام دنیای ِ -

غریب و کوچک من ... نه! نمی شود یکبار
کمی مماس شود بال من و پرهای ِ ...؟!!

همیشه من ته دره ولی شما انگار
همیشه دورتر از من ، درست بالای ِ ...

که ... نقطه چین بگذارم چقدر حرفم را ...
چقدر گریه کنم هی تمامِ شب های ِ ...

نمی شود به شما گفت « دوســ... » من آخر
بگو چکار کنم تا کمی دلت جای ِ ...

فاطمه حق وردیان





نوع مطلب : فاطمه سالاروند - مژگان عباسلو - فاطمه حق وردیان، 
برچسب ها : اشعار فاطمه حق وردیان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو با بارانی از روح غزل همراه می‌آیی
به شب‌های پر از دردم تو مثل ماه می‌آیی

تو را پیوسته می رانم زخود با این که تنهایم
تو با دلتنگی ام اما همیشه راه می آیی

دلم گاهی شبیه گریه‌ای از درد می‌بارد
و تو حتی اگر شد لحظه ای كوتاه می‌آیی

حضور روشن و پاكت غزل می‌آورد وقتی
كه تو ای بانی شعرم پس از یك آه می‌آیی

صفای ساده ات روییده امشب باز در قلبم
تو با بارانی از روح غزل همراه می‌آیی

شیوا فرازمند





نوع مطلب : مهتاب یغما - مریم سقلاطونی - شیوا فرازمند - نوشین داودی، 
برچسب ها : اشعار شیوا فرازمند،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 9 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو