تبلیغات
غزلخانه - مطالب بهمن 1390
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

در آغوشت کشیدم مثل خاک مرده باران را
تحمل کن کمی، اندوه آغوش بیابان را

سرناسازگاری دارم اما پافشاری کن
بیابان سخت عادت می‌کند آداب مهمان را

چه تقدیری كه پایان بیابان ها بیابان هاست
در آغوشم بخوان این بیت‌های رو به پایان را

سکوت ابرها را گرگ باران دیده می‌فهمد
تو نم‌نم ناامیدی مستی دریای بی‌جان را

وفردا در کنار راز‌هایم خاک خواهی شد
بیابان‌ها بیابان‌ها نمی‌فهمند باران را

میثم حمیدی





نوع مطلب : مهردادنصرتی - مهدی حمیدی شیرازی - میثم حمیدی، 
برچسب ها : اشعار میثم حمیدی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دستی به گِل کشیدی و تن آفریده شد
بعد از کمی تمام بدن آفریده شد

یک کاسه آب و چرخ ، که می چرخد و بر آن
اندام خیس دلبر من آفریده شد

آرام با دو دست خودت حلقه می زدی
تا اینکه سر به روی بدن آفریده شد

ساکت نشسته بودی و شیطان به صورتش
ناخن کشید و بعد دهن آفریده شد

آنوقت روبروی تو خندید و گفت : آه !
یک اشتباه کردی و زن آفریده شد

رضا سیرجانی





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار رضا سیرجانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیشب سر پشت بام می رقصیدم
با دلهره ی تمام می رقصیدم

تصویر تو روی حوض بالا می رفت
با حركت نردبام می رقصیدم

از اینكه تو می رسی و من خواهم گفت
بعد از دو سه شب ، سلام می رقصیدم

دمپایی و پله ها كه اجرا كردند
موسیقی بی كلام می رقصیدم

موها ، سر و شانه ها و یك دامن گل
از اینهمه با كدام می رقصیدم ؟!

من خیره به بند رخت ، خشكم میزد
با چك چك گریه هام می رقصیدم

تو آنور پشت بام می خندیدی
من اینور پشت بام می رقصیدم

رضا سیرجانی





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار رضا سیرجانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای که هوای منی بی تو نفس ادعاست
ذکر کمالات تو تذکرﺓ الاولیست

مثنوی معنوی ست قصه ی ما که در آن
آخر هر ماجرا اول یک ماجراست

در صف قند و شکر زندگی ام تلخ شد
قند من افتاده است پس صف بوسه کجاست

بوسه ی گرمی بده تا لبم اذعان کند
بین دو قطب رخت خط لبت استواست

باز هم افتاده در پیچ و خم قامتت
شکر خدا که دلم گمشده در راه راست

ای نه چنین نه چنان در دل من همچنان
عشق زمینی بمان عشق هوایی هواست

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این بار هم ستاره ی تو - آسمان من
جولان خاطرات خوشت در جهان من

من آنقَدَر درون تو گم می شوم که باز،
دیگر کسی نیافته باشد نشان من

اما همیشه تلخی ابهام و شک و ترس
چون دشنه ای نشسته به پشت گمان من

یعنی به گور می برم این آرزو که، کاش
من تا ابد برای تو باشم، تو آن من؟

اما… تو مال هیچ کسی…نه! نمی شوی!
این حرف را ندیده بگیر از زبان من

* * *

من آرشم! زنانه ولی چله می کشم،
با قطره های اشک خودم بر کمان من!

اما اثر نمی کند این گریه ها وَ درد
دارد جوانه می زند از استخوان من



من خسته می شوم و غزل رو به آخر است
من خسته می شوم و تن نیمه جان من،

دارد برای مرگ خود آماده می شود…

پریا کشفی





نوع مطلب : الهام دیداریان - پریا کشفی -‌ راضیه‌ رجایی - صفیه بیات، 
برچسب ها : اشعار پریا کشفی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تصمیم داشتـم کـه تو را یک غـزل کنم
وقتش رسیده است به قولم عمل کنم!

این یک معادله است که مجهولهاش را
باید بـــه انزوا بکشانــم و حل کنـــم

کندویمان عصاره ی نیش و کنایه هاست
زنبور مـی شوم کـه لبت را عسل کنم

راحت کنار می کشم از این بهانه ها
تا شانه های خالی خود را بغل کنم

بوسیدنت خلاف قوانین کـشور است
باید عمل به شیوه ی بین الملل کنم

مـن روی خط زلزله ات ایستاده ام
قصدم نبود فاصله ای را گسل کنم

باید به فـکرهای سیاهم جهت دهم
اصلا درست نیست تو را مبتذل کنم!

سیما نوذری





نوع مطلب : نغمه رضایی - شیما اسلامی فخر - سیما نوذری ، 
برچسب ها : اشعار سیما نوذری،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این منم كه سپردی بدست طوفانم
و در خزان نرسیدی به داد چشمانم

صدایت از پس كوه غزل به گوشم خورد
و انعكاس صدایت ببین چه میخوانم؟

تو هر شبی غم خود را به آسمان گفتی
و من به كس نسرودم غم غزلخوانم

قسم به غرش دریا هنوز یاد توأم
اگرچه طعم غروب تو مانده بر جانم

من وتو از سر یك خط شروع ره كردیم
و من چه زود رسیدم به خط پایانم

برو كه مثل همیشه سپردمت به خدا
و این منم كه همیشه غریب میمانم…

امید صباغ نو





نوع مطلب : امید صباغ نو ـ بهمن صباغزاده - ابراهیم بوالحسنی، 
برچسب ها : اشعار امید صباغ نو،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از خانه بیرون می زنم اما كجا امشب
شاید تو می خواهی مرا در كوچه ها امشب

پشت ستون سایه ها روی درخت شب
می جویم اما نسیتی در هیچ جا امشب

می دانم آری نیستی اما نمی دانم
بیهوده می گردم بدنبالت چرا امشب ؟

هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما
نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب ها

... سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف
ایكاش می دیدم به چشمانم خطا امشب

هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز
حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب

امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشكن قرق را ماه من بیرون بیا امشب

گشتم تمام كوچه ها را یك نفس هم نیست
شاید كه بخشیدند دنیا را به ما امشب

طاقت نمی آرم تو كه می دانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب

ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
آخر چگونه سركنم بی ماجرا امشب

محمد علی بهمنی





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بر تن خورشید می‌پیچد به ناز
چادر نیلوفری رنگ غروب
تك‌‌درختی خشك در پهنای دشت
تشنه می‌ماند در این تنگ غروب


از كبود آسمان‌ها روشنی
می‌گریزد جانب آفاق دور
در افق، بر لالة سرخ شفق
می‌چكد از ابرها باران نور


می‌گشاید دود شب آغوش خویش
زندگی را تنگ می‌گیرد به بر
باد وحشی می‌دود در كوچه‌ها
تیرگی سر می‌كشد از بام و در


شهر می‌خوابد به لالای سكوت
اختران نجواكنان بر بام شب
نرم‌نرمك بادة مهتاب را،
ماه می‌ریزد دورن جام شب


نیمه شب ابری به پهنای سپهر،
می‌رسد از راه و می‌تازد به ماه
جغد می‌خندد به روی كاج پیر
شاعری می‌ماند و شامی سیاه


در دل تاریك این شب‌های سرد؛
ای امید ناامیدی‌های من
برق چشمان تو همچون آفتاب،
می‌درخشد بر رخ فردای من


فریدون مشیری





نوع مطلب : فریدون مشیری، 
برچسب ها : اشعار فریدون مشیری،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بازهم قلبی به پایم اوفتاد
بازهم چشمی به رویم خیره شد
بازهم در گیر و دار یک نبرد
عشق من بر قلب سردی چیره شد

بازهم از چشمه لبهای من
تشنه ای سیراب شد،سیراب شد
بازهم در بستر آغوش من
رهوری درخواب شد،درخواب شد

بر دو چشمش دیده می دوزم به ناز
خود نمی دانم چه می جویم در او
عاشقی دیوانه میخواهم که زود
بگذرد از جاه و مال و آبرو

اوشراب بوسه میخواهد ز من
من چه گویم قلب پرامید را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاوید را

من صفای عشق میخواهم از او
تا فدا سازم وجود خویش را
او تنی میخواهد از من آتشین
تابسوزاند در او تشویش را

او به من می گوید ا‌ی آغوش گرم
مست نازم کن،که من دیوانه ام
من به او می گویم ای نا آشنا
بگذر از من،من ترا بیگانه ام

آه از این دل،آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا،کس به آوازش نخواند

فروغ فرخزاد





نوع مطلب : فروغ فرخزاد ، 
برچسب ها : اشعار فروغ فرخزاد،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اگرچه خلق مرا از تو برحذر دارند
از اشتیاق من و چشم تو خبر دارند

در قفس بگشایید تا نشان بدهم
پرندگان قفس نیز بال و پر دارند

نسیم... منتظر كیستی به راه بیفت
هزار قاصدك اینجا سر سفر دارند

گمان مكن دل آتشفشانم از سنگ است
كه قله های جهان قلب شعله ور دارند

عجیب نیست اگر دشمن خودم باشم
درخت ها همه در آستین تبر دارند

مهدی مظاهری





نوع مطلب : مهدی مظاهری - سیدمهدی افضلی - ایرج دهقان، 
برچسب ها : اشعار مهدی مظاهری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گرچه گاهی حال من مانند گیسوهای توست
چشمه ی آرامشم پایین ابروهای توست

خنده کن تا جای خون در من عسل جاری کنی
بهترین محصول ها مخصوص کندوهای توست

فتنه ها افتاده بین روسری های سرت
خون به پا کردی ، ببین! دعوا سر موهای توست

کار دنیا را بنازم که پر از وارونگی ست
یک پلنگ مدعی در دام آهوهای توست

فتح خواهم کرد روزی سرزمینت را اگر
لشکری آماده پشت برج و باروهای توست

شهر را دارد به هم می ریزد امشب، جمع کن
سینه چاکی را که مست از زخم چاقوهای توست

کوک کن ، بردار سازت را ، برقصان و برقص
زندگی آهنگ زیبای النگوهای توست

□□□

خوش به حال من که می میرم برایت اینهمه
مرگ امکانی به سمت نوشداروهای توست

رضا نیکوکار





نوع مطلب : حسین پژمان بختیاری - محسن نیکنام - رضا نیکوکار، 
برچسب ها : اشعار رضا نیکوکار،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای سینه ی تو ساحل امواج خروشان
آوازه ی گیسوی تو چون جنگل گیلان

نه رودکی و حافظ و عطار ، نه سعدی
کامل نسرودند تو را در دو سه دیوان

از نیل نگاه تو نشد رد شود این بار
موسای دلم باز به اعجاز فراوان

وقتی که به تو می رسم آرام ندارم
چون کفر مسلّم که رسیده ست به ایمان

مجنون ترم از هر چه که دیدید و شنیدید
هر روز بیابان به بیابان به بیابان

یک عمر گذشت و به خدا فکر نکرده ست
این یوسفِ در چاه تو یک لحظه به کنعان

انداخته ام زیر قدم هات دلم را
باید که کمی پا بخورد قالی کرمان!

رضا نیکوکار





نوع مطلب : حسین پژمان بختیاری - محسن نیکنام - رضا نیکوکار، 
برچسب ها : اشعار رضا نیکوکار،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مانند دو خورشید که بالای زمین است
چشم تو سفر کردنم از شک به یقین است

روشن شده شب های پریشانی شعرم
اینها همه از دولتی این دو نگین است

ای معنی هر واژه ی مبهم !، چه نیازی
با تو به لغتنامه ، به فرهنگ معین است

گهگاه اگر اخم تو چون تلخی زیتون
شیرینی لبخند تو شیرینی تین است

دیوانگی ام گل بکند رفتم از اینجا
با این دل بی حوصله که خانه نشین است

آتش بزن ای عشق ! همه زندگی ام را
آوارگی و در به دری بهتر از این است

من عکس تو را باز در آغوش گرفتم
چون برکه که با خاطره ی ماه عجین است

□□□

آری ، نرسیدیم به هم ، حیف... ولی نه
«تا بوده همین بوده و تا هست همین است!»

رضا نیکوکار





نوع مطلب : حسین پژمان بختیاری - محسن نیکنام - رضا نیکوکار، 
برچسب ها : اشعار رضا نیکوکار،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتم که شاید درد از این با هم نشستن هاست
برخاستی٬رفتی و آتش از دلم برخاست

آواره ام!برگرد!در من قصر شیرین است
یک تکه از خاک وجودم خانه لیلاست

چشمان من خاصیّت بخشندگی دارند
یک روز می بینی که چشمان تو هم زیباست

چیزی نگو ٬امشب صدا را باد خواهد برد
حسی که در دل داری از پیراهنت پیداست

من خسته ام...عمریست یک دیوانه در قلبم
سر می زند بر سنگ و میپرسد:کسی اینجاست؟

من عاشقم٬او نیست٬اما هر دو تنهاییم
من بی خودم تنهایم و او با خودش تنهاست

مهرانه جندقی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار مهرانه جندقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تا در سکوتم گفته باشم ماجرایم را
عمری نوشتم روی کاغذها صدایم را

مثل رسولی خسته می مانم که یارانم
هرگز نفهمیدند صدق ادعایم را

یک روز شاعر می شوم با اینکه یک عمر است
نشنیده می گیرید از من شعرهایم را

بعد از من ای آنها که می نوشید سهمم را
خالی نگه دارید در میخانه جایم را

این شعرها گاهی مرا بد جور می خوانند
چونانکه من وقت پریشانی خدایم را

ای شعر دیگر داشتم می رفتم از شهرت
کاش این دم آخر نمی کردی هوایم را

مهرانه جندقی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار مهرانه جندقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دوری ولی شاید دلت همراه من باشد
یا در سرت سودای اینجا آمدن باشد

من بی تو شاعر میشوم اما بیا شاید
پیش تو بودن بهتر از شاعر شدن باشد

دور از وطن افتاده ای اما نمیدانی
حال غریبی را که در خاک وطن باشد

اینگونه که می سوزم از من هیچ می ماند
تا باز گردی چاره شاید ساختن باشد

روزی میایی کاش این در را که می کوبی
در من توان از زمین برخاستن باشد
...

وقتی نگاهم میکنی گم میکنم خود را
وقت غزل خواندن فقط گوشت به من باشد

مهرانه جندقی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار مهرانه جندقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

میان اینهمه شعر این یکی برای خودم
برای آخر غمگین ماجرای خودم

سرم غروب به بالای دار خواهد رفت
خدا کند که ببخشد مرا خدای خودم

یکی شدیم و افسوس آخرش این شد
که اشتباه بگیرم تو را به جای خودم

تو بی گناه اسیری بگو به قاضی شهر
بگو اضافه کند روی جرم های خودم

به چشمات چه پاسخ دهم نمی دانم
و سالهاست که ماندم در این چرای خودم

زیاد وقت ندارم برو خداحافظ
غروب شد و رسیدم به انتهای خودم

مهرانه جندقی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار مهرانه جندقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک کلبه ی خراب و کمی پنجره
یک ذره آفتاب و کمی پنجره

ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره

در این سیاه چال سراسر سوال
چشم و دلی مجاب و کمی پنجره

بویی ز نان و گل به همه می رسید
با برگی از کتاب و کمی پنجره

موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب و کمی پنجره

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شروع هر سلام تو تازه تمام میشوم
آبی هر رسیدنی، پیش تو خام میشوم

قصه تویی، شعر تویی، آئینه دار زندگی
با غزل نگاه تو شراب جام میشوم

غزال بی مثال دل، دشت به دشت میدود
صید کن آسوده مرا پیش تو رام میشوم

من و تمنای شما، دو دست رو به آسمان
بگو که قربانی تو ورنه حرام میشوم

بخوان مرا که زندگی پر از نگاه تو شود
قرعه ی کامتان شدم، سند به نام میشوم

 نوید محمودی





نوع مطلب : حامد حسینخانی ـ مرتضی مصلح - نوید محمودی، 
برچسب ها : اشعار نوید محمودی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony