تبلیغات
غزلخانه - مطالب دی 1390
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

سال هزار و سیصد و... هر سال، سال توست
تقدیر من رقم شده در زیر فال توست

می پرسی این غزل برای کدامین فرشته است؟
می خندم! آی! خوب من! این شرح حال توست

غیر از کلام و واژه چه دارم من از جهان؟
این خلسه های نیمه من، از مجال توست!

بیت و نفس، شبیه به هم تند می شوند
آهنگ قلب و نبض من این حس و حال توست

وصل همیم در تن یک شعر بال دار
پای دویدن از من و پرواز... بال توست

وقتی اتاق من پر پروانه می شود
فصل بهار آمده... یا این خیال توست؟!

گاهی برای از تو سرودن غزل کم است
بس که قصیده پشت سرت... زیر شال توست!

سلطان عشق، روی لبانت جلوس کرد
امشب شروع سلطنت خط و خال توست

"ما را سری است با تو..." که معناش این شده است
یعنی بخواه! زندگی ام نیز مال توست!

رگ هام را زدم فوران کرد تا افق
خون چکیده بر تن این شب حلال توست

امیر مرزبان






نوع مطلب : سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی، 
برچسب ها : اشعار امیر مرزبان،
لینک های مرتبط :
جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سال ها پیش ازین به من گفتی
که مرا هیچ دوست می داری؟

گونه ام گرم شد ز سرخی ِ شرم
شاد و سرمست گفتمت، آری!

باز دیروز جهد می کردی
که ز عهد قدیم یاد آرم
سرد و بی اعتنا تو را گفتم
که دگر دوستت نمی دارم

ذره های تنم فغان کردند
که، خدا را! دروغ می گوید
جز تو نامی ز کس نمی آرد
جز تو کامی ز کس نمی جوید

تا گلویم رسید فریادی
کاین سخن در شمارِ باور نیست
جز تو، دانند عالمی که مرا
در دل و جان هوای دیگر نیست

لیک خاموش ماندم و آرام:
ناله ها را شکسته در دل تنگ
تا تپش های دل نهان ماند،
سینه ی خسته را فشرده به چنگ

در نگاهم شکفته بود این راز
که دلم کی ز مهر خالی بود؟
لیک تا پوشم از تو، دیده ی من
برگلِ رنگ رنگِ قالی بود

دوستت دارم و نمی گویم
تا غرورم کشد به بیماری!
زانکه می دانم این حقیقت را
که دگر دوستم... نمی داری...

سیمین بهبهانی





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : اشعار سیمین بهبهانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خودت را جای من بگذار؛دلت بدجور می گیرد
تمام خاطراتم راکسی بازور می گیرد

همه گفتند عاشق شد؛همه گفتند خوشبخت است
ومن هرگزنفهمیدم؛که چشم شور می گیرد

 تمام عمر عشقم را شبیه ؛آتشی دیدم
که خشک وترنمی فهمد به چندین جورمی گیرد

تمام دلخوشی من ؛همان تور سفیدی بود...
همان پیراهنی که بویی از کافورمی گیرد

کلاف سرنوشتِ من؛به دستان تو وامی شد
ولی بی تو دلم از نقطه های کور می گیرد...

تو رفتی ودل این ماهی تنها برایت مُرد...
ودستِ وحشی اورا کسی با تورمی گیرد

مرا در کاخ های بی طلوع خود رها کردی
ببین خوشبختی ازچشم ِقشنگت نور می گیرد

ببین برگرد اینبارو...خودت را جای من بگذار...
بدون چشم های تو.....دلم بد جورمی گیرد

بهار حق شناس





نوع مطلب : جمیله كراماتی ـ نرگس برهمند- بهار حق شناس ، 
برچسب ها : اشعار بهار حق شناس،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

لنگر انداخته در اسکله، کنگر خورده
این عقابی که مسیرش به کبوتر خورده

موج با شوق تو می آید و برمی گردد
متلاشی شده، بی حوصله و سرخورده

گاه یک صخره ی پنهان شده را رد کرده ست
گرچه هر بار به یک صخره ی دیگر خورده

بوسه ات سرخ ترین میوه ی فصل است انگار
سیلی موج که بر گونه ی بندر خورده

«بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم»
هر که بد گفت به چشمان تو شکَّر خورده!

چشم تو معدن الماس ولی لبخندت
سینه ی ترد اناری ست که خنجر خورده

غزلی گفته ام از گونه ی گل نازک تر
من بجز شعر چه گفتم که به تو برخورده!؟

عبدالحسین انصاری





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار عبدالحسین انصاری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردن است

متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است

چون تو نه در مقابلی، عکس تو پیش رو نهم
این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است

ای گل نازنین من، تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان، در تو نگاه کردن است

لوح خدانمایی و آینۀ تمام قد
بهتر از این چه تکیه بر، منصب و جاه کردن است؟

ماه عبادت است و من با لب روزه دار از این
قول و غزل نوشتنم، بیم گناه کردن است

لیک چراغ ذوق هم اینهمه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردن است

من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی
از دم مهد تا لحد، در اشتباه کردن است

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
سجده به کاخ کبریا، خواه نخواه کردن است

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند؟
این هم اگرچه شکوۀ شحنه به شاه کردن است

عهد تو (سایه) و (صبا) گو بشکن که راه من
رو به حریم کعبۀ (لطف اله) کردن است

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است

بوسه تو به کام من ،کوهنورد تشنه را
کوزۀ آب زندگی توشه راه کردن است

خود برسان به شهریار، ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم، عمر تباه کردن است

شهریار





نوع مطلب : شهریار ، 
برچسب ها : اشعار شهریار،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

این غزل برای توست ای که مثل بارانی
می روی ز آغوشم پیش من نمی مانی

بعـد رفتنت این دل ، دل نشد برای مـن
یـادگـاری ات اما ،این دو چـشم بـارانـی

دلخوشم به دیدارت،لحظه ای شده حتی
گفته بودی ام روزی خون به دل تو می مانی

سهم من زدیدارت هر زمان همین بوده است
خنده های مصنوعی گریه های پنهانی

قسمت تو از دنیا هر چه عشق و خوبی بود
سهم من ولی یک زخم آن چنان که می دانی

من شبیه یک کولی دوره گرد قلب تو
قلب من ولی قصریست تو همیشه مهمانی

زل زدن به چشمانت عادتم شده انگار
زل بزن به چشمانم ای که نور چشمانی

مرتضی حبیبی





نوع مطلب : مرتضی حبیبی، 
برچسب ها : اشعار مرتضی حبیبی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پلنگ سنگی دروازه‌ های بسته شهرم
مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم
 
تفاوت‌ های ما بیش از شباهت هاست باور کن
تو تلخی شراب کهنه ای من تلخی زهرم
 
مرا ای ماهی عاشق رها کن فکر کن من هم
یکی از سنگ های کوچک افتاده در نهرم
 
کسی را که برنجاند تو را هرگز نمی بخشم
تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم
 
تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من
پلنگ سنگی دروازه‌های بسته شهرم

فاضل نظری

رمضان 1390

 





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نوشته یا ننوشته ، غزل نمای توأم
بمانی و بروی باز هم برای توأم

کمی کنار بیا با منی که از ته قلب
همیشه رام نگاه پر ادعای توأم

چه در خیال و چه خواب و میان خاطره ها
به هر بهانه به دنبال رد پای توأم

بیا و هق هق من را شبی تماشا کن
که انعکاس غریبانه ی صدای توأم

دلم گرفته و بغضم نمی شود آرام
چقدر عاشق گریه به شانه های توأم

به جز تو با همه دنیا غریبگی کردم
چرا تو منکر آنی که آشنای توأم؟ . . .

بیا و کار دلم را به ناکجا نکشان
که مشتری شده ام باز و در فضای توأم

مرضیه خدیر





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار مرضیه خدیر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر
در روحمان طراوت مهتاب عشق بود
سرهایمان چو شاخهء سنگین ز بار و برگ
خامش ، بر آستانه محراب عشق بود


من همچو موج ابر سپیدی کنار تو
بر گیسویم نشسته گل مریم سپید
هر لحظه میچکید ز مژگان نازکم
بر برگ دستهای تو شبنم سپید


گوئی فرشتگان خدا در کنار ما
با دستهای کوچکشان چنگ میزدند
در عطر عود و نالهء اسپند و ابر دود
محراب راز پاکی خود رنگ میزدند


پیشانی بلند تو در نور شمع ها
آرام و رام بود چو دریای روشنی
با ساقهای نقره نشانش نشسته بود
در زیر پلکهای تو رویای روشنی


من تشنهء صدای تو بودم که می سرود
در گوشم آن کلام خوش دلنواز را
چون کودکان که رفته ز خود گوش می کنند
افسانه های کهنهء لبریز راز را


آنگه در آسمان نگاهت گشوده شد
بال بلور قوس و قزح های رنگ رنگ
در سینه قلب روشن محراب می تپید
من شعله ور در آتش آن لحظهء درنگ


گفتم خموش «آری» و همچون نسیم صبح
لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم
در سینه هیچ نیست به جز آرزوی تو


فروغ فرخزاد





نوع مطلب : فروغ فرخزاد ، 
برچسب ها : اشعار فروغ فرخزاد،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یلدا شب بلند غزلهای مشرقی ست
میلاد هر ترانه زیبای مشرقی ست

آهسته می رسند به مقصد ستاره ها
مهتاب گاهواره رویای مشرقی ست

سرما حریف قصه مادربزرگ نیست
دستش لحاف کرسی گرمای مشرقی ست

(از هرچه بگذری سخن دوست خوشتر است)
حافظ دوای روح و مسیحای مشرقی ست

سیب و انار و پسته،شیرین و ترش و شور
طعم اصیل یک شب یلدای مشرقی ست

حالا که دوستان همه جمعند دف بیار
چشم انتظار صد دل شیدای مشرقی ست

یلدا شب یکی شدن آفتاب و ماه
میلاد هر ترانه زیبای مشرقی ست

نغمه مستشارنظامی





نوع مطلب : نغمه مستشارنظامی ، 
برچسب ها : اشعار نغمه مستشارنظامی،
لینک های مرتبط :
شنبه 3 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony