تبلیغات
غزلخانه - مطالب دی 1390
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

به نام عشق که زیباترین سر آغاز است
هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد
چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است

سعید بیابانکی





نوع مطلب : سعید بیابانکی ، 
برچسب ها : اشعار سعید بیابانکی،
لینک های مرتبط :
جمعه 30 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

با تو آشنا گشتم ابتدای این کوچه
از نشانه لبریز است جای جای این کوچه

با سلام هرصبح ات پنجره تولدیافت
آسمان به وجد آمد پابه پای این کوچه

عاشقانه پاشیدی عطرخنده هایت را
روی باوری خاکی هر کجای این کوچه

بازمنتظر ماندم پشت وسعتی غمگین
زل زدم به دیوار انتهای این کوچه

چون مسافری غمگین بغض در گلودارم
زیر گریه خواهم زد همصدای این کوچه

دست را تکان دادی گفته ای خداحافظ
بعد از آن چه دلگیرند بچه های این کوچه

محسن مظلومی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار محسن مظلومی،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بگذر و در حـــــــریم دل رنج قدم دوباره کن
آب بر آتشـــــــــــــــم مزن سوختنم نظاره کن

دست بکش به موی من ، ای همه آرزوی مـن
مزرع ســـــبز سینه را شعله ور از شراره کن

وصل نجــــــویم از شبت ، عشق نبویم از لبت
تا به سحــــــــر ورق بزن زخم دلم شماره کن

گـــــــوش بده به نای دل ، مالک دل خدای دل
تیشه نزن به پای دل ، بلکه حصـــــار پاره کن

شکوه از این هوا مکن ، جز در عشق وا مکن
دست مــــــــرا رها مکن ، راه نما و چاره کن

هیـــــــچ نمانده چاره ام ، از شب بی ستاره ام
تشنه ی یک اشاره ام ، باز بیا اشـــــــــاره کن


راحله یار





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار راحله یار،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

درمانده مانده ام دو سه هفته است ای پری
با  ما  نمی نشینی  و با  ما  نمی پری ؟

آری منم همان كه فراموش كرده ای
آیا  مرا  هنوز به خاطر  می آوری ؟

بعد از تو من همین غزل نیمه كاره ام
تكراری و ورق ورق و پوچ و سرسری

تو بی گمان همان غم عشقی كه خواجه گفت :
«كز هر زبان كه می شنوم نامكرری »

آن شب كه با تو پر زدم و عاشقت شدم
باور نداشتم كه تو از جنس دیگری

باور نداشتم كه تو با ما غریبه ای
باور نداشتم كه تو اینجا مسافری

باور نداشتم كه به این راحتی مرا
اینجا به حال خود بگذاری و بگذری

گفتی كه پیر و خسته و دل ناتوان شدم
اما دروغ بود تو از من جوانتری

زیرا هنوز هم كه هنوز است عاشقی
زیرا هنوز هم كه هنوز است دختری

ای آرزوی مرده در اعماق زنده رود
یادت به خیر ، دختر زیبای بندری

مهدی جهاندار





نوع مطلب : محمدمهدی ناصری-آریا قادری-مهدی جهانداری ، 
برچسب ها : اشعار مهدی جهاندار،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم
حال من حال پریشان قشنگی ست گلم

قبل از آنی که بیایی چه کـــویری بودم ...
زندگی با تو چه گلدان قشنگی ست گلم

سرنوشت من و تو روز ازل تعیین شد ...
فال ما داخل فنجان قشنگی ست گلم

نوحم از لطف تو بانو ... که تمام عمــــرم :
« راه رفتن توی ‌دالان قشنگی » ست گلم

من لامذهب بی دین به تــــــو ایمان دارم
خیلی این کفر من ایمان قشنگی ست گلم

حاضــــــرم بنده‌ی چشمان سیاهت باشم
توی چشمان تو شیطان قشنگی ست گلم

یوسفم ! بوی تو کافی ست مرا ... این دنیا ...
با حضور تو چه کنعان قشنگی ست گلــــــم

مهدی جهانداری





نوع مطلب : محمدمهدی ناصری-آریا قادری-مهدی جهانداری ، 
برچسب ها : اشعار مهدی جهانداری،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

روی لبهایم به یادت رنگ سرخی میزنم
ماهی کوچک میان تنگ چشمانت منم

دستهایم روز و شب رسوای دستان تو اند
می نویسم از تو هر شب باز پاکش می کنم

عاشق دیوانه ات اینجاست پشت پنجره
می زند باران به جایت بوسه ها را بر تنم

مثل یک دیوانه هر شب شعر میخوانم بلند
قصه پیچیده ست پیش دوست پیش دشمنم

راه حل این معما باز در دستان توست
میدود در دستهایت تکمه ی پیراهنم

آسمان بودم گرفتار شبی تاریک و سرد
می گذارد ماه امشب سر به روی دامنم

صفیه بیات
پانزدهم دیماه 1390

وبلاگ شاعر: http://safiabayat.blogfa.com





نوع مطلب : الهام دیداریان - پریا کشفی -‌ راضیه‌ رجایی - صفیه بیات، 
برچسب ها : اشعار صفیه بیات،
لینک های مرتبط : صفیه بیات،
جمعه 16 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک شاخه رز ، یک شعر ، یک لیوان چایی
آنقدر اینجا می نشینم تا بیایی

از بس که بعد از ظهرها فکر تو بودم
حالا شدم یک مرد مالیخولیایی

بعد از تو خیلی زندگی خاکستری شد
رنگ روپوش بچه های ابتدایی

یک روز من را می کشی با چشمهایت
دنیا پر است از این رمان های جنایی

ای کاش می شد آخرش مال تو بودم
مثل تمام فیلمهای سینمایی

امسال هم تجدید چشمان تو هستم
می بینمت در امتحانات نهایی

می بینمت؟...اما نه! مدتهاست مانده است
یک شاخه رز... یک شعر... یک لیوان چایی

رضا عزیزی





نوع مطلب : علی سعادت شایسته - رضا عزیزی - مصطفی رستگاری ، 
برچسب ها : اشعار رضا عزیزی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

منحنی قامتم تابع ابروی توست
خط مجانب بر آن، طره ی گیسوی توست

حد رسیدن به تو، مبهم و بی انتهاست
بازه‌ تعریف دل، در حرم کوی توست

بی تو وجودم بود یک سری واگرا
ناحیه همگراش دایره روی توست

مهر تو چون می‌دهد سمت به بردار دل
هر طرفی روکنی، هم‌جهت و سوی توست

پرتو خورشید شد مشتق از آن چشم تو
گرمی و جان‌بخشی‌اش جزئی از آن خوی توست

چون به عدد، یک تویی، من همه‌ ی صفرها
آن چه که معنا دهد قامت دلجوی توست

گر شود آن دم که ما زوج مرتب شویم
سر به رهت می‌نهم، چون که سرم گوی توست

هجر و فراقت شکست قائمه " قائمی "
نقطه پرگار عشق واله و پی‌جوی توست

دکتر محمدحسین قائمی

. . .

شعری از دکتر محمدحسین قائمی که همه‌جا به اشتباه به زنده‌یاد پروفسور محسن هشترودی منسوب شده و البته اغلب با غلط‌های فراوان بازگو شده‌است؛ دکتر قائمی این شعر را به تضمین تک‌بیتی (بیت نخست: منحنی قامتم...) سروده که شاید تنها همان تک‌بیت از پروفسور هشترودی باشد.

منبع: خبرآنلاین





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر دکتر محمدحسین قائمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بافه‌های جان من در سیم‌های تو تنید
گرچه از هم دور هستیم و جداییم و بعید

سیم‌پیچت که مدارش محور قلب من است
پیچه‌ای از جنس روح است و زغالش از تن است

پرشده در اتصال پیل عشق تو به سیم
خازن قلب من از جریان برقت مستقیم

هم کلید رمزهای نقطه و خطم تویی
هم پیام سیم‌های بسته و در هم تویی...


این چهار بیت، بخشی از شعر ماکسول است که عرفان خسروی آن را ترجمه کرده است





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر ماکسول،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

امشب دوباره آمده ام ، باز هم سلام
من را ببخش مرد غزل هـــــای ناتمام

من را ببخش بابت احساس خسته ام
من را ببخش بابت این فکرهــــای خام

این حرف ها درون دلم درد می کشید
این حرف هــــا وجــــود مــرا داد التیام

گفتی کلافه می شوی از این حضورمحض!
گفتی عذاب می کشی از دست من مدام

گفتی نگاه هــــرزه ی من با تو جـور نیست
گفتی که پاک هستی و این فعل ها حرام!

گفتی و باز گفتی و هی اشک پشت اشک
مابین پلک هــــــای تـــــرم، کــــرد ازدحــام

می خواستــــم فقط بنویسم چرا؟چرا؟
می خواستم بگیرم از این شعر انتقام

اما دلم شکسته تر از این بهانه هاست
خو کرده ام به عادت دنیــــــای بی مرام

من با زبان تلخ تو بیگانه نیستــم
من با هزار درد غم انگیز، آشنام!

شاید غزل هوای دلــــم را عوض کند
شاید رها شوم کمی از این ملودرام

این بیت ها همیشه مرا فاش می کنند
این بیت ها روایت تلخی ست هر کدام...

زهرا شعبانی





نوع مطلب : نرگس عینی ـ مهناز فرهودی - زهرا شعبانی - راضیه ایمانی، 
برچسب ها : اشعار زهرا شعبانی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن دارد
خــواب،در بستـــر چشمان تو دیدن دارد

وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم
دست در دست تو هــر کوچــه دویدن دارد

تاک، ازبوی تَنَت مست، به خود می پیچد
سیب در دامنت احســـــاس رسیدن دارد

بیــخ گوش تو دلاویزترین بـــاغ خــــداست
طعـــم گیلاس از این فاصله چیــــدن دارد

کودکی چشم به در دوخته ام...تنگ غروب
دل مـن شـــــوقِ در آغــــــــوش پریدن دارد

"بوسه" سربسته ترین حرف خدا با لب توست
از لب ســـرخ تــــو این قصـــــه شنیدن دارد...!

اصغر معاذی





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار اصغر معاذی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نشد سلام دهم - عشق را جواب بگیرم
غـــرور یـــخ زده را ، رو بــــه آفتاب بگیرم

نشد که لحظه ی فرّار مهربان شدنت را
بـــه یادگار ، برای همیشه قاب بگیــــرم

نشد تقاص همه عمــر تشنه جانـــــی خود را
به جرعه ای ز تو - از خنده ی سراب - بگیرم

چرا همیشه تو را ، ای همه حقیقتم از تو
من از خیال بخواهــــم و یا ز خواب بگیــرم

چقدر می شود آیا در این کرامت آبی
شبانــه تـــور بیاندازم و حباب بگیــرم

حصــــار دغدغه نگذاشت تا دقیقـه ای از عمـــر
به قول چشم تو : « حالی هم از شراب بگیرم »

خلاصه مثل مترسک گذشت زندگی من
نشد که عرصه ی پروازی از عقاب بگیرم

محمد علی بهمنی





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

برای دفعه آخــــــر بیا کمـــی بــه عقب
به چشمهای صمیمی، لبان بی رژ لب

شروع قصه همین بود: پنجره وا شد
و بــی نهــــایت دیوار باقـــــی مطلب

به جستجوی تو رفتم دو سال در باران
و سوختـــم همـه عمر در تشنج و تب

خدا چه کرده به من که پس از دوسال هنوز
ولــــم نمی کند این عشق، عشق لامصّب!

بـــه جای آنکه بگویــــی بـرو خداحافظ
مرا ببوس صمیمانه عشق من: عقرب!

***
تمام هستی این شعر نعش روباهیست
کــــه در میان دلم گریه کرده از سر شب

سید مهدی موسوی





نوع مطلب : سیدمهدی موسوی - ناصر ندیمی - اصغر عظیمی‌مهر، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی موسوی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یكـــی با بخت خوابیــده یكــــی با بخت ِ خوابیده
جهان خوابی است در بیخوابی چشم جهاندیده

یكی را حلقه در دست و یكی را دست در حلقه
كلید هـــر دری در قفــل هــــر دردی نچرخیـــده

یكی با عقل خوشنام و یكی با عشق بدنام است
بـــه نام نامــــی آنكس كــــه مـــــا را ننگ نامیده!

تعـــادل در تــــــرازوی كدامین دولتـــــی ای عقل!
كه ناسنجیده می گویی ولو سنجیده سنجیده!؟

سرم از شرب سنگین و سبوی شیشه ای در دست
ســــرم را در سبـــــو كــــن  آه  ای  دُور  نگـــــردیده!

تویــی آن آفتابــی گردن و من آن گل گیجـــــی
كه سرگردانی اش را هیچ خورشیدی نفهمیده

تو آن بازیگر تردستی و من آن گل پوچـــی
كه او را هیچكس از هیچ دستی برنمی چیده

من و تو با گناه عشق در جان هم افتادیم
گناهی كه خدا بخشیده آنرا و... نبخشیده

من و تو همچنان تب كرده و بیمار ِ ِهم، هرچند
خـدا داروی مـا را هردو در یک نسخـــــه پیچیده

مرتضی آخرتی





نوع مطلب : سید عاصف حسینی-قاسم صرافان-مرتضی آخرتی، 
برچسب ها : اشعار مرتضی آخرتی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چـــه وقت گــــل کند آیا شکوفه های تنت
چه قدر مانده که دستم رسد به پیرهنت ؟

چگــونه صبــر کنــم کـــه باز برچینــم
شکوفه ی غزل از گیسوان پر شکنت

غمـی نجیب نهفته ست در دلم  که مرا
رها نمی کند احساس دوست داشتنت

تو آن دقایق شیرین خاطرات منی
ببر مـرا بــه تماشای باغ نسترنت

تمام شهر به تایید من بپا خیزند
اگـــر دقیـــق ببینند از نگاه منت

چگونه با تـــو بجوشــــم؟چگــونه دل بدهم ؟
منی که این همه می ترسم از جدا شدنت

محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

افتاده دو چشمان تو در مردمک من
انگار  اثــــر کـــــرده دوباره کلک من

تو کودک گستاخ و منم ظرف سفالی
هی لــج نکن و سنگ نزن بر ترک من

صدمرتبه در آبی چشمت شده ام غرق
افسوس کــــه یک بــار نکردی کمک من

رد شد دل پوشالی و ناپاک و دو رنگت
در ساد ه ترین مرحـله های ِ محک من

گفتی که به جز شمع تنت شعله ندارم
با شعله ی کی سوخته ای شاپرک من

طی شد همه ی عمرم و افسوس نبوده
یک خاطــــره در زندگــــــــی مشترک من

رفتی من ِ بی خاطره در خویش شکستم
درنامـــه  نوشتــــم  نگزیده  است کک من

باز آمده ای سوی دلم مثل گذشته
آهنگ جدایـی نزنی نی لبک من! ! !

صادق فقانی





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صادق فغانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

گل مــی کنـــد به باغ نگـاهت جـوانی ام
وقــتی بروی دامـــن خـــود می نشانی ام

داغ جنون قـــطره ی اشــکم به چشـم تـو
هر چند از دو چـشم خودت می چکانی ام

مـن عــابـــر شــکســته دل خـلوت تو ام
تا بیـکران چشــم خـــودت مــی کشانی ام

یک مشـت بغض یــخ زده تفسیر می کند
انـــــدوه و درد غربــت بــی همــزبانی ام

وقــتی پـریـد رنگ تــو از پشت قصه ها
تصــویر شد نهـــایت رنـــگــین کـمانی ام

تو، آن گلی که می شــکفی در خیــال من
پُر می شود زعطر خوشــت زنــدگانی ام

در کـهــکشان چـشــم تو گـم می شود دلم
سرگـشتـــه در نــــهایــتی از بی نشانی ام

زیــبــاترین ردیـف غـــزلهـــای من توئی 
ای یـــــار ســــرو قـــامت ابـرو کمانی ام

حــالا بیـــا و غـــربـت مـا را مــرور کن
ای یــــادگــــــار وســعت سبـز جوانی ام

سید محمدرضا هاشمی زاده 





نوع مطلب : ناصر حامدی-محمدرضا هاشمی زاده - جواد مزنگی، 
برچسب ها : اشعار سید محمدرضا هاشمی زاده،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من با تـو قسمـت میکنم تنهاییم را
مجموعه ی آشفــته ی شـیداییم را

پر میکشد تا بیکرانهـا این دل من
آرام کن این مرغـــک صحـراییم را

آییـنه ام آییـنه ی چشمـان ســبزت
تکثیر کن با چشــم خود زیباییم را

دستم بگیر ای آشـنا تا با حضورت
پیـــــدا کنم دنیــای ناپـیــــــداییم را

در کوله بارم جـزغم تنهـاییم نیست
پس با توقسمـت میکنم تنهـاییم را

سید محمد رضا هاشمی زاده 





نوع مطلب : ناصر حامدی-محمدرضا هاشمی زاده - جواد مزنگی، 
برچسب ها : اشعار سید محمد رضا هاشمی زاده،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دریا، غروب ، ساحل و غم، اشکهای من
امشب شمیم هر نفسی در هوای من

یک سو منم، نگاه تو ، لبهای بسته مان
یک سو تویی ، شبیه مسافر برای من

پیچیده هق هقم که چرا می روی ؟ دگر
هردم به آسمان برسد های های من

"رفتن"، ترانه ای که به اجبار خوانده شد
حالا بخوان به نام خودت همصدای من

*
دیگر گذشته از سر من فکر بودنت
پایان گرفت قصه ی ما ناخدای من

 

نگین افشاری





نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار نگین افشاری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

دریاست دو چشم تو چه مشکی و چه آبی
زیباست لبان تو چو یاقوت مذابی

باغیست تنت سبزتر از سبزی جنگل
هر میوه اش آغشته به دریای شرابی

برهم زده ای جاذبه ی روی زمین را
هر ذره به سوی تو رَوَد با چه شتابی!

بر آن شدم از وحشت چشمت بگریزم
مهر تو ولی بسته به پاهام طنابی

یکبار تورا دیدم و صد بار دلم را
با دوری خود کُشتی و دیگر چه حسابی؟

چون سیل شدی آمدی و ولوله کردی
چون زلزله بستی کمرت را به خرابی

گیسو بتکان دختر زیبای غزلها
آب از سر من رفته و دیگر چه حجابی؟

دیشب زدم از خواجه پی هر دوِمان فال
می گفت:«حلال است به ایام شبابی»

آزاد و رها گشتنم از بند تو سخت است
ورنه که به حبسِ قفسِ تو چه عذابی!؟

زندان اگر آغوش تو، سلول تو بازوست
به به... که چه بندی، چه قرنطینه ی نابی

حمید چشم آور





نوع مطلب : آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور، 
برچسب ها : اشعار حمید چشم آور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony