غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

 

پای دل قدم زدن آن هم كنار تو
باشد كه خستگی بشود شرمسار تو

در دفتر همیشه ی من ثبت می شود
این لحظه ها، عزیزترین یادگار تو

از هر طرف نرفته به بن بست می رویم
لعنت به روزگار من و روزگار تو

تا دست هیچ كس نرسد تا ابد به من
می خواستم كه گم بشوم در حصار تو

احساس می كنم كه جدایم نموده اند
همچون شهاب سوخته ای از مدار تو

آن كوپه ی تهی منم آری كه مانده ام
خالی تر از همیشه و در انتظار تو

این سوت آخر است و غریبانه می رود
ـ تنهاترین مسافر تو از دیار تو

هرچند مثل آینه هر لحظه فاش تر
هشدار می دهد به خزانم بهار تو

اما در این زمانه‌ی عُسرت، مس مرا
ترسم که اشتباه بسنجد عیار تو

محمد علی بهمنی





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مهر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد
سه شنبه 7 مهر 1394 20:05
املای کلمه حصار را تصحیح بفرمایید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony