تبلیغات
غزلخانه - به عشق اعتماد کن (غزل ـ مثنوی)
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

دوباره آمدی و شعر ِ واژه واژه جان گرفت
و گردباد واژه ها به امر تو امان گرفت

تو را نوشتم و دلیل بیت های ناب تو
تویی که قلب تیره ی مرا خط شهاب تو

به پای تو غزل غزل به مثنوی کشید و بعد ...
تمام بحر ها به رقص مولوی کشید و بعد ...

جنون مرا گرفت و جذبه ی نگاهت ... آه ! نه
بگو چگونه خوانمت ؟ فرشته ؟ نور ؟ ماه؟ نه

تو برتر از تمام واژه های عاشقانه ای
شبیه آن خدای ناشناس جاودانه ای

بیا و دست خسته ی مرا بگیر ... میشود؟
به عشق اعتماد کن وگرنه دیر می شود

قسم که با تو می توان به شوق قله پر کشید
شراب را ز بوسه هات جرعه جرعه سر کشید

و یا به نقطه ای که نا کجاست هم سلوک کرد
و نیز تا خود خدا قدم قدم سلوک کرد

به اعتبار یک گل از تو می توان بهار شد
خزان مانده را عبور کرد و رستگار شد

به سوی عشق می روم؛ بهانه ام تو می شوی
دلیل شور و حال عارفانه ام تو می شوی

خبر نداری از من این چنین صبور می روی
خبر نداری از دلم که با غرور می روی

نگاه کن هنوز عاشق تو مانده است ... ای
به سینه داغ دوری تو را نشانده است ... ای

به یک نظر تمام کن دوام غربت مرا
بیا به خنده بشکن این سکوت خلوت مرا

مگر چه قدر بی تو می توان نشست نازنین !
چه قدر می توان درون خود شکست نازنین!

مگر چه قدر می توان که بی تو ... وام شعر من !
فدای چشم های مست تو تمام شعر من

دلم گرفته است هر چه عاشقانه تر بیا
به بغض های من قسم که بی بهانه تر بیا

بیا و دست گیر و خستگیم را تمام کن
به آفتاب ؛ رمز عاشقیمان سلام کن

ببین من آنقدر به حسرت تو مانده ام که هیچ
دوباره آنقدر ترانه بی تو خوانده ام که هیچ

غروب ها برای من طلوع ها برای تو
نگاه کن که عاشقت هنوز پا به پای تو

تو نیستی و قاب خاطرات گوشه ی اطاق
تو نیستی و برق خنده هات گوشه ی اطاق

هنوز عاشقم ولی هنوز بی تو هیچ وقت ...
که می نویسمت هنوز هم ولی تو هیچ وقت ...

من و اطاق مانده ایم و یک ترانه تا سحر
به یاد تو چه قدر قصه گفته ایم با سحر

دلم گرفته شعر بی تو نا تمام می شود
دریغ باز گریه آخرین کلام می شود ...

کوروش ترابی





نوع مطلب : محمدحسین ملکیان - مهدی مردانی - کوروش ترابی، 
برچسب ها : اشعار کوروش ترابی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony