تبلیغات
غزلخانه - دو مسافر
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

دو مسافر دو روبرو با هم ، در قطاری پُر از بهار امشب
هیچ کس نیست مثل ما خوشبخت ، در تماشای روزگارامشب

در نگاهت ستاره ها روشن ، در سکوتت اشاره ها خاموش
راهمان کهکشان لبخند است ، خوش به حال من و قطار امشب!

مقصد این مسافران راه است ، مقصد ما فراتر از ماه است
می برم با خودم تو را تا عشق ، روی یک اسب بالدار امشب

ابر های سپید ، خانه ی توست ، « باز باران » پر از ترانه ی توست
این هوای مدیترانه ی توست ، در غزل های من ببار امشب

رقص خودکار نور در دستم ، دفتر شب مرا ورق زده است
می نویسم برای چشمانت ، شعرهایی به یادگار امشب

این سفر نیست ، باغ رویایی است ، سیب دستان تو تماشایی ست
کندوی خنده ات مربایی است ، می چکد از لبت انار امشب

ای قطار از درنگ شب رد شو ، مرد دهقان به خانه برگشته ست
کوه اگر ریخت ، می شود از او ، بگذری مثل آبشار امشب

دو مسافر ، دو روبرو با هم ، زیر لب باز شعر می خوانند
عشق در ایستگاه آخر خود ، می کشد باز انتظار امشب...

حامد حسین خانی





نوع مطلب : حامد حسینخانی ـ مرتضی مصلح - نوید محمودی، 
برچسب ها : اشعار حامد حسینخانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد
سه شنبه 24 مرداد 1391 23:58
حالم خیلی بده غزلخانه جان به خاطر زلزله آذربایجان کاش دیگه از این اتفاقها نیفته کاش . . .

از شعر ها فرشته ی الهام من پرید
دختر پرنده ا‌ی شد و از بام من پرید

گنجشك ، پر [پرنده ی تو ، پر] كلاغ ، پر
!انگشت های یخ زده با نام من پرید

گنجشك پر گشود و هیولای غصه ها
چون كركسی به لانه ی اوهام من پرید

این شعر ، درد دوری و عشق تو بود كه
از لای بسته های دیازپام من پرید

چون مرده بود نامه رسان (كفتر سپید)
هر واژه پر شد و خود پیغام من پرید

سید مهدی موسوی
محمد آل احمدمنم امیدوارم انشاالله دیگه شاهد چنین اتفاقات تلخی نباشیم . خداوند به بازماندگان این حادثه و همه‌ی مردم ایران صبر بده.
سه شنبه 24 مرداد 1391 11:32
سلام غزلخانه جان

موسیقی رو عوض کردین ! خوبه ارومه

مثل اینه که فارغ از همه چی زیر درخت بید نشسته ایم و غزل می خوانیم
موسیقی قبلی ( البته خوشحالم که هنوزم هست ) به قول شما اوج و حضیضش مثل غزل می مونه
آرامش اولش خیلی خوبه ملایمه
اوجش آدمو آشفته می کنه و من این آشفتگی رو دوست دارم .

موفق باشی غزلخانه جان
محمد آل احمدسلام
خوشحالم که می پسندید و ممنونم از محبت شما
دوشنبه 23 مرداد 1391 20:23
اشتباهی شده ام عاشق چشمان شما، عفو کنید
یا پریشان شده ی موی پریشان شما، عفو کنید
دست من نیست که عاشق شده احساساتم
اینکه چشمم شده گریان شما، عفو کنید
جان من چیست که قربانی عشقی باشد؟
جان صد طایفه قربان شما، عفو کنید
من کی ام شعر بگویم، بکنم وصفِ شما؟
همه عمر شدم گرچه غزلخوان شما، عفو کنید
این چه ذکریست که جاری بشود روی لبم؟
کفر من له شده ی صولت ایمان شما، عفو کنید
من کجا؟ میل پریدن ز هواتان بکنم؟
بند بند نفسم بسته به زندان شما، عفو کنید
گرچه هی گفتم و گفتم که چه چشمی دارید
اشتباهی نشدم عاشق چشمان شما، عفو کنید

عطا عمرانی


محمد آل احمدسلام این غزل رو خانوم هدی به نژاد سرودند که توسط عطا عمرانی در برنامه رادیو7 خوانده شد.
دوشنبه 23 مرداد 1391 20:21
آرش شفاعی:

کسی نبود قرار از دلی جوان ببرد

دو جرعه خنده بیارد به جاش جان ببرد

کسی نبود مرا از هزار فصل شروع

به شاعرانه ترین فصل داستان ببرد

به جای این همه رخ داد های پر کش و قوص

به فصل پر کشش آخر الزمان ببرد

دلم گرفته نه از تو که از تمام زمین

کسی نبود دلم را به آسمان ببرد

خدا به خیر کند سر نوشت دنیا را

اگر که نام تو را باد بر زبان ببرد

درست عین همان قطره اشک لا مذهب

نخست ناز کند بعد خانمان برد

سرم فدای خیالات و آنکه این ایام

به احتمال کمی عاشقی گمان ببرد

خمار روح مرا شیشه شیشه باید شست

مؤدبانه بگو ساقی استکان ببرد

خیال کرده جز آتش است حاصل او
کسی که جرعه ای از عشق در دهان ببرد


دوشنبه 23 مرداد 1391 20:16
كوچشم آبی ات كه بهاری كند مرا
در انجماد عاطفه جاری كند مرا
من بی عصا گذشتن از احساس پیری ام
تا دستهای گرم تو یاری كند مرا
ای كاش چشم كافر هر جا نشین تو
از درد بی كسی متواری كند مرا
فردا كه می روی به افقهای دور، كاش
گرد گذشتن تو غباری كند مرا
از هجرت كبوتری ام خسته ام ولی
كو آن قفس كه باز بهاری كند مرا؟


امیر مهرداد امیری


دوشنبه 23 مرداد 1391 06:39
سلام دوست من
وبلاگ شعری ساختم و دل نوشته هامو توش می نویسم
خوشحال میشم اگه دوست داشته باشی با هم تبادل لینک کنیم
محمد آل احمدممنون از حضورت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony