تبلیغات
غزلخانه - ندیدم‌ آبشاری‌ در جهان‌ از گریه‌ زیباتر
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

چه‌ آغازی، چه‌ آغازی، كه‌ رازی‌ داشتم‌ با تو
در این‌ دنیای‌ سرگردان، منم‌ گم‌ در گُمان‌ یا تو

گمانم، از تو شیرین‌ بود، شیرین‌ از تو دنیایی‌
دو دنیا شور شیرین‌ شد، یكی با من، یكی با تو

یكی‌ بی‌پرده‌ بی‌پروا، غزل‌ می‌خواند و می‌رقصید
یكی‌ در خواب‌ شیرین، من، یكی‌ چشم‌ فریبا تو!

رها در باغ‌ رویاها در آدم‌ آمدم، دیدم‌
دلم، در مشتِ مشتاقان، در آغوشِ معما تو

چرا می‌رفتم‌ از باغی كه‌ باید باز می‌گشتم‌
سروشی‌ گفت‌ در گوشِ من‌ از جایی‌ كه‌ آنجا تو:

لب‌ از لب‌ وانكرده‌ آتشی‌ افروختی‌ در شب‌
شكفتی‌ چون‌ گل‌ آئینه‌ در خوابِ تماشا تو

بهاری‌ بود و برگی بود و چتری‌ بود و بارانی‌
درختی‌ بود و بختی بود و خورشیدی‌ كه‌ تنها تو

ندیدم‌ آبشاری‌ در جهان‌ از گریه‌ زیباتر
كه‌ پنهان‌ بود ماهی‌ در من‌ و آئینه، اما تو:

جدا از من‌ نخواهی بود، نه، هرگز، نسیم‌ من‌
برای‌ این‌ دل‌ مرده، نفسهای‌ مسیحا تو

هنوز از چشمهِ‌ چشمِ تو می‌نوشم‌ كه‌ می‌جوشم‌
تو در یاد منی، در خاطر هر قطره، دریا تو

نمی‌دانم‌ چه‌ خواهد شد پس‌ از این‌ ماجرا، اما
دوباره‌ می‌رسم‌ بی‌سایه‌ای‌ از خویشتن‌ تا تو

شهرام‌ مقدسی‌





نوع مطلب : محسن صفری - شهرام‌ مقدسی - محسن یاری - محمودرضا امینی، 
برچسب ها : اشعار شهرام‌ مقدسی‌،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد
سه شنبه 17 مرداد 1391 22:07
می کشی آه و در چشم هایت
می رمند آهوان دسته دسته
در گلویت ترک می خورد بغض
التماس دعا! دل شکسته!



می کشی آه و از سینه ی تو
بر می آید شهابی که ناگاه
عرش را تند در می نوردد
کهکشان کهکشان،هسته هسته



می کنی روی بر آسمان و...
جلوه گر می شود در وجودت
"سدره" با آن قد بسته قامت
"حور" با آن جمال خجسته



آسمانی سراسر ستاره
در نگاه تو سرگرم سوسوست
آه!ای در قنوت ایستاده
ماه در دست هایت نشسته



پیش از آنی که باران بخواهی
در نگاه تو باران گرفته است
در تو یک آسمان، ابر، زخمی است
در تو بغض ملائک شکسته...



...التماس دعا!دلشکسته!
دست های دعایت مریزاد!
ناز شست تو ای دست خالی!
ناز تاثیر دل های خسته

رضا شیبانی اصل

" التماس دعا "
سه شنبه 17 مرداد 1391 09:28
وبلاگ بسیار زیبایی دارین و این جمع آوری اشعار کار بسیار جالبیه
مخصوصا قسمت فاضل نظریش خیلی چسبید

ممنون
نماز روزه هاتون قبول
محمد آل احمدسپاس از حضورتون
قبول حق
سه شنبه 17 مرداد 1391 00:17
به شهر رنگ ها رفتیم گفتی زرد نامرد است
اگر رنگی تو را در خویش معنا كرد نامرد است

تو تصویر منی یا من در این آیینه تكرارم؟
جهان آیینه ی جادوست زوج و فرد نامرد است

چه قدر از عقل می پرسی چه قدر از عشق می خوانی
از این باز آی نااهل است از آن برگرد نامرد است

نه سر در عقل می بندم نه دل در عشق می بازم
كه این نامر بی درد است و آن پر درد نامرد است

بیا پیمان ببندیم از جهان هم جدا باشیم
از این پس هر كه نام عشق را آورد نامرد است



فاضل نظری



دوشنبه 16 مرداد 1391 23:53
چگونه بی‌خبری از جهان جانکاهم؟
نمی‌رسند مگر نامه‌های گهگاهم

خیال من به تو قد می‌دهد همین کافی‌ست
نمی‌رسد به تو وقتی که دست کوتاهم

غروب، تازه طلوع غم غریبان است
چه دیر با شب من آشنا شدی ماهم!

به سمتِ مقصد، یا جاده‌ها کش آمده‌اند
و یا هنوز من ِ خسته اوّل ِ راهم

فقط نه اینکه دل من گرفته، می‌بارم
گرفته بی تو دل ابرهای دنیا هم

من و تو ساکن یک پیله بوده‌ایم اما
بدل شدی تو به فریاد، من هنوز آهم

زیادی از سر من، چون نخواستم جز این
مرا ببخش اگر از تو کم نمی‌خواهم



امیر اکبرزاده

دوشنبه 16 مرداد 1391 23:52
باید خبر را بی‌خبر باشی بفهمی
در انتظارش پشت در باشی بفهمی

حال مرا وقتی که در فکر تو غرقم
از من مگر دیوانه‌تر باشی بفهمی

آیا چه می‌دانی از این خاکستر سرد؟
در عشق باید شعله‌ور باشی بفهمی

یک‌ـ‌دو قدم نه... شعر را باید که وقتی
یک عمر با من همسفر باشی بفهمی

بیهوده فرزندم نمی‌خوانم غزل را
حس مرا باید پدر باشی بفهمی

بهتر که با من نیستی هم‌درد، هرچند
تازه نمی‌فهمی اگر باشی بفهمی!

چیزی نمی‌فهمی تو از این داغ‌نامه
حرف مرا باید جگر باشی بفهمی

امیر اکبرزاده


دوشنبه 16 مرداد 1391 23:51
جا می‌خورد از تردی ساق تو پرنده!
ایمان منی - سست و ظریف و شكننده!-

هم، چون كف امواج «خزر» چشم‌گریزی
هم، مثل شكوه سبلان خیره‌كننده!

می‌خواست مرا مرگ دهد آن كه نهاده‌ست
بر خوان لبان تو، مربای كشنده!

چون رشته‌ی ابریشم قالیچه‌ی شرقی‌ ست
بر پوست شفاف تو رگ‌های خزنده!

غیر از تو كه یك شاخه‌‌ی گل بین دو سیبی
چشم چه كسی دیده گل میوه دهنده!؟

لب‌های تو اندوخته‌ی آب حیات است
اسراف نكن این همه در مصرف خنده!

ای قصه‌ی موعود هزار و یكمین شب
مشتاق تو هستند هزاران شنونده

افسوس كه چون اشك، توان گذرم نیست
از گونه‌ی سرخ تو – پل گریه و خنده -!

عشق تو قماری‌ست كه بازنده ندارد
ای دست تو پیوسته پر از برگ برنده!


غلامرضا طریقی


دوشنبه 16 مرداد 1391 23:51
خفته در چشم تو نازیست كه من می دانم
نگهت دفتر رازیست كه من می دانم

قصه یی را كه به من طره كوتاه تو گفت
رشته عمر درازیست كه من می دانم

بی نیازانه به ما می گذرد دوست ، ولی
...سینه اش بحر نیازیست كه من می دانم

گرچه در پای تو خاموش فتادست ای شمع
سایه را سوز و گدازیست كه من می دانم

یك حقیقت به جهان هست كه عشقش خوانند
آن ای دوست مجازیست كه من می دانم

دوشنبه 16 مرداد 1391 23:49
تو را از دست دادم، آی آدم‌های بعد از تو!
چه کوچک می‌نماید پیش تو غم‌های بعد از تو

تو را از دست دادم، تو چه خواهی کرد بعد از من؟
چه خواهم کرد بی تو با چه خواهم‌های بعد از تو؟

تو را از دست ... ؛ دادم از همین زخم است، می‌بینی؟
دهانش را نمی‌بندند مرهم‌های بعد از تو

«تو را از یاد خواهم برد کم‌کم» بارها گفتم
به خود کی می‌رسم اما به کم‌کم‌های بعد از تو؟


بیا، برگرد، با هم گاه... با هم راه... با هم...، آه!
مرا دور از تو خواهد کشت «با هم»های بعد از تو

-مژگان عباسلو

دوشنبه 16 مرداد 1391 23:39
چو شاخه ای که امیدش به برگ و باری نیست
بهار آمده ، اما مرا بهاری نیست

نوشته است: بهار است ، شاخه ها سبزند ...
ولی به گفتهّ تقویم اعتباری نیست

مرا که عطر بهشت از تن تو بوییدم
به باد هرزه‌ی اردیبهشت کاری نیست

درون قاب خزان ایستاده ام ، بی برگ
ز هیچ رهگذرم چشم ِ انتظاری نیست

تو مثل باد بهاری ، گره گشا ، سرسبز ...
ولی دریغ ، تو را عهد استواری نیست

قرار بود که از عشق نگذریم ، ولی ...
گذشتم از تو و دیگر مرا قراری نیست...!

سعید بیابانکی
محمد آل احمدمحمدرضا ترکی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony