تبلیغات
غزلخانه - تمنای دل
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

آن کیست که تا بشنود آوای دل من؟
جز غم ، که برد راه به دنیای دل من

هرلحظه زیک وسوسه گردیده خروشان
امواج پراکنده به دریای دل من

آهسته تر ای قافله سالار حقیقت
مانده است بجا کودک نوپای دل من

از بس که صبور است بزودی نتوان دید
نقش غمی از ظاهر سیمای دل من

در عالم خاکی چه فسونها که ندیده است!
غافل مشو از دیده ی بینای دل من

ای دوست ، مرا دیگر از این خلق جدا کن
در کوی تو این‌ست، تمنای دل من

تا گشت درین دوره خریدار محبت
غم روی غم آمد به تماشای دل من





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
جمعه 30 تیر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد
شنبه 31 تیر 1391 18:33

اگر به رسم ادب از سرش کلاه گرفت
نسیم باز مرا با تو اشتباه گرفت

دمی به ناز حجاب از رخت کنار زدی
"پرنده پر زد" و "آهو رمید" و "ماه گرفت"

به روی گردنت افتاد تاری از گیسو
تمام گردنه را یک تن از سپاه گرفت

دلی چنین که تو داری تصاحبش سخت است
اگرچه آینه را می توان به "آه" گرفت

تو را چنان وطنم از غریبه می گیرم
اگر که دست تو در دست او پناه گرفت...!

علیرضا بدیع

شنبه 31 تیر 1391 18:32
خیره است چشم‌ِ خانه به چشمانِ مات من
خالی است بی‌صدا و سکوتت حیات من

دل می‌کنم به خاطر تو از دیار خویش
ای خاطرت عزیز‌تر از خاطرات من

آیات سجده‌دار خدا چشم‌های توست
ای سوره مغازله، ای سور و سات من!

حق‌السکوت می‌طلبند از لبان تو
چشمان لاابالی و لب‌های لات من

شاعر شدن بهانه تلمیح کهنه‌ای‌ست
تا حافظ تو باشم، شاخه نبات من!

شکر خدا که دفتر من بی‌غزل نماند
شد عشق نیز منکری از منکرات من

محمد مهدی سیّار

شنبه 31 تیر 1391 18:28
ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقم
با سرانگشت نسیم آمده بودی به سراغم

زیر و رو کرد مرا دست نسیمی که خبر داشت
من خاموش سراپا همه خاکستر داغم

بین آغوش تو بگذار بسوزم به جهنم-
که به آتش بکشد باغ مرا چشم و چراغم

بیت در بیت بیا پیرهنم باش از آن پس
آشنا می شود آغوش تو با سبک و سیاقم

حرف چشمان تو مانند غزل های ملمع *
واژه در واژه کشیده است از ایران به عراقم

سید حمیدرضا برقعی


جمعه 30 تیر 1391 23:25
http://raze-sarbaste.persiangig.com/new2/rosa%20roja%20para%20ma%C3%B1ana.gif
جمعه 30 تیر 1391 23:12
دست هایت دو جوجه گنجشک اند , بازوانت دو شاخه ی بی جان !

ساق تو ساقه ی سفیدی که سر زده از سیاهی گلدان



میوه های رسیده ای داری , پشت پیراهن پر از رنگت

مثل لیموی تازه ی « شیراز» روی یک تخته قالی « کرمان» !



فارغ از اختلاف «چپ» با «راست» من به چشمان تو می اندیشم

ای نگاه همیشه شکاکت , ائتلاف فرشته با شیطان !



فال می گیرم و نمی گیرم , پاسخی در خور سوال اما

چشم تو باز هم عنانم را می سپارد به دست یک فنجان



با همین دستهای یخ بسته , می کشم ابروی کمانت را

تا بسوی دلم بیندازی , تیری از تیرهای تابستان !



در تمام خطوط روی تو , چشم را می دوانم هر بار

خال تو خط سیر چشمم را می رساند به نقطه ی پایان !



غلامرضا طریقی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony