غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

یک اتفاق ساده ... ولی ماندگار شد
وقتی که چشم من به نگاهت دچار شد

لب را گشودی و دلم آغوش باز کرد
خندیدی و جهان، همه باغ انار شد

از گیسوان مست تو عطر جنون چکید
با هر نسیم، هستیِ من بی قرار شد

پاییز، فصل خاطره های قشنگ ماست
هر وقت حرفِ غنچه لبت زد، بهار شد

بانوی ماه! هر غزل، آغوش تشنه ایست
شعری که وزن و قافیه اش داغدار شد

آواره بود، تا به نگاهت قدم گذاشت
در شهر چشم های تو، دل ماندگار شد

حسن یعقوبی





نوع مطلب : حسن یعقوبی، 
برچسب ها : اشعار حسن یعقوبی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 تیر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic