غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

هر تکه از دنیای من، از ماه تا ماهی...
هر قدر، هرجا، هر زمان، هر طور می خواهی...

حتی اگر مثل زلیخا آبرویم را...
از من نخواهی دید در این عشق، کوتاهی...

حتّی اگر بی رحم باشی مثل ابراهیم...
نفرین؟ زبانم لال، حتی اخم یا آهی...

من آخرین نسل از زنان عاشقی هستم
که اسمشان را راویان قصّه ها گاهی...

من آخرین مرغ جهانم، آخرین گنجشک
که در پی افسانه‌ی سیمرغ شد راهی

***
حالا بگو در ظلمت جنگل چه خواهد کرد
شاهین چشمان تو با این کفتر چاهی؟

پانته آ صفایی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته آ صفایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد
چهارشنبه 4 مرداد 1391 22:42
بسیار زیبا و دلپذیر بود .
محمد آل احمدسپاس از حضورتون
پنجشنبه 1 تیر 1391 22:53
حیف است، حیف دست تو و دست های من
باید قبول کرد که رفتی ...خدای من

رفتم که پشت خاطره هایم کفن شوم
تا سایه ای چه دور بماند به جای من

بعد از تو آه حال غزل هیچ خوب نیست
بعد از تو آه، آه نماند برای من

یادش به خیر! پشت مرا ناگهان شکست
آن دوستی که خواست بمیرد برای من

حالا شب عروسی تان مست می کنم
تا بُهت تان بگیرد از خنده های من

آقا! مبارک است، چه داماد خوشگلی!
خانم! مبارک است، به طعنه؟ نه وای من

این خانه از همیشه خراب است تا هنوز
این سرنوشت بود نوشتند پای من؟

سیگار را دوباره سر و ته، دوباره...اَه
تلخش رسید تا طعم چشم های من

از کوچه های کاشان تا پشت باغ فین
یک مرد دفن شد کم کم انتهای من

مهدی فرجی
پنجشنبه 1 تیر 1391 22:52
هر چقدر این روزها دستان من تنهاترند
چشم هایت شب به شب زیباتر و زیباترند

رازداری های من بیهوده است، این چشم ها
از تمام تابلوهای جهان گویاترند

این چه تقدیری است که عشقِ من و انکارِ تو
هر دو از افسانه ی آشیل نامیراترند؟

من پَر کاهی به دست باد پاییزم ولی
چشم های روشنت از کهربا گیراترند

یک قدم بردار و از طوفان آذر پس بگیر
برگ هایی را که از شلاّق باران ها ترند

باد می آید، درخت نارون خم می شود
شاخه های لُخت از دستانِ من تنهاترند


پانته آ صفایی
پنجشنبه 1 تیر 1391 08:03
شهر می رفت رو به خاموشی، دیگر از ازدحام ها کم شد

بر تن تختخوابی از نقره عهد ماه و ستاره محکم شد



عابرانی که بعد از این هستند، یا فقط عابرند یا...عاشق!

عشق یار کدامشان بوده ست؟ یا نصیب کدامشان غم شد؟



هان "چراغی که روشن است" آنجا، در خیالات خام می سوزد...

شب گرفتار درد موزونیست، شب گرفتار "شعر" کم کم شد



واژه ها بی قبا و یخ بسته روی بند سکوت آویزان!

باد نامحرم است و می پیچید در لباسی که از کمر خم شد



قفل این خانه را ببند از پشت، من به این آشیانه دلگرمم

هرکه مهمان ماست می ماند!... گرچه "اغیار" و" یار" درهم شد!



می روم نامیدی خود را بسپارم به دست پوپک ها...

شاید از دورها خبر آرند؛ عشق تنها پناه عالم شد



من چراغی که روشن است اینجا، من خیالی که خااام می سوزد

کهنه آهنگی از "بنان" در گوش، سوژه ی گریه ام فراهم شد!




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو