تبلیغات
غزلخانه - روز ازل
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد

مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد

خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد

مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ
که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد
 
حضرت حافظ





نوع مطلب : حافظ، 
برچسب ها : اشعار حضرت حافظ،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 4 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد
یکشنبه 7 خرداد 1391 16:54
بیا بیدار و بی تابم، دلم آغوش میخواهد

مرا محصور کن در خود، تنم تن پوش میخواهد

ببین دستان سردم را، بپرس احوال قلبم را

ببوس امشب لبانم را، که او هم نوش میخواهد

نگاهی کن به چشمانم، بکش دستی به موهایم

فدای شانه های تو، سر من دوش میخواهد

دلت را با دل تنگم؛ یکی کن مهربان من

که حسرت های دیرینه کمی پاپوش میخواهد/

اگر پرحرف و پر دردم، غم عشق تو سنگین است

نگو ای نازنین این زن، فقط یک گوش میخواهد

من از ابراز احساسم، نباید دست بردارم

اگر چه چشم ظاهربین، مرا خاموش میخواهد ....



( مرضیه خدیر)

جمعه 5 خرداد 1391 00:02
همرنگ گونه های تو مهتابم ارزوست
چون باده ی لب تو می نابم ارزوست
ای پرده پرده ی چشم توام باغهای سبز
در زیر سایه مژه ات خوابم ارزوست /
محمد آل احمددور از نگاه گرم تو بی تاب گشته ام
بر من نگاه کن که تب و تابم آرزوست
پنجشنبه 4 خرداد 1391 22:11
با کسب اجازه از صاحب زمان
در شب آرزوها
شعری از نادر صهبا
تقدیم به همه دوستاران غزلخانه

بوسه

هم بر آن باش که یک جام شرابم بدهی
هم در اندیشه که یک بوسه نابم بدهی
به خدا آن قدراز طعم لبت میپرسم
تا به تنگ آیی و با بوسه جوابم بدهی
خواب را هم تو زچشمان ترم دزدیدی
تا مبادا که یکی بوسه به خوابم بدهی
همه اندیشه ام آن است که همچون گیسو
بر سردوش خود ای کاش که تابم بدهی
از جفایت نکنم شکوه به شرطی که شبی
تا سحر بوسه بی حد و حسابم بدهی
هر چه دل از تو طلب کرد خلافش کردی
طلب زهر کنم تا که شرابم بدهی
چه بگویم که ز اکسیر بقا ناب تر است
جام زهری که تو با قهر و عتابم بدهی
جان به شکرانه دهم بهر تو گر از سر لطف
گاهگاهی ز غم عشق عذابم بدهی
محمد آل احمدممنونم از حضور گرم شما دوست عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony