تبلیغات
غزلخانه - تماشا
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

نامت همین که سبز شود بر زبان من
طعم تمشک تازه بگیرد دهان من

من برکه ای زلالم و لب های کوچکت
افتاده اند مثل دو ماهی به جان من

تا بگذرد در آینه سرو روان تو
گل می کند هرآینه طبع روان من

گیسو مگو که جاده ی ابریشم است این
آنک رسد شکن به شکن کاروان من

دامان توست بازدم باغ های چای
پیراهنت تنفس خرماپزان من

در سینه، جای دل، حجرالاسودی توراست
ای چشم هات آینه ی باستان من

هر یک به شکلی از تو مرا دور می کنند
نفرین به دوستان تو و دشمنان من

هر وعده، پشت پنجره.. اندوه ناشتا
چون قرص ماه حل شده در استکان من

***
باید خروسخوان به تماشا سفر کنیم
آماده باش وقت سحر مادیان من...

علیرضا بدیع





نوع مطلب : علیرضا بدیع، 
برچسب ها : اشعار علیرضا بدیع،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد
پنجشنبه 11 مهر 1392 11:14
ای بکر ترین برکه هلا سوره صافی/پرهیز کن از این همه پرهیز اضافی/داغی بزن از بوسه به پیشانی سردم/بد نام که هستیم به اندازه کافی/چندیست که سردم شده دور از دم گرمت/بر گردنم از بوسه مگر شال ببافی/
(یاد ایام دانشجویی در نیشابور عزیز/ترم 3 حسابداری/شب شعر دانشگاه)این شعر علیرضای عزیز رو هیچوقت فراموش نمیکنم و همیشه با منه.
محمد آل احمدسپاسگزارم از حضورتون
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 15:07
گ م گ ش ت ه . . . . .
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم..؟...
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 09:21
سلام و سپاس فراوان
به شکل خاطره ای از قدیم می آیی
شبیه عطر گلی با نسیم می آیی
به رنگ معجزه ای , رودخانه ی نیلی
به یک اشاره ی دست کلیم می آیی
من از هراس پرم پشت سایه ها پنهان
تو مثل نور که بی رنج و بیم می آیی
بدون سایه ی دست پدر هراسانم
نوازشی که به سوی یتیم می آیی
شروع مصحف پروردگار رحمانی
همیشه با “الله” و “رحیم” می آیی
نگاهم از ازل اما به سمت بیراهه ست
و غافلم که فقط مستقیم می آیی
“هادی خورشاهیان”
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony