تبلیغات
غزلخانه - کی می شود به نام تو تحویل سال من؟
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

لب باز می کنند غزلهای لالِ من
کی میشود به نام تو تحویل سال من؟

مثل هوای شرجیِ چشمِ تو در دلم
باران گرفته است و خراب است حال من

تو قسمت زمین غزل خیز جنگلی
تو سهمِ دخترانِ شمالی... شمالِ من

من قسمتم کویرترین جای نقشه است
دریای چشم های شما نیست مالِ من

کم کم بخار می شود از ذهنِ آبگیر
بارانِ خاطرات تو... رودِ زلالِ من

شعر از بلور چشمِ شما آب می خورد
با این حساب، پیش تو ظرفِ سفال من

شاید فقط برای شکستن مناسب است
شاید فقط برای شکستن، سفالِ من

حالا سوار می شوی و قطار سوت می کشد
بر ریلها قطارِ شما ... بی خیالِ من

لبخند می زنم، « به خدا می سپارمت »
خیس است، خیس گریه ولی دستمال من

حالا رسیده است به دیماه سال من
دیگر نمی رسند غزلهای کالِ من

حل المسائل همه ی مشکلاتِ من
پاسخ نمی دهد به علامت سوال من

حافظ به من، جواب درستی نمی دهد
از قهوه های تلخ بپرسید فال من

یک دفتر سفیدِ غزل روی میز توست
خط خورده من ، تباه شده من، مچاله من

بر گردنِ تمام غزلهام، حلقه است
مثل طنابِ عشق تو... تنها مدال من

بی اتفاق تازه ای امسال هم گذشت
کی می شود به نام تو تحویل سال من؟

پانته آ صفایی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته آ صفایی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
پنجشنبه 30 مرداد 1393 04:06
اصلاح می کنم منظورم در "نوع مطلب" بود که این پایین به اسم سه شاعر زده اید که حالت برچسب دارد
پنجشنبه 30 مرداد 1393 04:04
سلام، در این برچسبهایی که زده اید چون شعرهای دو شاعر پانته آ صفایی و اعظم سعادتمند را گذاشته اید و اصلا شعر مریم جعفری نیست بهتر است اسم مریم جعفری ر ا از برچسب ها بردارید تا مخاطب در وبلاگتان سرگردان نشود . با تشکر
محمد آل احمدممنونم از توجه شما
حتما بررسی میکنم
چهارشنبه 27 دی 1391 18:58
عالی ! واقعا خواندنی بود . خیلی لذت بردم ممنون
محمد آل احمدسپاس
چهارشنبه 24 اسفند 1390 15:17


بیدار شد از خواب، دید اردیبهشت است
آب و هوا سرشار از عطر فرشته‌ست

در برکه‌ی چشمان تو گم کرد خود را
از یاد برد آهسته آهسته که زشت است

فهمید در لبخند تو رازی ست پنهان
پیشانی‌ات پیداتر از هر سرنوشت است

یک عمر بذر کینه در دل کاشت اما
عشق تو توفان بود و زد بر هرچه کشت است…


تنها نمی‌ماندی نبودم، برکه‌ی من!
دنیا پر از ما جوجه اردک‌های زشت است



مژگان عباسلو





چهارشنبه 24 اسفند 1390 15:11
هان ای بهار خسته که از راه های دور موج صدا ی پای تو می آیدم به گوش
وز پشت بیشه های بلورین صبحدم رو کرده ای به دامن این شهر بی خروش
برگرد ای مسافر گم کرده راه خویش از نیمه راه خسته و لب تشنه بازگرد
اینجا میا... میا... تو هم افسرده می شوی در پنجه ی ستمگر این شامگاه سرد
برگرد ای بهار! که در باغ های شهر جای سرود شادی و بانگ ترانه نیست
جز عقده های بسته ی یک رنج دیرپای بر شاخه های خشک درختان جوانه نیست
برگرد و راه خویش بگردان ازین دیار بگریز از سیاهی این شام جاودان
رو سوی دشتهای دگر نه که در رهت گسترده اند بستر مواج پرنیان
این شهر سرد یخ زده در بستر سکوت جای تو ای مسافر آزرده پای! نیست
بند است و وحشت است و درین دشت بی کران جز سایه ی خموش غمی دیر پای نیست
دژخیم مرگزای زمستان جاودان بر بوستان خاطره ها سایه گستر است
گل های آرزو همه افسرده و کبود شاخ امید ها همه بی برگ و بی بر است
برگرد از این دیار که هنگام بازگشت وقتی به سرزمین دگر رو نهی خموش
غیر از سرشک درد نبینی به ارمغان در کوله بار ابر که افکنده ای به دوش
آنجا برو که لرزش هر شاخه گاه رقص از خنده سپیده دمان گفت و گو کند
آنجا برو که جنبش موج نسیم و آب جان را پر از شمیم گل آرزو کند
آنجا که دسته های پرستو سحرگهان آهنگهای شادی خود ساز می کنند
پروانگان مست پر افشان به بامداد آزاد در پناه تو پرواز می کنند
آنجا برو که ازسر هر شاخسار سبز مست سرود و نغمه ی شبگیر می شوی
برگرد ای مسافر از این راه پر خطر اینجا میا که بسته به زنجیر می شوی


استاد شفیعی كدكنی
سه شنبه 23 اسفند 1390 14:38
ای برگهای سبز ریحان اعتبارت
تقویم من خالی ست از برگ بهارت

تکرار پاییز و زمستان است تقویم
من می شمارم تا بهار آزگارت

تا تو بیایی «باز باران با ترانه...»
بارانی از دلواپسی چشم انتظارت

داسی بیاور، دستهایم را درو کن
دست و دلم مانند گندم بی قرارت

در هفت سین سفره ام جای تو خالیست
ای عشق! اگر می شد بمانم در حصارت...

ای لفظ مرطوب قدیمی، عید نوروز!
گلواژه های خیس اشعارم نثارت


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony