غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

 

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم
از همین دور ولی روی تو را می بوسم

گر چه در سبزترین باغ ولی خاموشم
گر چه در بازترین دشت ولی محبوسم

خلوت ساکت یک جوی حقیرم بی تو
با تو گسترده گی پهنه اقیانوسم

ای به راهت لب هر پنجره یک جفت نگاه
من چرا این قدر از آمدنت مایوسم؟

***
این غزل حامل پیغام خصوصی من است
!مهربان باشی با قاصدک مخصوصم

گر چه تکرار نباید بکنم قافیه را
به خصوص آن غلط فاحش نامحسوسم

بار دیگر می گویم تا یادت نرود
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم

بهروز یاسمی





نوع مطلب : مهدی بهرامی - مرتضی عزیزیان - بهروز یاسمی - زبیر هجران قاسمزاده ، 
برچسب ها : اشعار بهروز یاسمی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
دوشنبه 24 مهر 1391 07:40
از لحاظ وزنی این درست تره:
مهربان باش تو با قاصدک مخصوصم
و زیباتره.

باز میگویم تا نرود از یادت

یا
باز میگویم تا که یادت نرود

اینام برای بیت و مصرع اخر بهتر هستند از لحاظ وزنی بنظرم
درکل شعری زیبا بود واقعا

پیشم بیایید
محمد آل احمدسپاس از حضور شما
پیشنهادات خوبی بود اما فکر میکنم خود شاعر باید در این مورد تصمیم بگیره.
موفق باشید
سه شنبه 16 اسفند 1390 11:18
بهار می رسد بیا پرستوی بهاری ام
عطر بزن بهار را پونه ی جویباری ام
شکیب چشم های تو که امن گاه زندگی ست
مدام می برد چرا به سمت بی قراری ام ؟
چنین که گیج و ابری ام،تفاوتی نمی کند
وضع سپید عادی وحالت اضطراری ام
به گیسوی طنابی ات به دار می زنی مرا
چنان که غبطه می خورد جهان به سربه داری ام
ستاره ای نمی دمد زخاک آسمان من
چنین که در کویر شب به خاک می سپاری ام
کویر تشنه کامی ام تشنه ی مهربانی ات
روان شو ای زلال من برای آبیاری ام
نثار یک نگاه تو شعر زلال روشنم
نذرِ بهارِ چشمِ تو چشمه ی ذوق جاری ام
شکوه عاشقانه را غزل غزل به روز کن
برای تنگی دلم غزل بخوان قناری ام


سعید عندلیب
دوشنبه 15 اسفند 1390 11:25
وقت وداع دیده به رویش دچارتر
من بی قرار بودم و او بی قرارتر
نام تو را اگر به کوه کنده ام خطاست
عشقی و بر کتیبه ی دل ماندگارتر
هر سو که گم شدند تو را یافتند و باز
از بی شمار گمشدگان بی شمارتر
عمری مرا هوای غمت پرورانده است
پروردگارتر شو... پروردگارتر
بر من خیالت از همه سو راه بسته است
دل بسته ام به پر زدنی بی حصارتر
هر چند همنشینی ما آب و آتش است
ای کاش می نشست کمی در کنارتر
مهدی مظاهری

دوشنبه 15 اسفند 1390 11:24
با من بهار جز به بدی تا نمی كند
دست نسیم پنجره را وا نمی كند
در ذهن كوچه شعر دل انگیز عشق را
دیگر صدای پای تو نجوا نمی كند
آواز گام های تو درهای بسته را
دعوت به روشنایی فردا نمی كند
چندی است چشم ناز و نوازشگرت مرا
از لابلای پرده تماشا نمی كند
دستت مرا به گردش صحرا نمی برد
چشمت مرا مسافر دریا نمی كند
در كوچه های گمشده یعقوب چشم من
آثاری از حضور تو پیدا نمی كند
در غربتی كه از تو بجا مانده این دلم
جز تو هوای هیچ كسی را نمی كند
بازآ دوباره پنجره ها را مرور كن
بی تو كسی در آینه ام ها نمی كند
محمد سلمانی

دوشنبه 15 اسفند 1390 11:24



راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن

بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم

یک جرعه ی دیگر بچشان ، مست ترم کن

شوق سفرم هست در اقصای وجودت

لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

دارم سَر ِ پرواز در آفاق تو ، ای یار !

یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

عاری ز هنر نیستم امّا تو عبوری ،

از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

صد دانه به دارم و یک گل به سرم نیست

باران ِ من ِ خاک شو و بارورم کن

افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم

با بوسه ای از آن لب ِ شیرین ، شکرم کن

پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه

تا لذت آغوش بدانی ، خبرم کن

شرح من و او را ببر از خاطر و در بر ،

بفشارم و در واژه ی تو ، مختصرم کن


حسین منزوی
چهارشنبه 10 اسفند 1390 15:42
بـا من بـرنـو به دوش یـاغی مشروطه خواه

عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه



بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد؟

بــا مـن تـنـهـا تـر از سـتـارخـان بـی سـپـاه



موی من مانند یال اسب مغرورم سپید

روزگـار من شـبـیـه کـتـری چوپان سیاه



هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق

کـنـده ی پـیـر بـلـوطی سوخت نه یک مشت کاه



کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود

یـک نـفـر بـایـد زلیخا را بیاندازد به چاه



آدمـیـزادست و عشق و دل به هر کاری زدن

آدم ست و سیب خوردن آدم ست و اشتباه



سوختم دیدم قدیمی ها چه زیبا گفته اند

"دانه ی فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه"



حامد عسگری
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو