تبلیغات
غزلخانه - تبر
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

اگرچه خلق مرا از تو برحذر دارند
از اشتیاق من و چشم تو خبر دارند

در قفس بگشایید تا نشان بدهم
پرندگان قفس نیز بال و پر دارند

نسیم... منتظر كیستی به راه بیفت
هزار قاصدك اینجا سر سفر دارند

گمان مكن دل آتشفشانم از سنگ است
كه قله های جهان قلب شعله ور دارند

عجیب نیست اگر دشمن خودم باشم
درخت ها همه در آستین تبر دارند

مهدی مظاهری





نوع مطلب : مهدی مظاهری - سیدمهدی افضلی - ایرج دهقان، 
برچسب ها : اشعار مهدی مظاهری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 13:46
در فنجان قهوه من آتشفشانی است
که تو فوتش خواهی کرد ...

سلام
"خدا را به اسم کوچک صدا بزن" با خبر چاپ کتاب جدیدم و خوانشی بر چند شعر از این کتاب به روز شد
با احترام دعوتید...
محمد آل احمدسلام و سپاس
چهارشنبه 26 بهمن 1390 15:04
ستاره های جهان ریزه خوار چشم تُو اَند

شراب های دو عالم ، خمار چشم تو اَند

سپید بختی روز و سیاهروزی شب

بیان ساده ی لیل و نهار چشم تو اَند

نه ماه وچشمه که شهره به روشنی شده اند

تمام آینه ها ، وامدار چشم تو اَند

و اینکه وا شده پلک هزار نر گس مست

نتایج نفحات بهار چشم تو اَند

زمین و زهره و... ، اصلا تمام سیارات

شبیه این دل من بر مدار چشم تو اَند

مَی وستاره و خورشید ونرگس و دریا

بدون شک همه شان از تبار چشم تو اَند

برای دیدن "سان " از هزار چشم آهو

جهانیان همه در انتظار چشم تو اند

خلا صه تر بنویسم :غزالِ دشت غزل!

پلنگ های زیادی شکار چشم تو اَند

علی محمد محمدی
چهارشنبه 26 بهمن 1390 13:51







چهارشنبه 26 بهمن 1390 13:50
از روز دستبرد به باغ و بهار تو دارم غنیمت از تو گلی یادگارتو
تقویم را معطل پاییز کرده است در من مرور باغ همیشه بهارتو
از باغ رد شدی که کشد سرمه تا ابد بر چشم های میشی نرگس غبارتو
فرهاد کو که کوه به شیرین رها کند با یک نگاه کردن شوریده وارتو
کم کم به سنگ سرد سیه می شود بدل خورشید هم اگر نچرخد بر مدارتو
چشمی به تخت و بخت ندارم مرا بس است یک صندلی برای نشستن کنار تو

حسین منزوی




ترکم نکن ، چگونه بمانم بدون تو
این لاشه را کجا بکشانم بدون تو
من هیچ ، هیچ ، هیچ ندارم ، شبیه اشک
از شرم مثل ریگ روانم بدون تو
یک شورِ کور دارم و عالم تمام بت
تا کی تلف شود هیجانم بدون تو
بر گِردِ هیچ ، گرم طوافی سیاه و گنگ
با دیوِ باد در دَوَرانَم بدون تو
حیران ازدحام صداها و رنگ ها
آیینه ای دچار جهانم بدون تو
ای آنِ روشن لحظاتِ بدون من
تاریک شد زمین و زمانم بدون تو

قربان ولیئی


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony