تبلیغات
غزلخانه - برای دل خدا شدی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

درون معبد غزل برای دل خدا شدی
برای قصر کاغذی تو شاه قصه ها شدی

چقدر بوسه مانده تا به اوج عاشقی رسم؟
چقدر مبتلا شدم؟ چقدر مبتلا شدی؟
...
بهار و فصل عاشقی دوباره شاعرانگی
برای قصه های من, تو روح ماجرا شدی

قسم به حرمت غزل تو اولین و آخرین
کسی که با بهار دل به چشمم آشنا شدی

غروب سرد و یخ زده تو آمدی مسیح من
غرور شب شکست و تو به قامتش ردا شدی

بهار جاودانه شد بنفشه ها گواه من
سکوت وحشی خزان شکست تا صدا شدی

همیشه میستایمت اگرچه لایق تو نیست
همیشگی شدی بدان ز دیگران جدا شدی

تمام دفترم پر از حضور ناب نام تو
که این نفس شکسته را به جان و دل دوا شدی

تو شاه قصه ی منی درون قصر کاغذی
برای معبد غزل خدای دل شما شدی

مریم وزیری





نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار مریم وزیری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
چهارشنبه 10 خرداد 1391 12:53
فوق العاده........زیبا.........................
محمد آل احمدبسیار ممنونم
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 21:54
سلام
محمد آل احمددرود بر شما
یکشنبه 23 بهمن 1390 22:29
باران گرفته، حال زمین و زمان تر است
آغوش نوبرانه هفت آسمان، تر است

ما لاجرم کبوتر این صبح نورسیم
بال و پر همیشه سحرخیزمان، تر است

تو در مسیر دغدغه هایم نشسته ای
چشمت از اتفاق غزل، ناگهان تر است

حتی دلم - روایت بی وقفه جنون -
در معرض تو از خود من، بی زبان تر است

از شعله های عشق کجا می توان گریخت؟
وقتی که از نگاه خدا، بی کران تر است

وقتی سکوت دست تو بر شانه های من
از گیسوان مضطربم، مهربان تر است

با این همه تمام تو را در کنار خود
طاقت ندارم... آخر این داستان، تر است

انگار بوسه های هر از گاه سرخ تو
از گونه های گل بهی من، جوان تر است

باید از این غزلزده پیر بگذری
این روزها که فصل بهارم، خزان تر است

این جا نمان پرنده! زمین گیر می شوی
بعد از من آسمان خدا، آسمان تر است... (سودابه مهیجی)


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony