غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

چشمان تو که از هیجان گریه می کنند
در من هزار چشم نهان گریه می کنند

نفرین به شعر هایم اگر چشمهای تو
اینگونه از شنیدنشان گریه می کنند

شاید که آگهند ز پایان ماجرا
شاید برای هر دومان گریه می کنند

بانوی من ، چگونه تسلایتان دهم
چون چشم های باورتان گریه می کنند

وقتی تو گریه می کنی ، ای دوست در دلم
انگار که ابرهای جهان گریه می کنند

انگار عاشقانه ترین خاطرات من
همراه با تو ، مویه کنان گریه می کنند

حس می کنم که گریه فقط گریه تو نیست
همراه تو زمین و زمان گریه می کنند 

حسین منزوی





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها : اشعار حسین منزوی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
جمعه 21 بهمن 1390 01:21
اگر چه بی تو رسیدم به فصل پایانی

چقدر منتظرت بوده ام؛ نمی دانی

چقدر منتظرت بوده ام که برگردی

رها کنی نگه ام را از این پریشانی

همیشه غایب این قصه بوده ای و مرا

کشانده فکر گناهت به صد پشیمانی

نخواه عذر بخواهی؛ نگو گرفتاری

نگو تو وقت نداری که سر بخارانی

همیشه در غزلم حس اتفاق کم است

به نام عشق بیا در غزل به مهمانی

تو اتفاق شو و مثل رود جاری شو

که متهم نشود شاعری به نادانی

نخند! دل خوشی ام مضحک است. می دانم

تو سالهاست که شعر وداع می خوانی

و من نشسته ام اقرار می کنم یک عمر

مرا به بند کشید آن دو چشم شیطانی

ببین به چشم نشان می دهند رهگذران

مرا که سنبل عصیانم و بد ایمانی

دوباره با غزل پوچ رنگ می بازد

نگاه خاطره در تلخ بیت پایانی

مریم وزیری
پنجشنبه 20 بهمن 1390 21:34


ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری


آن جا که باد زهره ندارد خبر بری



ای مرغ اگر پری به سر کوی آن صنم


پیغام دوستان برسانی بدان پری



آن مشتری خصال گر از ما حکایتی


پرسد جواب ده که به جانند مشتری



گو تشنگان بادیه را جان به لب رسید


تو خفته در کجاوه به خواب خوش اندری



ای ماه روی حاضر غایب که پیش دل


یک روز نگذرد که تو صد بار نگذری



دانی چه می‌رود به سر ما ز دست تو


تا خود به پای خویش بیایی و بنگری



بازآی کز صبوری و دوری بسوختیم


ای غایب از نظر که به معنی برابری



یا دل به ما دهی چو دل ما به دست توست


یا مهر خویشتن ز دل ما به دربری



تا خود برون پرده حکایت کجا رسد


چون از درون پرده چنین پرده می‌دری



سعدی تو کیستی که دم دوستی زنی


دعوی بندگی کن و اقرار چاکری

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو