تبلیغات
غزلخانه - گلدان قشنگ
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم
حال من حال پریشان قشنگی ست گلم

قبل از آنی که بیایی چه کـــویری بودم ...
زندگی با تو چه گلدان قشنگی ست گلم

سرنوشت من و تو روز ازل تعیین شد ...
فال ما داخل فنجان قشنگی ست گلم

نوحم از لطف تو بانو ... که تمام عمــــرم :
« راه رفتن توی ‌دالان قشنگی » ست گلم

من لامذهب بی دین به تــــــو ایمان دارم
خیلی این کفر من ایمان قشنگی ست گلم

حاضــــــرم بنده‌ی چشمان سیاهت باشم
توی چشمان تو شیطان قشنگی ست گلم

یوسفم ! بوی تو کافی ست مرا ... این دنیا ...
با حضور تو چه کنعان قشنگی ست گلــــــم

مهدی جهانداری





نوع مطلب : محمدمهدی ناصری-آریا قادری-مهدی جهانداری ، 
برچسب ها : اشعار مهدی جهانداری،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
شنبه 17 دی 1390 21:09
هر شب از پشت بام رویاها می پری از خیال بالاتر



از خیال پرنده حتی از آرزوهای بال بالاتر



بین الفاظ تازه می گردم تا بیابم برایتان نامی



در كتاب لغت نمی بینم واژه ای از زلال بالاتر



امپراطور آسمانهایی كهكشانی نشسته در چشمت



رهسپاری به سمت آبی ها رفته ای از محال بالاتر



فكر این را نكن كه من اینجا روی دستان خاك می مانم



دست خود را به آسمان بسپار هی برو بی خیال! بالاتر



در جنوبی ترین ولایاتت هی به دریا دخیل می بندم



گر چه در نقشه های جغرافی رفته ای از شمال بالاتر



لاك پشتی اسیر گودالم من كجا و بلند پروازی



می پرم با تمام نیرویم یك وجب از زوال بالاتر عبدالحسین انصاری
شنبه 17 دی 1390 21:05
گرچه گاهی حال من مانند گیسوهای توست

چشمه ی آرامشم پایین ابروهای توست



خنده کن تا جای خون درمن عسل جاری کنی

بهترین محصول ها مخصوص کندوهای توست



فتنه ها افتاده بین روسری های سرت

خون به پا کردی، ببین! دعوا سرموهای توست



کار دنیا را بنازم که پر از وارونگی ست

یک پلنگ مدعی در دام آهوهای توست



فتح خواهم کرد روزی سرزمینت را اگر

لشکری آماده پشت برج و باروهای توست



شهر را دارد به هم می ریزد امشب ، جمع کن

سینه چاکی را که مست از زخم چاقوهای توست



کوک کن ، بردار سازت را ، برقصان وبرقص

زندگی آهنگ زیبای النگوهای توست



خوش به حال من که می میرم برایت اینهمه

مرگ امکانی به سمت نوشداروهای توست



رضا نیکوکار
شنبه 17 دی 1390 21:03
بگذار زمین روی زمین بند نباشد



حافظ پی اعطای سمرقند نباشد

بگذار كه ابلیس در این معركه یكبار



مطرود ز درگاه خداوند نباشد

بگذار گناه هوس آدم و حوا



بر گردن آن سیب كه چیدند نباشد

مجنون به بیابان زد و... لیلا ولی ای كاش



این قصه همان قصه كه گفتند نباشد

ای كاش عذاب نرسیدن به نگاهت



آن وعده ی نادیده كه دادند نباشد

یك بار تو در قصه ی پر پیچ و خم ما



آن كس كه مسافر شد و دل كند نباشد


آشوب همان حس غریبی ست كه دارم



وقتی كه به لب های تو لبخند نباشد

در تك تك رگ های تنم عشق تو جاریست



در تك تك رگ های تو هر چند نباشد

من می روم و هیچ مهم نیست كه یك عمر...



زنجیر نگاه تو كه پابند نباشد...

وقتی كه قرار است كنار تو نباشم



بگذار زمین روی زمین بند نباشد...



شنبه 17 دی 1390 16:10
به رنگ نارنگی

مالك كل فصل هایی تو، آب و رنگت ولی شبیه بهار
ای لبانت به رنگ نارنگی، رنج نارنج را به من بسپار
مالك كل فصل هایی پس، توی دشت تو برف می بارد
نفست هرم باد تابستان، عطر آغوش تو همیشه بهار
فصل پاییز توی موهایت، در طواف است و بر لبش لبیك
حجرالابیض است رخسارت، حج آن عمره‌ای تمتع وار
دست های تو مسجد شعرند، قافیه قد قامت تو نشد
اشهد ان لا غزل جز تو، می شود بر مناره ها تكرار
ای دو چشمت ذغال، گیسو دود، گونه هایت شكوفه آتش
ای قنوت شكسته بسته من، ربنا اتنا عذاب النار
در نگاهت دو صوفی سرمست، در سماع هو الطیف به رقص
گیسوانت به روی صورت من، ذكر گویند با هوالستار
پلك هایت دو ابر؛ ابر سپید، روی خورشید چشم های تواند
مژه های تو هم برای همین، دست های بلند استغفار
می نویسم برقص و بوسه بپاش، بوسه های تو راوی غزلند
"نه" نگو شعر من تعارف نیست، از من اصرار و از تو هم انكار
می نویسم... نه می نویسد عشق، كاغذ از چارگوشه می سوزد
از شكوه تو وزن شعر شكست، مثنوی بر غزل شود آوار
تو تمام ترانه ای بانو
بودن بی بهانه ای بانو
شعر شمس الشموس پیشانیت
عشق یعنی عبور عریانیت
پشت پیراهنت پرنده شدن
دل بریدن سپس برنده شدن
كودكی را دوباره كاویدن
طعم شاتوتو دزدكی چیدن
پیرهن لكه لكه لب قرمز
"من نخوردم!" دروغكی جایز
"نه" نگو "نه" نگو كه فرصت نیست
عشق مشقی پر از مشقت نیست
رنج این جاست كشتن جرئت
هی نِشستن، نَشستن عادت
از تن تیك تاك ساعت ها
هی مرور شب مرارت ها
صبح باید بیاید از عشقت
پوپای پر گشاید از عشقت
هفت هاتف غزل كنند تو را
به عروسی بدل كنند تو را
چو بیفتد كه عشق راه افتاد
توی یك بركه قرص ماه افتاد
هفت هاتف غزل كنند تو را
تا كه این شعر هم غزل بشود
رقص تو روی واژه ها بكند سنگلاخ عروض را هموار
می نویسم سكوت پشت سكوت، تا بپیچد صدای بوسه تو
نقطه چین می گذارم این جارا، فصل شاتوت می رسد انگار
ماه بانو برقص بوسه بپاش بوسه های تو راوی غزلند
"نه" نگو شعر من تعارف نیست، از من اصرار و از تو هم اقرار



سیامك بهرام پرور
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony