تبلیغات
غزلخانه - ولــــم نمی کند این عشق
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

برای دفعه آخــــــر بیا کمـــی بــه عقب
به چشمهای صمیمی، لبان بی رژ لب

شروع قصه همین بود: پنجره وا شد
و بــی نهــــایت دیوار باقـــــی مطلب

به جستجوی تو رفتم دو سال در باران
و سوختـــم همـه عمر در تشنج و تب

خدا چه کرده به من که پس از دوسال هنوز
ولــــم نمی کند این عشق، عشق لامصّب!

بـــه جای آنکه بگویــــی بـرو خداحافظ
مرا ببوس صمیمانه عشق من: عقرب!

***
تمام هستی این شعر نعش روباهیست
کــــه در میان دلم گریه کرده از سر شب

سید مهدی موسوی





نوع مطلب : سیدمهدی موسوی - ناصر ندیمی - اصغر عظیمی‌مهر، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی موسوی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
سه شنبه 28 آبان 1392 05:13
doostesh daram
vasookhtam hameomr dar tashanojo tab
raasti tabriko tashakor inja cheghadghashange
یکشنبه 3 دی 1391 09:36
سلام
برای چی اجازه كپی كردن مطالبتون نیست؟
شما از خودتون كهنمینویسید
از جای دیگه كپی كرده اید
از نظر اخلاق حرفه ایی درست نیست!
محمد آل احمدسلام
اول سپاس از حضورتون
دوم این بی اخلاقی رو بر من ببخشید
سوم هیچ ادعای حرفه ای بودن ندارم
در پناه حق
سه شنبه 13 دی 1390 22:26
گل های انار




اردیبهشتم در تب ِ پاییز ، گم شد
در برگ ریزان های وهم آمیز، گم شد

هی دانه دانه دانه گل های انارم
در بادهای وحشی و یک ریز، گم شد

انگورهای آبدار ِ تاک هامان
در خمره های از تهی لبریز، گم شد

تاریخ من با آخرین اسطوره هایش
بین غبار لشگر چنگیز گم شد

فریادهای ِ سینه ی مشروطه خواهم
پشت سکوت ممتد تبریز ، گم شد

من ماندم و ماه و شبی یلدایی اما
ابری رسید از راه - ماهم نیز- گم شد

*

دیوانه ای با کفش های وصله دارش
در کوچه ی عشقی خیال انگیز گم شد



حسنا محمدزاده


سه شنبه 13 دی 1390 22:16
امشب به یاد تک تک ِ شب ها دلم گرفت
در اضطراب کهنه ی غم ها ، دلم گرفت


انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد
در التهاب ِ خیس ِ ورق ها ، دلم گرفت !

از خواندن تمام خبر ها تنم بسوخت ...
از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت ...

در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو ...
در آتش ِ گرفته سراپا... دلم گرفت !

متروکه نیست خلوتِ سرد دلم ولی
از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت !!

یک رد ِ پا که سهم ِ من از بی نشانی است!
از رد ِ خون که مانده به هر جا ، دلم گرفت


اینجا منم و خاطره هایی تمام تلخ
اقرار میکنم درآمدم از پا ... دلم گرفت ...

می خواستم ببوسمت از این دیار دور
می خواستم ببوسمت اما دلم گرفت



نه اینکه فکر کنی دل ، از تو کنده ام !
یا اینکه از محال ِ تمنا دلم گرفت !


از لحظه ای که هق هق ِ هر روزه ی مرا
بگذاشتی به روی دو لب ها ، دلم گرفت


از لحظه ای که هر دو نگاهم اسیر شد
در امتداد هیچ ِ قدم ها دلم گرفت


از لحظه ای که خیس شدم در خیال تو
آن دم که تنگ شدند نفس ها دلم گرفت



ازین که باز تو نیستی کنار من
ازین که باز خسته و تنها ... دلم گرفت


می خواهمت که بار ِ دگر گرم تر ز پیش
می خواهمت ببوسمت اما دلم گرفت !

تکرار می کنم این سطرهای کهنه را ...
تکرار می کنم که خدایا !! دلم گرفت !

؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony