غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

 

دریاست دو چشم تو چه مشکی و چه آبی
زیباست لبان تو چو یاقوت مذابی

باغیست تنت سبزتر از سبزی جنگل
هر میوه اش آغشته به دریای شرابی

برهم زده ای جاذبه ی روی زمین را
هر ذره به سوی تو رَوَد با چه شتابی!

بر آن شدم از وحشت چشمت بگریزم
مهر تو ولی بسته به پاهام طنابی

یکبار تورا دیدم و صد بار دلم را
با دوری خود کُشتی و دیگر چه حسابی؟

چون سیل شدی آمدی و ولوله کردی
چون زلزله بستی کمرت را به خرابی

گیسو بتکان دختر زیبای غزلها
آب از سر من رفته و دیگر چه حجابی؟

دیشب زدم از خواجه پی هر دوِمان فال
می گفت:«حلال است به ایام شبابی»

آزاد و رها گشتنم از بند تو سخت است
ورنه که به حبسِ قفسِ تو چه عذابی!؟

زندان اگر آغوش تو، سلول تو بازوست
به به... که چه بندی، چه قرنطینه ی نابی

حمید چشم آور





نوع مطلب : آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور، 
برچسب ها : اشعار حمید چشم آور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
شنبه 28 مرداد 1391 03:53
پاهام طنابی؟
پاهام طنابی؟
تکلیفت معلوم نیست
آره یا نه
کلاسیک یا عامیانه
دوجا گیج زدی
یا شایدم ناتوان بودی
ایکاش تلاش کنی
چون میدونم میتونی بهتر بشی
مخصوصا خلاقیتت خوبه آقا حمید
دوشنبه 12 دی 1390 11:10
لب باز می کنند غزلهای لالِ من

کی میشود به نام تو تحویل سال من؟

مثل هوای شرجیِ چشمِ تو در دلم

باران گرفته است و خراب است حال من

تو قسمت زمین غزل خیز جنگلی

تو سهمِ دخترانِ شمالی... شمالِ من

من قسمتم کویرترین جای نقشه است

دریای چشم های شما نیست مالِ من

کم کم بخار می شود از ذهنِ آبگیر

بارانِ خاطرات تو... رودِ زلالِ من


شعر از بلور چشمِ شما آب می خورد

با این حساب، پیش تو ظرفِ سفال من

شاید فقط برای شکستن مناسب است

شاید فقط برای شکستن، سفالِ من

حالا سوار می شوی و قطار سوت می کشد

بر ریلها قطارِ شما ... بی خیالِ من

لبخند می زنم، « به خدا می سپارمت »

خیس است، خیس گریه ولی دستمال من

حالا رسیده است به دیماه سال من

دیگر نمی رسند غزلهای کالِ من

حل المسائل همه ی مشکلاتِ من

پاسخ نمی دهد به علامت سوال من

حافظ به من، جواب درستی نمی دهد

از قهوه های تلخ بپرسید فال من


یک دفتر سفیدِ غزل روی میز توست

خط خورده من ، تباه شده من، مچاله من

بر گردنِ تمام غزلهام، حلقه است

مثل طنابِ عشق تو... تنها مدال من


بی اتفاق تازه ای امسال هم گذشت

کی می شود به نام تو تحویل سال من؟

پانته آ صفایی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو