غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

ایـــن روزها تــمام حـواسـم بـه زنـدگیـست
ترجـیـح مـی دهــم نفسی زنـــدگــی کـــنم

ترجـیـح می دهــم شـده حتـی به زور وهـم
با هــر بـهانه ای ٬ هوسی ... زنــدگـی کــنم

حتی اگـر ... اگـر بشــود پشــت پلــک هـات
در پشــت میــله ی قفسی زنــدگــی کنـم ـ

ـ زیباست ! ـ اینکه قید مرا ... نه نمی شــود
من بی تو ... بی تو با چه کسی زندگی کنم

شـیریـن من حقــیقـت من تلخ تلخ نیســت
رفتـی کــه بـا خـیال گسی زنــدگـــی کــــنم

بعد از تو هیــچ کس ... به خــدا مثل تو نشـد
بعــد از تو نه ... نـشد نفسی زنــدگــی کــنم

کـی کـوک می شوی دل من کـوک شد بـزن
تا پــرده پــرده تا نــت سـی زنــدگــی کــنم

***
حــالا تــمـــام ثــانیـــه هـــا ... آرزو شـــدنـــد
شــایــد دوبـــاره تـــو بــرسی زنــدگـــی کنم

رضا وعیدی





نوع مطلب : كیومرث عباسی قصری-رضا وعیدی-مهدی صادقی، 
برچسب ها : اشعار رضا وعیدی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
جمعه 15 دی 1391 23:33
سلام استاد آرتان خیلی وقت بود شعرهاتو نخونده بودم. حس شعریم گل کرده دارم میرم یه غزل بنویسم

با اجازت میخوام قالبتو بدزدم میشه بگی از کجا برداشتیش؟
محمد آل احمد!!؟
شنبه 21 آبان 1390 06:08
خوش آب و رنگ مثل غزل های بهمنی
هرلحظه در جوانه زدن، در شکفتنی



هربار باز می شود این در به روی تو

داری برای من، غزلی چشم روشنی



سعدی سروده بود تو را از زبان من

آسوده خاطرم که تو در خاطر منی



شیراز چشمهای تو بیداد می کند

اردی بهشتِ در دل تقویم، ماندنی



با هرچه عشق، نه به خدا نه نمی شود

از تو نوشت ای غزل نا سرودنی

شیدا شیرزاد
چهارشنبه 18 آبان 1390 13:49

پرتقالی ترین سلامت را هدیه كردی به میز صبحانه
دست های تو موج بر می داشت سمت چاقوی تیز صبحانه
حلقه هایی به رنگ نارنجی دور انگشت نازكت چرخید
تا طوافی بده به دستانت ،دست چایی بریز صبحانه
آسمان پرتقال می بارید، قطره ها گریه گریه چرخیدند
پخش شد با فشار دستانت عطر یكدست و ریز صبحانه
تا كه گفتم كه عاشقت هستم عسل از دستهای قاشق ریخت
باز من ماندم و خجالت آه ،باز صبح و ستیز صبحانه
پشت آغوش پلك گم كردی رنگ چشمان روشنت را باز
علتش هم به خاطرم آمد گله از چشم هیز صبحانه
دل من مثل چایی صبح است بیقرار است و داغ و لب سوز است
گرمیش گاه می زند دل را تو نرنجی عزیز صبحانه
مه گرفته جلوی چشمم را قطره اشكی جلوی چشمانم
نفسم بند آمده گفتی عاشق كی؟ چه چیز؟ صبحانه!

?
سه شنبه 17 آبان 1390 22:52
" كو خانه ؟ "



ای کرده تو مهمانم ، در پیش درآ جانم

زان روی که حیرانم ، من خانه نمی‌دانم



ای گشته ز تو واله، هم شهر و هم اهل ده

کو خانه ؟ نشانم ده ، من خانه نمی‌دانم



وان کس که شدی جانش، زان کس مطلب دانش

پیش آ و مرنجانش‌‌ ، من خانه نمی‌دانم



وان کز تو بود شورش، می دار تو معذورش

وز خانه مکن دورش ، من خانه نمی‌دانم



من عاشق و مشتاقم ! من شهره آفاقم !

رحم آر و مکن طاقم ، من خانه نمی‌دانم



ای مطرب صاحب صف، می زن تو به زخم کف

بر راه دلم این دف، من خانه نمی‌دانم



شمس الحق تبریزم، جز با تو نیامیزم

می افتم و می خیزم، من خانه نمی‌دانم

(غزل 1465 / مولانا )


سه شنبه 17 آبان 1390 22:49
پیش من بنشین من از ایل و تبار گریه ام

پیش من . . . كه سالها در انتظار گریه ام

پیش من . . . شاید كه چشم مست تو كاری كند

سال ها در انتظارت من خمار گریه ام

فصل ها نا مهربان تو مهربان باش و بمان

پیش من بنشین كه من ابر بهار گریه ام

سید احمد حسینی
سه شنبه 17 آبان 1390 22:15
سال ها پیش ازین به من گفتی
که مرا هیچ دوست می داری؟
گونه ام گرم شد ز سرخی ی ِ شرم
شاد و سرمست گفتمت, آری!
باز دیروز جهد می کردی
که ز عهد قدیم یاد آرم.
سرد و بی اعتنا تو را گفتم
که دگر دوستت نمی دارم
ذره های تنم فغان کردند
که، خدا را! دروغ می گوید
جز تو نامی ز کس نمی آرد
جز تو کامی ز کس نمی جوید.
تا گلویم رسید فریادی
کاین سخن در شمارِ باور نیست
جز تو، دانند عالمی که مرا
در دل و جان هوای دیگر نیست.
لیک خاموش ماندم و آرام:
ناله ها را شکسته در دل تنگ.
تا تپش های دل نهان ماند،
سینه ی خسته را فشرده به چنگ.
در نگاهم شکفته بود این راز
که دلم کی ز مهر خالی بود؟
لیک تا پوشم از تو، دیده ی من
برگلِ رنگ رنگِ قالی بود.
دوستت دارم و نمی گویم
تا غرورم کشد به بیماری!
زانکه می دانم این حقیقت را
که دگر دوستم... نمی داری...

سیمین بهبهانی
سه شنبه 17 آبان 1390 21:44
شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است



روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردن است



متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان



حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است



چون تو نه در مقابلی، عکس تو پیش رو نهم



این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است



ای گل نازنین من، تا تو نگاه می کنی



لطف بهار عارفان، در تو نگاه کردن است



لوح خدانمایی و آینۀ تمام قد



بهتر از این چه تکیه بر، منصب و جاه کردن است؟



ماه عبادت است و من با لب روزه دار از این



قول و غزل نوشتنم، بیم گناه کردن است



لیک چراغ ذوق هم اینهمه کشته داشتن



چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردن است



من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی



از دم مهد تا لحد، در اشتباه کردن است



غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه



سجده به کاخ کبریا، خواه نخواه کردن است



از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند؟



این هم اگرچه شکوۀ شحنه به شاه کردن است



عهد تو (سایه) و (صبا) گو بشکن که راه من



رو به حریم کعبۀ (لطف اله) کردن است



گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی



پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است



بوسه تو به کام من ،کوهنورد تشنه را



کوزۀ آب زندگی توشه راه کردن است



خود برسان به شهریار، ای که در این محیط غم



بی تو نفس کشیدنم، عمر تباه کردن است


استاد شهریار
دوشنبه 16 آبان 1390 18:13
نوشته یا ننوشته ، غزل نمای توأم

بمانی و بروی باز هم برای توأم



کمی کنار بیا با منی که از ته قلب

همیشه رام نگاه پر ادعای توأم



چه در خیال و چه خواب و میان خاطره ها

به هر بهانه به دنبال رد پای توأم



بیا و هق هق من را شبی تماشا کن

که انعکاس غریبانه ی صدای توأم



دلم گرفته و بغضم نمی شود آرام

چقدر عاشق گریه به شانه های توأم



به جز تو با همه دنیا غریبگی کردم

چرا تو منکر آنی که آشنای توأم؟ . . .




بیا و کار دلم را به ناکجا نکشان

که مشتری شده ام باز و در فضای توأم




مرضیه خدیر


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو