تبلیغات
غزلخانه - گمانم من شما را دوست ...
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

آقا گمانم من شما را دوست ...
حسی غریب و آشنا را دوست ...

نه ! نه ! چه می گویم فقط این که
آیا شما یک لحظه ما را دوست؟ ...

منظور من این که شما با من ...
من با شما این قصه ها را دوست ...

ای وای ! حرفم این نبود اما ...
سردم شده آب و هوا را دوست ...

حس عجیب پیشتان بودن ...
نه ! فکر بد نه ! من خدا را دوست ...

از دور می آید صدای پا ...
حتی همین پا و صدا را دوست ...

این بار دیگر حرف خواهم زد ...
آقا گمانم من شما را دوست ...

 نیلوفر عاکفیان





نوع مطلب : زهرا هاشمی - نیلوفر عاکفیان - مرضیه اوجی ، 
برچسب ها : اشعار نیلوفر عاکفیان،
لینک های مرتبط :
جمعه 29 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
شنبه 12 آذر 1390 20:38
ممنون خیییییییییلی
پنجشنبه 10 آذر 1390 17:45
ما بدهکاریم به یکدیگر ، به تمام دوستت دارم های نگفته ای که پشت دیوار غرورمان پنهان کردیم و بلعیدیم تنها به این دلیل که نشان دهیم منطقی هستیم ....

خیلی خوشم میاد که نوز یکی هس که یادش باشه ایرانیه

وبلاگتون به آدم انرژی میده کاش همه مثه شما بودن !!!!!!
جمعه 29 مهر 1390 14:39
تازگیها آفتاب از خود جوابش کرده است
همنشین سایه های اضطرابش کرده است

حال و روزش مثل آدم های معمولی که نیست
غیر عادی بودن دنیا خرابش کرده است

برگ را و مرگ را، پاییز را حس می کند
زرد و سرخ و ارغوانی ها مجابش کرده است

شرح حال بودنش اندازهء یک صفحه نیست
داغ دارد؛ باغ بی برگی کتابش کرده است

ماهی روحم به اقیانوس هم راضی نبود؛
طفلکی لالایی این برکه خوابش کرده است

طفلکی یک لحظه غفلت کرد،
عاشق شد...
و بعــد
تازه فهمیدم کسی آدم حسابش کرده است!!!
*
تازگی ها، آه اما تازگی ها ،تازگی ها
تازگی ها آفتاب از خود جوابش کرده است.

فرهاد صفریان
جمعه 29 مهر 1390 14:35
می خواستم عزیز تو باشم خدا نخواست
همراه و همگریز تو باشم خدا نخواست

می خواستم كه ماهی غمگین بركه ای
در دست های لیز تو باشم خدا نخواست

گفتم در این زمانه كج فهمِ كند ذهن
مجنون چشم تیز تو باشم خدا نخواست

می خواستم كه مجلس ختمی برای این
پائیز برگریز تو باشم خدا نخواست

آه ای پری هر چه غزلگریه! خواستم
بیت ترانه‏ای ز تو باشم خدا نخواست

مظلوم ساكتم! به خدا دوست داشتم
یار ستم ستیز تو باشم خدا نخواست

نفرین به من كه پوچی دستم بزرگ بود
می خواستم عزیز تو باشم خدا نخواست

فرهاد صفریان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony