تبلیغات
غزلخانه - من آدم عشقم
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

من آدم ِعشقم، نفسم عشق، سرم عشق
با تو بپرم چندی اگر، بال و پرم! عشق!
 
من آمده‌ام طی کنم این چند نفس را
در راه هواخواهی تو، راهبرم! عشق!

تا چله نشینی به سکوتم بکشد؛ اشک
تا پیلۀ تنهایی خود را بدرم؛ عشق

من "مادۀ آمادۀ" او بودم و اکنون
آبستنِ شعرِ ترم از جفت نرم؛ عشق

اشک آمد و شد آینه بی‌گرد کدورت
می‌بینم از این چشم فقط دور و برم عشق

مرداب بماند، که من از قطره به دریا،
با توست اگر، می‌گذرم، می‌گذرم عشق!

دوران تو سر شد؟ بشود، من که نمردم
یک عمر فریبایم و نام دگرم عشق

فریبا یوسفی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار فریبا یوسفی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
سه شنبه 16 خرداد 1391 14:20
سلام شادی صندوقی همکلاسی زیبای من در دبیرستان لاله های انقلاب بود که بسیار مودب و باوقار و متین بود هر جا هست امیدوارم موفق باشد. افسانه مولایی
محمد آل احمددرود بر شما خانوم مولایی
سپاس از حضورتون در غزلخانه
من هم برای خانوم صندوقی آرزوی موفقیت میکنم، البته کامنتی که گذاشتید مربوط به شعر خانم فریبا یوسفی میشه.
دوشنبه 28 آذر 1390 20:26
تصادفا" وبلاگ شما را دیدم. بسیار عالی و پرمحتواست. موفق باشی.
محمد آل احمدسپاس از حضور شما
سه شنبه 26 مهر 1390 18:40
شب آمده ام پیش تو آرام بگیرم از تلخی چشمان تو ایهام بگیرم


برگشته ام ازجادهء ابریشمی عشق كز چشمهء ابریشمیت وام بگیرم


آیینهء تاول زدهء عشق چه تنهاست بگذار ازین آینه الهام بگیرم


حیف است كه درخلوت شبها نتوانم ازخمرهء لبهای تو یك جام بگیرم


روح غزلم در تو مجسم شده انگار می خواهم ازین چشم ترت دام بگیرم


مهتاب به دلدادگی ام زل زد و خندید برخیز كه از كنج لبت كام بگیرم


پاشیده تمام نفست در بغل من بگذار كه با عشق تو فرجام بگیرم


نیلوفری ازجنس غزل هستی و خواهم با موج نفس های تو حمام بگیرم


هر چند پراز فاصله هستیم، گل من شب آمده ام پیش تو آرام بگیرم


محمد حسن اسفندیارپور


دوشنبه 25 مهر 1390 23:08
تـرانـۀ عشق
بـه یـک بهـانـه بخوان بـاز یک تـرانـۀ عشق
روامـدار بـخـشـکـد بـه دل جـــوانــۀ عـشـق
بــه احــتــرام تـــو در انــتــظـار مـی مــانــم
کـه بـال وپــر بــزنـی بــاز درکـرانــۀ عــشـق
هـمـیشه بـالــبٍ نــــــجـوا تــرانــه می خـوانـم
بـه اشتـیـاق تـو در پــــــــرسـهء شبـانـۀ عشق
چـه بـاشکـوه ودل انـگـیـز وگـــرم وگـیـرایـی
درانـجـمــاد تـــنٍ مــرده ی یــگـانـــۀ عـشـق
بـه قــلـه هـای بــلـنــد عـــروج مــــی بـــردم
نـگاهٍ گــــــرم تــو تـا مـی شـود بـهـانـۀ عـشق
تمامٍ خواهـــشم ایــن است،این که می خواهم
که بـاتـو بـاز شود چـشـمٍ عـــــــاشقـانـۀ عشق
رهـابـکن بـه دلـم خـویـــش را بـه سـیـنـه درآ
تو تـیر سرکــــش عشقی، مــــنم نشانـۀ عشق
راحله یار
دوشنبه 25 مهر 1390 22:30
یک آیینه تنهایی
نخـــواست تا تو برایم ستاره چین باشی
حــــــضور روشن آیینه ی یقـــین باشی
بلند سبز سپیـــــــدار و چلچراغ امـــــید
خدا نخواست که با من تو همنشین باشی
بنفش و آبیی رنگین کمان و لهجه ی نور
به تاج کاج ســــــــحرگاه من نگین باشی
سیاه پرده ی پرهیز را زمتن سکــــوت
شکسته ، روشن چشمم تو نازنین باشـــی
سرود بارش خـــــورشید زآبشار صدات
ببارد ، آیه ی اســــطوره ی زمــین باشی
صفــــای زمـــزمه ی عاشقانه های ســحر
قــــصیده ی چمن و حـرف واپسین باشی
نخواست تا تــو بـــرایم ستاره چــین باشی
حـــــــضور روشــــن آیینه ی یقین باشی
نادیه فضل

39335
دوشنبه 25 مهر 1390 22:00
گس و نارس و كال و تورفته‎ام
بهارانه‎ای رنگ و بو رفته‎ام
وچون گونه‎ی خشك مادربزرگ
پراز خستگی‎های تورفته‎ام
حواشی‎ی قالی‎ی پاخورده‎ای
گلی نخ‎نما،رنگ و رو رفته‎ام
و چون خلوت خیس یك جادّه
پر از خاطرات فرورفته‎ام
به حدّی است نزدیكی‎ام با خدا
كه تنهایی‎ام را به او رفته‎ام
اگر هم سراغم بیاید كسی
‏-درست است یا نه-بگو رفته‎ام
من این ماه ته‎مانده از دیشبم
كه تنها و از های‎وهو رفته‎ام

محسن نیکنام
دوشنبه 25 مهر 1390 21:58
دامنم را نگه قوی تو دریا می‎كرد
وقتی از ساحل بدرود تماشا می‎كرد
خانگی بود دل و وسوسه‎ی كوچ نداشت
ماكیان را تب قشلاق تو درنا می‎كرد
استوای نگه! آن ظهر پر از مهر مرا
افق قطبی چشمان تو یلدا می‎كرد
رفت ایام خوشی‎ها كه در آن كودك دل
توی گهواره‎ی دستان تو لالا می‎كرد
نوترین شعر من از دفتر آغوش تو بود
رودكی را غزل چشم تو نیما می‎كرد
هر پگاهان كه بر این دامنه می‎روییدی
آفرین بود كه بر قدّ تو افرا می‎كرد
حیف!در كوچه‎ی آغوش تو گم می‎كردم
آنچه را دل به‎ره عشق تو پیدا می‎كرد

محمد مستقیمی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony