غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی

مهر دستان تو دنبال دعایی میگشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی

ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی

بر لبت نام خدا بود-خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی

دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی

قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی

جمع کن:رشته ایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی

نغمه رضایی





نوع مطلب : نغمه رضایی - شیما اسلامی فخر - سیما نوذری ، 
برچسب ها : اشعار نغمه رضایی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
شنبه 12 فروردین 1396 22:01
Hello there, I discovered your blog by way of Google while looking for a related matter, your web site
got here up, it appears to be like good.
I've bookmarked it in my google bookmarks.
Hello there, just was aware of your blog thru Google,
and found that it's truly informative. I am gonna be careful for brussels.
I will appreciate in the event you proceed
this in future. Many people shall be benefited from your writing.
Cheers!
دوشنبه 21 آذر 1390 00:53
از کتابهای جدید نغمه هم شعر بگنجان
پنجشنبه 7 مهر 1390 16:41
پس روزگار دغدغه اش چیز دیگریست
وقتی که یار دغدغه اش چیز دیگریست

چشم صبا به رقص سر انگشت ذالفنون
اما سه تار دغدغه اش چیز دیگریست

دریا کنارِ ساحل خود موج زد ولی
"دریا کنار" دغدغه اش چیز دیگریست

من زرد و پیر و عاشقش اما چه فایده
فصل بهار دغدغه اش چیز دیگریست

میخواهمت اگر چه اجابت نمیکند
پروردگار دغدغه اش چیز دیگریست

نه نه نمیشود به تو هرگز نمیرسم
ریل قطار دغدغه اش چیز دیگریست

حامد بهار وند
پنجشنبه 7 مهر 1390 16:40
بانوی ابتذال و غزل بوسه های من!
یک سطر در میان به سرایم سری بزن

من بی حضور وسوسه ات باد می کنم
در من بپیچ مثل هوس بازی کفن!

تا شک کنم به هر کسِ غیر از تو در خودم
بانوی استخاره و تردید و سوء ظن!

با من نفس بکش غزل ارتکاب را
در خلسه وار˚ لحظه ی خونبار زن شدن!

تیر خلاص / خط مقدم / تو مرده ای!
ماشه چکید روی غرورت ... گَلَنگَدَن

از دامنت دوباره به معراج رفته ام!
افتاده ام کنار نفس هات ، ظاهرن-

دارد غرور زنده ی من خواب می رود
در واپسین دقایق این جنگ تن به تن!

بازی تمام... از غزل من پیاده شو!
حالا تو مانده ای و دروغی به نام زن!

حامد بهاروند
پنجشنبه 7 مهر 1390 16:40

تو را لای کدامین دفتر عمرم بخشکانم؟
تو را کنج کدامین پاره قلبم... نمی دانم

من عادت کرده ام هر شب،غبار اشک هایم را
به روی هرچه باقی مانده است از تو ببارانم

عروس هرزه ی صهیون! عصا از گردنم بردار
که من موسی ترین پیغمبر سردرگریبانم

کجا قرآن نوشته یوسف از آن زن بدش آمد؟
که من عمریست از سرپیچی چشمم پشیمانم

زنم امشب کنار یک نفر غیر از خودم خوابید
و من باید خودم را در صدای او بخوابانم!

خدای چکمه پوش خیره بر اعصار یخبندان!
نترس از من،که من خود زاده داغ زمستانم

تنم یخ بسته از سرمای آدم های دیواری
و دیوار است دیوار است دیوار است - تاوانم -

شنیدم دست باران قصد موهای تو را کرده
برایت چتر آوردم که باران را بسوزانم

دلم افسردگی مزمن یک کوه را دارد
غزل پیچم نکن بانو، که من یا تو...چه می دانم؟

حامد بهار وند
پنجشنبه 7 مهر 1390 15:41
جنون

دل گمراه من چه خواهد کرد
با بهاری که می رسد از راه؟
ِیا نیازی که رنگ می گیرد
در تن شاخه های خشک و سیاه

دل گمراه من چه خواهد کرد؟
با نسیمی که می تراود از آن
بوی عشق کبوتر وحشی
نفس عطرهای سرگردان

لب من از ترانه می سوزد
سینه ام عاشقانه می سوزد
پوستم می شکافد از هیجان
پیکرم از جوانه می سوزد

هر زمان موج می زنم در خویش
می روم، می روم به جائی دور
بوتهء گر گرفتهء خورشید
سر راهم نشسته در تب نور

من ز شرم شکوفه لبریزم
یار من کیست ، ای بهار سپید؟
گر نبوسد در این بهار مرا
یار من نیست، ای بهار سپید

دشت بی تاب شبنم آلوده
چه کسی را بخویش می خواند؟
سبزه ها، لحظه ای خموش، خموش
آنکه یار منست می داند!

آسمان می دود ز خویش برون
دیگر او در جهان نمی گنجد
آه، گوئی که اینهمه «آبی»
در دل آسمان نمی گنجد

در بهار او ز یاد خواهد برد
سردی و ظلمت زمستان را
می نهد روی گیسوانم باز
تاج گلپونه های سوزان را

ای بهار، ای بهار افسونگر
من سراپا خیال او شده ام
در جنون تو رفته ام از خویش
شعر و فریاد و آرزو شده ام

می خزم همچو مار تبداری
بر علفهای خیس تازهء سرد
آه با این خروش و این طغیان
دل گمراه من چه خواهد کرد؟


فروغ فرخزاد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو