تبلیغات
غزلخانه - آدمک
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

آدمک آخر دنیاست ،بخند
آدمک مرگ همین جاست،بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست ، بخند

دستخطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست ، بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست،بخند

صبح فردا به شبت نیست ، که نیست
تازه انگار که فرداست،بخند

راستی آنچه به یادت دادیم
پر زدن نیست،که درجاست ،بخند

آدمک نغمه ی آغاز نخوان
به خدا آخر دنیاست، بخند


نغمه رضایی





نوع مطلب : نغمه رضایی - شیما اسلامی فخر - سیما نوذری ، 
برچسب ها : اشعار نغمه رضایی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
چهارشنبه 18 فروردین 1395 00:51
ادرس اینستاگرام خانم نغمه رضایی رو میخواستم
پنجشنبه 2 خرداد 1392 19:13
بیت آخر رو اصلاح کنید...
آدمک نغمه ی آغاز "نخوان"
به خدا آخر دنیاست بخند
محمد آل احمدسپاس. تصحیح شد
دوشنبه 21 آذر 1390 00:56
آقای مسعود طایفی..شعر آدمک در سال76 توسط نغمه رضایی سروده شده و در سال 80 در کتاب فریاد چاپ شده....
شنبه 9 مهر 1390 21:11
واقعا خجالت آوره که بعضی اجازه می دهند اشعار رو به اسم خودشون جعل کنند.
این شعر از محمد رضا اعتمادی (بهرام) از کتاب دوباره به این اسم جعل شده.
البته احتمال می دهم صاحب وبلاگ هم از این مطلب اطلاع نداشته
پنجشنبه 7 مهر 1390 22:46
چشمان خیسم
لحظه ای که عشق در چشم توظاهر می شود
عقل من مثل پرستویی مهاجر می شود
چشم من بار سفر میبندد از راه نگاه
همسفر با جاده های بی مسافر می شود
ناگهان احساس در آغوش میگیرد مرا
...با نفس هایش دلم انگار شاعر می شود
بعد از آن شعری که می گویم برای چشمهات
بیت بیتش بهترین شعر معاصر می شود
باز از چشمان خیسم چشم پوشی کرده ای
هیچ می دانی دلم آشفته خاطر می شود؟
(احمد فیاض)

دست در حلقه ی آ ن زلف دو تا نتوان كرد
تكیه بر عــــهد تو و باد صبا نــــــتوان كرد"

جمله درد است ولی چــاره ی این درد فراق
به یكی نســــــــخه ی دیدار و وفا نتوان كرد

به سر سفره ی غم باز به تـــــــــــكرار دعا
غرق این اشكم و این آه و دعا نتــــوان كرد

فرصت عـــــمر به دیدار ســـــتمهای تو شد
مهلتی نیســـــــــت كه تكرار خطا نتوان كرد

تـــــب ِدل با ز بــــه كابوس جفـــــای تو شده
كه به صد جرعه ی این وصل شفا نتوان كرد

بسته این بغض هـــمه نای پر از گریه ی من
گریه چنگی زده و باز جــــــــدا نتـــوان كرد

صد ســفر كردم و از درد نگفــــتم گاهــــــی
مرگ در گاه ِحــضور است صدا نتوان كرد

فكر این وصل نه در حوصله ی عشق امیـــد
قســـــمتم بود كه تغـــــییر قضــــا نتوان كرد


ر . امید


امشب من و "بنان" و خدا گریه می كنیم
در اوج دیلمان و دعا گریه می كنیم

امشب خدا به حال من و بندگان خویش
ما هم به حال و روز خدا گریه می كنیم

با دفتری گذشته ی خود را ورق زنان
یك مشت شبه خاطره را گریه می كنیم

در دستم عکس های پدر جان گرفته است
" كز سنگ ناله خیزد و..." ما گریه می كنیم

باران گرفته شهر پر از ضجه ی خداست
ما هم شبیه پنجره ها گریه می كنیم

از درد برده ایم به نزد خدا گله
از دست كارهای خدا گریه می كنیم

گندیده هر چه گوش و كپك بسته هر چه چشم
امشب بدون این كه صدا...گریه می كنیم

" ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود"
ای راز سر به مهر تو را گریه می كنیم


صالح سجادی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony