تبلیغات
غزلخانه - تصویر یك خیال
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 


تصویر مبهم زن و تصویر یك سوار
زخمی كه می زنی به غم كهنه ی سه تار

من در خیالِ سنگ تو آئینه را … شبی
تصویر می شوم به تنِ مَرد بی قرار

نفرین به تو كه شعر مرا پاره می كنی
با اینكه دوست دارمت اینگونه بی شمار

با این همه هنوز عزیزی برای من
سر را به روی خستگی شانه ام گذار

من كه هزار دفعه نوشتم كه عاشقم
شاید هزار دفعه اگر نه ، كه چند بار

وقتی به خانه آمدی ای مهربانترین
با من چراغ هست برایم غزل بیار

چایی كه یخ شد از دهن افتاد…پنجره
هی می شود از این همه ناباوری بُخار


معصومه مصطفی لو





نوع مطلب : مژگان ساغر - معصومه مصطفی لو - مریم آرام - زهرا حسینی، 
برچسب ها : اشعار معصومه مصطفی لو،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
جمعه 2 تیر 1391 16:45
محمد آل احمدتشکر
سه شنبه 20 دی 1390 19:06
به نام خدا

سلام ای غرابت تنهایی

اتاق را به تو تسلیم می کنم ...

یادش بخیر !! عمره که می ره !

انگار همین دیروز بود که توی بوفه ی دانشگاه همه با هم چای می خوردیم و شعر می خوندیم و ...

این قافله ی عمر عجب می گذرد ... شعرهای شما بنده رو به اون دوران برد...

التماس دعا ----
محمد آل احمدپاینده باشید
پنجشنبه 15 دی 1390 02:46
از خانه بیرون برویم


کمی سرم درد میکند
باد می آید
از خانه بیرون برویم
ابر ها آمده اند
میتوانیم یقه ها را بالا بکشیم
در پناه دیوار راه برویم

و نگاه کنیم به انقباض ماهیچه های پیرمرد
وقتی که
برگی رااز زمین برمیدارد

پله های شهر
پر شده از خاطرات پاییزی

گمان می کنم
امشب هم
خوابم نرود.


سلام
شعرتون زیبا بود
موفق باشید

دوشنبه 4 مهر 1390 09:50


ستاره پشت ستاره، نگاه یعنی این
دو چشم روشن اما سیاه یعنی این
به زیر بارش باران، دو دست آبی او
گرفته اند مرا، سرپناه یعنی این
شبی كه غربت جاده مرا صدا می كرد
اشاره كرد به این سو، كه راه یعنی این
هنوز سنگ صبور من و غزلهایم
نشسته پای دلم، تكیه گاه یعنی این
فرشته های نگاهم به سجده افتادند
چه اشتباه قشنگی! گناه یعنی این.

نرگس برهمند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony