غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

وقتی که نیستی دل من پیر می شود
حتی هوای عشق زمین گیر می شود

پشت غرور كهنه ای این شهر بی غزل
چشمی به جرم عشق تو زنجیر می شود

یك حس عاشقانه مرا كشف می كند
حسی كه پیش پای تو تعبیر می شود

اقرار می كنم كه به گردت نمی رسم
از بس شمیم فاصله تكثیر می شود

شاید كه رنگ سوء تفاهم گرفته ام
گاهی دلم از آیینه هم سیر می شود

امشب به خلوت دل بارانی ام بیا
فردا كه استخاره كنی دیر می شود


سیما قدرتی





نوع مطلب : ساحل صالحی ـ سیما قدرتی - رویا باقری - سمانه مصدق، 
برچسب ها : اشعار سیما قدرتی،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
شنبه 26 شهریور 1390 22:13
با این که دل بدون تو تنها نمی شود
با این که عشقت از سر من وا نمی شود
اما هنوز شعر نمک ناشناس تو
از پای سفره غزلم پا نمی شود
وقتی دوباره پنجره خیس چشم من
باآفتاب چشم تو ارضا نمی شود
وقتی دو حرف لعنتی جدول دلت
من می شود ، تو می شود و ما نمی شود
دیگر به چشم هیچ کسی زل نمی زنم
دیگر شبیه چشم تو پیدا نمی شود.

؟
محمد آل احمدبهمن صباغزاده
شنبه 26 شهریور 1390 22:13
بانو غزل بخوان که شدیداً قناری ام
وقتی گل همیشه بهاری ، بهاری ام
تا می رسی به تاک غزل مست می شوم
وقتی که می روی ، نگران خماری ام
سخت است انتظار کشیدن ، ولی ، هزار
گل می دهم اگر که تو روزی بکاری ام
در من صدا و عکس تو تکثیر می شود
تالاری از سکوتم و آیینه کاری ام
با خواب های صورتی ام قهر کرده ام
چون گفته ای الهه شب زنده داری ام
این مشق ها جریمه صد سال... وا شده-
پای تو در قلمروی کاغذ نگاری ام
؟
جمعه 25 شهریور 1390 15:21
تو یک غروبِ غم انگیز می رسی از راه
که می بَرند مرا روی شانه های سیاه

صدای گریه بلند است و جمله هایی هم
شبیهِ تسلیت و غصه و غمی جانکاه

به گوش یخ زده اَم می رسد وَ فریادی
شبیهِ حُرمَتِ این لااِلهَ اِلا الله!

وَ چشم هام، که چشم انتظار تو هستند!
-اگر چه منجمدند و نمی کنند نگاه-

وَ بغض می کند آن جا جنازه ی من که
«تو» را همیشه «نَفَس» می کشید و «خود» را «آه»!

چقدر شب که تو را من مرور کرده ام وُ
رسیده ام به: غزل، گُل، شکوفه، دریا، ماه !

بدون تو، همه ی عمرِ من دو قسمت شد:
دقیقه های تکیده، دقیقه های تباه

اگر چه متنِ بلندی ست درد دل هایم
سکوت می کنم و شرحِ قصّه را کوتاه –

که باز جمعه رسید و نیامدی و شدند
«غروب جمعه» و «مرگ» و «وجود من‌» همراه!

برای بدرقه ی نعشِ من بیا هر روز
که کارِ من شده سی بار مرگ در هر ماه

وَ کلِّ دلخوشی زندگی من، این که
تو یک غروب غم انگیز می رسی از راه

مهدی زارعی



درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic