تبلیغات
غزلخانه - شعر تازه
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

نشسته‌ام سر این میز و کافه تعطیل است  
حکایت من و تو ، باطل اباطیل است

و توی تلخی فنجان قهوه می‌فهمم   
که عاشقت نشدن کار حضرت فیل است

چقدر از تو درخت حماسه پربار است  
چقدر دفتر تاریخ از تو سرشار است

تو کیستی که به یک شعر تازه می‌مانی
به رنج عاشقی بی‌اجازه می‌مانی

تو شوقِ گوش‌سپردن به داستان هستی 
خدای مردم یونان باستان هستی

تو کیستی که همه جسم و تو همه جانی 
تو عاشقانه‌ی بلقیس با سلیمانی

تو کیستی تو که آب حیات یعنی تو  
تو کیستی تو که عین‌القضات یعنی تو

تو کیستی که کنار تو بید می‌رقصد  
به شوقِ دیدن تو بایزید می‌رقصد

به خون نشسته چرا خنجر تو ابراهیم؟ 
عوض شده ست چرا باورِ تو ابراهیم؟ 

گمان نمی‌کنم این‌جا به چشمه‌ای برسی 
که تَرک کرده تو را هاجر تو ابراهیم

نشسته‌ام سر این میز در کناره‌ی رود 
نشسته بر سرِ قلیانم، آتشِ نمرود

نشسته‌ام سر این میز و بید می‌رقصد 
هنوز دور سرم بایزید می‌رقصد

نشسته‌ام سر این میز و چای یخ کرده 
نیامدی دستم ... دستم آی یخ کرده

دلم پُر است از آهنگ کافه‌ی غمگین  
نصیبم از تو فقط یک ترانه‌ی خالی ست

بیاورید که قلیانِ رنج را بکشم  
جهان بدون تو یک قهوه‌خانه‌ی خالی ست

به من مراجعه کن سفره‌ی دلم بازست 
که بسته‌است همه سفره‌خانه‌های جهان

پریِ! شبیه به غولِ چراغِ جادویی  
که دود می شوی و می‌روی در این قلیان

و شهر، دودِ تو را داده‌است در ریه‌هاش 
و باد، اسمِ تو را می‌برد دهان‌به‌دهان

تو کیستی که به من گفته‌اند دکترها  
تو کشته‌ای همه را آی عاملِ سرطان

تو کیستی که به ابر و پرنده می‌مانی  
به گریه‌های کسی بین خنده می‌مانی

چقدر روشنی پشت پرده، محجوب است 
چقدر روسریِ برنداشته خوب است

مرا به چشم چه‌کار و مرا به موی چه‌کار 
مرا به کوچه چه‌حاجت مرا به‌ کوی چه‌کار

پری! تو آب زلالی و من دلم دریاست 
مرا به حور بهشت و به آب جوی چه‌کار

هزار چشمی و مویی، هزار کوچه و کوی 
مرا بگو لب این چشمه با سبوی چه‌کار

گمانم آخرِ این قصه را عوض کردی  
که جوجه‌اردک زشتم، مرا به قوی چه‌کار


آرش علیزاده





نوع مطلب : آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور، 
برچسب ها : اشعار آرش علیزاده،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
پنجشنبه 28 دی 1391 03:15
arash jan kheili ghashang bood dooset daram boos boos
محمد آل احمد!!
شنبه 2 مهر 1390 00:51
ادامه ش كوپس
درحق شعراجحاف كردین بااین ناتمامیش
محمد آل احمدرفع اجحاف شد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony