غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

چشـــم میگوید:

نیـــست

شعـــر میگوید:

هســـــت

 

 

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم به دو صد خانه آباد

من حسرت پرواز ندارم به دل آری
در من قفسی هست كه می خواهدم آزاد

ای باد تخیل ببر آنجا غزلم را
کش مردم آزاده بگویند مریزاد

من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد
آرام چه می جویی از این زاده اضداد؟

می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یك عمر عبث داد زدم بر سر بیداد

مگذار كه دندانزده غم شود ای دوست
این سیب كه نا چیده به دامان تو افتاد


محمد علی بهمنی
 





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد
دوشنبه 19 بهمن 1394 12:46
درود صفحه زیباتون و خوندم اینم چند بیت از اشعاری که دوست داشتم شما هم استفاده کنید تو صفحتون
از قسمت و حکمت ای خدا خسته شدم
اینبار برای من فقط معجزه کن... فرامرز عرب عامری
• از من پس از تو چیز زیادی نمانده است
جز چشمهای تر که به در خشک می شود... فرامرز عرب عامری
• بگو به خاطره هایت دگر خیالی نیست
شب گذشته دلم را عصب کشی کردم... فرامرز عرب عامری
• روی نبودت هم حسابی تازه وا کردم
یاد تو می ارزد به بودنهای خیلی ها... فرامرز عرب عامری
• از نگاهم رفتی و دارد خدایی می کند
بغض های از رگ گردن به من نزدیکتر... فرامرز عرب عامری
• پای عرق اگر که نشستی سگی بخور
شاید زمان مستی آن با وفا شدی... فرامرز عرب عامری
• پختست روزگار چه آشی برای عشق
او می رود و من پرم از اشک پشت پا... فرامرز عرب عامری
• درد است که با نسیم سردی برود
آنکس که به خاطرش به طوفان زده ای... فرامرز عرب عامری
• روی نبودت هم حسابی تازه وا کردم
یاد تو می ارزد به بودنهای خیلی ها... فرامرز عرب عامری
• فقط با شوق می خوانی تو از دردم چه می دانی
تو جان می گیری از شعری که من را بارها کشته... فرامرز عرب عامری
• می دوختم زمین و زمان را به هم اگر
می خواست او به قدر سر سوزنی مرا... فرامرز عرب عامری
• چشمان تو دچار کدامین مخدر است
می بندی و جهان مرا درد می دهی... فرامرز عرب عامری
• عمر من صرف شد از عشق نفهمیدم هیچ
کاش می شد که تو دستور زبانم باشی... فرامرز عرب عامری

گریه وقتی می کنی در چشم من زیبا تری
ای که زیبایی برایم تر نمی خواهم تو را
---------------------------------------------
سردار جنگهای بد آورده ام بنام
از بس که شاهنامۀ من اشک و بوس داشت
------------------------------------------------
داغ دوری از لبش دکتر امانم را برید
بوسدارویی برای درد من تجویز کن
------------------------------------------------
بیماری مهلکیست در سینه ی من
آنقدر که بدخیم، تو را می خواهم
.
پنجشنبه 26 شهریور 1394 22:07
سلام چرا نمیشه مطالب داخل وبلاگ رو کپی کرد ؟
چهارشنبه 14 مرداد 1394 14:34
سلام
ماه‌هاست که نیستین
چرا؟...
محمد آل احمدخودمم نمیدونم
دوشنبه 15 تیر 1394 23:30
غزلی برای انتشار در وبلاگ تقدیم می کنم:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غزل آرامش
جمعه 13 تیر 1393 18:53
سایه های بی سر
حرفها بی حساب
بی رقمی اعداد
قلمهای بی جوهر
















سلام
همیشه پر از برکت عشق
قلمت سبز و
شاد و خرم باشید
محمد آل احمددرود بر شما
سپاسگزارم از لطفتون
یکشنبه 25 خرداد 1393 16:34
سلام
یکی از پستهامتاسفانه سرقتی است از غزل شاعرمعاصر یدالله گودرزی که در
سال1371 سروده است.اصلاحش بفرمایین
ایمان
کم کم به چشمهای تو ایمان می آورم
در پیش پای آمدنت جان می آورم
در غربت قدیمی این وسعت عبوس
ایمان به بی پناهی انسان می آورم
گفتی که قلبهای پریشان بیاورید
باشد به روی چشم، پریشان می آورم
ای بیكران گمشده در خاطرات من
در پیشگاه چشم تو باران می آورم
ای سفره های خالی غربت برایتان
از دور دست دهکده مهمان می آورم
لبخند و شادمانی و احساس و عشق را
با دستهای گرم پر از نان می آورم
از کوچه های خاطره از کوچه های یاد
یک دسته گل به یاد شهیدان می آورم!
*یدالله گودرزی
از کتاب: بگذار عاشقانه بگویم،مجموعه شعر(نشر آفرینه/1374)
محمد آل احمدسپاس
اصلاح شد
جمعه 13 دی 1392 09:47
سلام جناب آل احمد
روزگار بر وفق مراد هست که انشالا؟
فیسبوک غزلخانه رو نیت ندارین دستی بهش بزنید؟
محمد آل احمدسلام
روزگار که چه عرض کنم، هنوز زنده ایم...
متاسفانه حوصله شو ندارم... اگه براتون مقدوره و تمایل دارید شما زحمتشو بکشید خوشحال میشم...
پنجشنبه 21 شهریور 1392 15:30
ماه آمد و هی دور تو چرخید...دلش ریخت

با دیدن این منظره خورشید دلش ریخت

نزدیک زمین شد، همه جا آتشی افتاد

از سوختنت ابر که ترسید، دلش ریخت

باران زد و لیلای درختان شدی آنروز

باران زد ومجنون تو شد بید... دلش ریخت

آشفته که در باد سوی خانه دویدی

یک شهر-فقط بوی تو پیچید- دلش ریخت

در راه ترا دیدم و افتادم و هرکس-

آن بغض مرا دید که ترکید دلش ریخت

***

یکسو زدی از صورت خود موی خودت را

تا آینه چشمان تو را دید دلش ریخت

حسن اسحاقی
جمعه 15 شهریور 1392 12:02
یک جا
بند نمی شود
هرزه ایست
این عشق

ویرانه می کند
به نگاهی
دل را
این عشق

خیمه می زند بر دل
هرجا برسد
این عشق

هرجایی ست
این عشق.
محمد آل احمدسپاسگزارم از حضورتون
سه شنبه 14 خرداد 1392 12:00
درود..غزل ناقابلی دارم که میخوام بعنوان پیشکش از حقیر بپذیرید:
دارم به جای عشق از او مینویسم
امشب به جای ماه ..بانو مینویسم
از دردودل..از اشک..از لبخند..از آه
از جای خالی روی زانو مسنویسم
از ظلمت زلفی که مارا غرق خود کرد
از چشم هایی رنگ مینو مینویسم
از درد یک سوزن که بیرحمانه حک کرد
اسم تو را بر روی بازو...مینویسم
یک عمر دارم مینویسم تا بیایی
راه تو را با آب و جارو مینویسم
میخواهم اسمی از تو در شعرم نباشد
صیاد تا خواب است...آهو مینویسم
از خسته ای اینسوی دنیا مانده تنها
از یک پریشان حال آنسو مینویسم
من جرات لب باز کردن هم ندارم !!!
امشب ولی میبینم از او مینویسم...
ممنون
محمد آل احمدسپاس
چهارشنبه 8 خرداد 1392 16:58
افزودن اینجا به پیوند ها بهترین کاری بود که این چند وقته انجام دادم!

درود بر شما

سالم بمانید و شاد
محمد آل احمدسپاسگزارم از محبت شما
پنجشنبه 2 خرداد 1392 09:36
سلام
خرداد و هوای بارانی گرگان
زیبایت را در قلمت سبزت حس می کنم
شاد و سرمست باشید
محمد آل احمددرود
سپاسگزارم از حضور شما
شنبه 7 اردیبهشت 1392 19:49
غزلخانه پیشاپیش دوساله شدنت مبارک
...من و تو غزلی ناب در شبی بیخواب...
محمد آل احمدبسیار ممنونم از محبت شما

یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 09:25
سلام آشنای آفتاب و آب و آیینه
اول اردیبهشت روز بزرگداشت استاد بی بدیل غزل پارسی، سعدی شیرازی، گرامی باد.
با یادی از سهراب سپهری عزیز به بهانه فرارسیدن سی و سومین سال سفر آسمانی اش.
نفستان حق
محمد آل احمدسلام
سپاسگزارم از حضورتون
چهارشنبه 30 اسفند 1391 19:36
سلام
سال نو مبارک آقای آل احمد
چقدر نیستین...!!!
انشاالله که به خیر و خوشی مشغول باشید که ترک غزلخانه رو کردین
سال شادی رو واستون آرزومندم.
محمد آل احمدسلام، سپاسگزارم
نمیدونم، حتما خیری در اون هست که من بی خبرم...
سال خوبی داشته باشید...
چهارشنبه 16 اسفند 1391 18:42
کم کم و رسما دارین ترک غزلخانه را می کنید صاحبخانه!
تکلیف مهمان ها چه می شود آن وقت؟؟؟
محمد آل احمدباید از عشق بسازم غزلی قابل تو
غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
دوشنبه 16 بهمن 1391 12:06
مثل همیشه بهترین ها رو اینجا پیدا کردم
احسنت

زیر سایه حق سلامت باشید
محمد آل احمدسپاسگزارم
پنجشنبه 23 آذر 1391 22:53
سلام
دلمان برای خانه ای که هر شب با دو سه غزل تازه می شد تنگ شده،صاحبخانه غم خانه را در سر ندارد؟
محمد آل احمدسلام
از شما چه پنهان دلم برای خودم تنگ شده ...
چهارشنبه 10 آبان 1391 08:54
متشکرم
محمد آل احمدقابلی نداشت
سه شنبه 9 آبان 1391 11:47
سلام
یه سوال از خدمتتون داشتم

کد ابزار امتیاز دهی وب رو کدوم قسمت وب باید بذاریم تا در هر پست نشون داده بشه؟

ممنونم
محمد آل احمدسلام
برای هر وبلاگ متفاوته و سایتی که این ابزارو ارائه میده معمولا راهنمایی میکنه اما در کل من برای میهن بلاگ در قسمت چرخه مطالب ارسالی در داخل قالب قرار دادم...
موفق باشید.
دوشنبه 1 آبان 1391 10:34
بزن آتش به عود استخوانم
که بوی عشق برخیزد ز جانم
خوشم با این چنین دیوانگی ها
که می خندم به آن فرزانگی ها...(فریدون مشیری)
به بهانه فرارسیدن سوم آبان، سالگرد سفر آسمانی مشیری نازنین، یاد و خاطره اش به نیکی
محمد آل احمدبی نهایت سپاس
شنبه 29 مهر 1391 09:01
که غزل نمی شن و میتونن بشن...

چه باک اگر که جهانی رها کنند مرا

به خنده زمزمه در گوش ها کنند مرا

شبی دو چشم سیاه تو را به من بدهند

چه غم که یک شبه صاحب عزا کنند مرا

تو در وجود منی پس چگونه می خواهند

که از وجود خودم هم جدا کنند مرا

بعید نیست از این پس شبیه من بشوی

ویا به نام تو دیگر صدا کنند مرا

دوای درد مرا هیچکس نمیداند

فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا
محمد آل احمدغزل زیباییست از خانم جندقی
سپاس از حضورتون
شنبه 15 مهر 1391 11:39
سلام

خیلی وقته که به شما سر میزنم

اشعار فوق الغاده ای میگذارید

همیشه صفحه فایرفاکسم رو که باز میکنم اولین جایی که میام غزلخونس

آرامش بخشه حتی اگر شعرهاش تلخ باشه

شعرهاتون رو همیشه برای همسرم میخونم

موفق باشید

در پناه حق
محمد آل احمدسلام
بسیار سپاسگزارم از محبت و لطفی که نسبت به این خونه دارید
و خیلی خوشحالم از داشتن مخاطبان خوب و محترمی مثل شما
امیدوارم همیشه در کنار خانواده شاد و سلامت باشید
چهارشنبه 22 شهریور 1391 16:54
برخیز و بیا ترانه در جانم ریز

دل، تازه کن و جوانه در جانم ریز

شادابی ِ شاخه های شبنم زده را

چون باور ِ عاشقانه در جانم ریز
با تبادل لینک موافقین؟
محمد آل احمدآیینه ... زلال ...نرم...مرمر...دل تو
یک دهکده لبریز کبوتر... دل تو
من قلک عشق خویش را می شکنم
یک خانه اجاره می کنم ... در دل تو

موافقم، نام وبلاگ؟
پنجشنبه 5 مرداد 1391 15:01
سلام
من عاشق شعرم و شعر های وب شما رو دنبال می کنم ولی خیلی ذوق شعر گفتن رو ندارم
به خود تون ببالین چون قشنگ ترین و لطیف ترین هنر دنیا رو دارین
محمد آل احمددرود
بسیار ممنونم از لطف شما
چهارشنبه 4 مرداد 1391 01:27
سلام دوست عزیز و فرهیخته

خیلی مفتخرشدم از اینكه شعر منو قابل دانستید و در وبلاگتان استفاده كردید.

ممنون

بار اول بود سرچ كردم و دیدم چند جایی هست غافلگیر شدم!

محمد آل احمدسلام
موفق باشید
پنجشنبه 22 تیر 1391 09:08
عشق و بهانه از تو/ ناز و نوازش از من
قهر و گلایه از تو / آشتی و سازش از من
یه قلب ساده از تو / عشق و علاقه از من
فقط ، فقط تو گل باش / ریشه و ساقه از من

محمد آل احمدپیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود
ماه برکوی دل نمی‌تابید، خانه ام انتهای عالم بود

تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شد
قبل از آنی که بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بود
----
سپاسگزارم از حضورتون
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 20:12
تولدت مبارک غزلخانه
خانه ات تاابد پر غزل...

من و تو و غزلی ناب در شبی بیخواب...
محمد آل احمدسپاس بی نهایت از لطف و محبتی که به غزلخانه دارید.

تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست ...
یکشنبه 20 فروردین 1391 09:04
سلام اقای آل احمد
سال نو مبارك
واقعا وبلاگ زیبایی دارید.خدا قوت
با اجازه تون 2بیت از حقیر را پذیرا باسید
شیوه چشم تو ما را به گلستان برده ست
ابروانت گره بر هم زده و باز اسیران برده ست
دیگر از غنچه لبهای تو می ترسم من
دین من را خم گیسوت چه ارزان برده ست
محمد آل احمدسلام ، سپاس از حضور گرمتون
شعر زیبایی سرودید
موفق باشید و شاد
جمعه 5 اسفند 1390 16:14
یکی از آرامش خانه های زندگی من چند وقتی است که وبلاگ شما شده است ...

ممنونم که هستید
محمد آل احمدسپاس از حضور سبز شما
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic