غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

در قلب قصه های یکی بود یا نبود
یادم  نمی رود که کسی جز خدا نبود

یادم نمی رود که در آن سال های دور
مردانگی ز افسر شاهی جدا نبود

در باور قبیلة احساس های پاک
بی حرمتی به ساحتِ گل ها روا نبود

آن روز در تصور انسانِ قصه ها
می گفت مادرم که محبت خطا نبود

وقتی د لی برای د لی درد می نوشت
پیکی  به جز  کبوتر  بادِ  صبا  نبود

این کوه این تهی شده از یادِ تیشه ها
در بیستونِ عشق چنین بی صدا نبود

روزی که قهرمان به سر چشمه می رسید
راهی به جز  مبارزه  با  اژدها  نبود

می شد که در هوای مساوی نفس کشید
یک بام در کشاکشِ چندین هوا نبود

محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic