تبلیغات
غزلخانه - پرندگی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

پرنده فكر نمی كرد بی ثمر بشود
شبیه كاسه و بشقاب و میز و در بشود

كه رفته رفته اسیر شكستگی باشد
دچار منطق پوچ قضا قدر بشود

پرنده می اندیشید شب چه طولانی است
و او چه كار كند زودتر سحر بشود؟

و او چه كار كند این خطوط صاف و دقیق
به هم بریزد و دنیا وسیع تر بشود؟

نمی شود كه قفس آرزو كند یک بار
پرنده باشد و با باد هم سفر بشود؟

پرنده خنده تلخی به لب نشانده و گفت:
چه سود عمر كسی در قفس هدر بشود؟

پرندگی كه نباشد چه فرق خواهد كرد
بهار سر برسد یا بهار سر بشود؟

پرنده می خواهد آرزو كند ای كاش
فقط پرنده بماند، ولی اگر بشود

صدای هم همه‏ خانه باز اجازه نداد
كسی از این همه اندوه باخبر بشود

خدیجه رحیمی





نوع مطلب : خدیجه رحیمی، 
برچسب ها : اشعار خدیجه رحیمی،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony