تبلیغات
غزلخانه - زمستان
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستان؟
مظلومترین فصل خدا بود زمستان

دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم
از هر چه دو رنگی است رها بود زمستان

بود هر چه ، فقط بود سپیدی و سپیدی
اسمی که به او بود سزا ، بود زمستان

گرمای هر آغوش تب عشق دم گرم
یکبار نگفتند چرا بود زمستان

بی معرفتی بود که هر بار زما دید
با این همه باز اهل وفا بود زمستان

غرق گل و بلبل شد اگر فصل بهاران
بوی گل یخ هم به هوا بود زمستان

با برف بپوشاند تن لخت درختان
لبریز و پر از شرم حیا بود زمستان

در فصل خودش، شهر خودش، بود غریبه
مظلومترین فصل خدا بود زمستان

مجتبی حیدری





نوع مطلب : مجتبی حیدری، 
برچسب ها : اشعار مجتبی حیدری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 دی 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد
شنبه 14 دی 1392 19:23
چاره عشق
ای رفیقان چاره جوئید بهر عشق *********** هر دمی نزدیک گردد قهر عشق
یار ما صبرش به پایان آمده *********** وای از آن نعره ها و جهر عشق
از جهان جز سم و زهرابی نماند *********** سرکشید از عشق جام زهر عشق
--------------------------------------------
عصر جدید
عجب دوریست دور پوچ ماشین *********** زیارتگاه هیچی های بی دین
همه هفتاد و دو مذهب یکی شد *********** و نام مذهبش تکنولوژی شد
نه عشق و عقل مانده این بشر را ********** همه آداب باشد گاو و خر را
...دروغ هر چه بزرگتر باورش بیش ********** جنون هر چه تباه تر یاورش بیش
تلویزیون شده پیغمبر خلق ********** کامپیوتر امام و دلبر خلق
عجب بین این بشر در آسمان است ********** ولیکن بنده یک لقمه نان است
پائیز 1375
--------------------------------------------
دازگاره
( زادگاه مولف )
چه خورشیدی ز دازگاره عیان شد ********** چه دریائی از آن وادی روان شد
چه داغ جان فروزی شد به دلها ********** چه عشق خانمانسوزی بجان شد
عجب کشف حجابی کرد خورشید ********** عجب ماهی چو آئینه عیان شد
چه روحی نازل آمد هر شب و روز ********** چه هوئی از دلم بر آسمان شد
همه شب محفل دیدار حق بود ********** سحرگه رویت شاه زمان شد
...
--------------------------------------------
معرفت و هستی

دوزخش جهل است و جنت معرفت ********** هر یکی زاید هزار و صد صفت
شکوه ها جعل است و رضوان واقعه ********** واقعه حق است و شکوه شایعه
خوب نقد است و بدی بدبینی است ********** چونکه بدبینی همه بی دینی است
توشه ره چیست؟ نور معرفت ********** نیست چیزی جز حضور معرفت
از کتاب " غزل عشق " استاد علی اکبر خانجانی
دانلود
لینک دانلود :
http://dl.ketabkhane-erfani.com/download/ketabha/ghazale%20eshgh.zip
از وبلاگ " عرفان زندگی " http://erfan-zendegi.blogfa.com/
پنجشنبه 12 دی 1392 15:02
جه توصیف قشنگی از زمستان!
در این بازار پر رونق توصیف از بهار و پائیز.
زمستان پیش، فصلها ،انگار غریبی میکرد!
محمد آل احمدسپاس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony