غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

آیـه‌های اشک ِ من تفسیر می‌شد، بد نبود
دل اگر از غصّه خوردن سیر می‌شد، بد نبود

شورِ ماتم، دشتی ِ غم، بغض‌های اصفهان
در بیاتِ تُرکِ شب، تحریـر می‌شد، بد نبود

من خرابــم! گفته‌ام ساقــی بریـزد باده‌ای
این خرابی‌ها کمی تعمیر می‌شد، بد نبود!

عقل ِ من با عشق ِ تـو درگیر شد؛ دیوانه‌ام
عقلِ تو با عشقِ من، درگیر می‌شد، بد نبود

چون غلافـی کهنه‌ام؛ تا کی نمردن... زندگی؟
قسمت‌ام یک بوسه‌ی شمشیر می‌شد، بد نبود

خـواب دیدم یوسف‌ام اما زلیـخا سیرتم
خواب‌ها روزی اگر تعبیر می‌شد، بد نبود

عشق؛ این مجنون که لیلا را جنون آموخته ست
مثل یک دیوانــه در زنجیـر می‌شد، بد نبود

تو نمی‌مانی...نه! می‌مانی...نمی‌مانی...اگر
زودهایت، دیــر ِ دیــر ِ دیـر می‌شد، بد نبود

می‌روی؟ باشد! برو!... اما بدان شاید اگر
این "تو"، این "من"، "ما"ی عالم‌گیر می‌شد، بد نبود...

رضا احسان پور




نوع مطلب : رضا احسان‌پور، 
برچسب ها : اشعار رضا احسان پور،
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آبان 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد
چهارشنبه 17 تیر 1394 07:08
سلام جناب احسانپور.
برای اولین بار هست اشعارتون رامیخونم..واشعارتون واقعا زیبا وفوق العاده وهمچنین پرمحتوا هست.
یکشنبه 2 شهریور 1393 00:18
سلام آقای احسان پورشعرزیبایتان عشق درهرحالتی خوب است راباصدای فرزادحسنی دررادیوفرداشنیدم وبسیارلذت بردم ویادداشت کردم وهی برای خودم میخونم.ازتان به خاطرسرودن این غزل زیباسپاس گزارم.
دوشنبه 28 بهمن 1392 09:32
عشق؛ این مجنون که لیلا را جنون آموخته ست
این چه معنی داره؟ مگه مجنون به لیلا جنون آموخته؟!
نمیدونم منظورتون چیه.
بنظم میشد اگه عشق؛ این مجنون را جنون آموختست
یا بگه:
عشق این مجنون که مجنون را جنون آموختست.
ولی خب مصراعی که آقای احسان پور بیان کردند کمی مبهم بنظر میرسه
لطفا بفرمایید که معنی و مفهوم این مصراع از نظر ایشان چی میتونه باشه
محمد آل احمدسپاس از حضورتون
چهارشنبه 2 بهمن 1392 13:50
چقدر قشنگ...
محمد آل احمدسپاس
شنبه 9 آذر 1392 18:55
پـرشــور پـر شــراره پنـجاه سال دیگـر

عاشـقت تر از همـاره پنـجاه سـال دیگـر

در گنـجـه می گـذارم دل را کـه نـو بمــانـد

تا لحظــه قــرار ِ پنـجاه سـال دیگــر

از شیـک پـوش امــروز، مـانـده اسـت پیـرمـــردی

بـا یک لبـاس پـاره پنـجاه سـال دیگـر

مــن حـدس یک منجـم با ســوی چشــم امــروز

"تـو کشـف یک ستـاره "پنـجاه سـال دیگـر

کافـور و سـدر مـرغـوب در حـد پنـج بسـتـه

چلـوار یک قـواره پنـجاه سـال دیگـر

پنـجاه رفـت و حالا هـم سـن مرگـم اما

می خواهمـت دوباره پنـجاه سـال دیگـر


شنبه 18 آبان 1392 09:31
سلام و سپاس بزرگوار
بسیار زیبا
ممنونم از این حسن انتخاب
محمد آل احمددرود
.
سپاس از حضور شما
جمعه 17 آبان 1392 17:27
یکی از بهترین شعرهایی که خواندم. ممنون از به اشتراک گذاری. موفق و پیروز باشید. سپاس
محمد آل احمدممنونم از حضورتون
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic