تبلیغات
غزلخانه - قصه دل
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

ماه آمد و هی دور تو چرخید...دلش ریخت
با دیدن این منظره خورشید دلش ریخت

نزدیک زمین شد، همه جا آتشی افتاد
از سوختنت ابر که ترسید، دلش ریخت

باران زد و لیلای درختان شدی آنروز
باران زد ومجنون تو شد بید... دلش ریخت

آشفته که در باد سوی خانه دویدی
یک شهر-فقط بوی تو پیچید- دلش ریخت

در راه ترا دیدم و افتادم و هرکس-
آن بغض مرا دید که ترکید دلش ریخت

***

یکسو زدی از صورت خود موی خودت را
تا آینه چشمان تو را دید دلش ریخت

حسن اسحاقی




نوع مطلب : حسن اسحاقی، 
برچسب ها : اشعار حسن اسحاقی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد
جمعه 25 بهمن 1392 02:09
تا اینه چشمان تورادید دلش ریخت
عالی بود
محمد آل احمدسپاس
چهارشنبه 10 مهر 1392 08:44
سلام و صبحتون بخیر.
واقعا زیبا بود.
خیلی متشکرم ازتون.
محمد آل احمددرود
ممنونم از لطف شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony