غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

چشـــم میگوید:

نیـــست

شعـــر میگوید:

هســـــت

 

 

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم به دو صد خانه آباد

من حسرت پرواز ندارم به دل آری
در من قفسی هست كه می خواهدم آزاد

ای باد تخیل ببر آنجا غزلم را
کش مردم آزاده بگویند مریزاد

من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد
آرام چه می جویی از این زاده اضداد؟

می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یك عمر عبث داد زدم بر سر بیداد

مگذار كه دندانزده غم شود ای دوست
این سیب كه نا چیده به دامان تو افتاد


محمد علی بهمنی
 





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دو مسافر دو روبرو با هم ، در قطاری پُر از بهار امشب
هیچ کس نیست مثل ما خوشبخت ، در تماشای روزگارامشب

در نگاهت ستاره ها روشن ، در سکوتت اشاره ها خاموش
راهمان کهکشان لبخند است ، خوش به حال من و قطار امشب!

مقصد این مسافران راه است ، مقصد ما فراتر از ماه است
می برم با خودم تو را تا عشق ، روی یک اسب بالدار امشب

ابر های سپید ، خانه ی توست ، « باز باران » پر از ترانه ی توست
این هوای مدیترانه ی توست ، در غزل های من ببار امشب

رقص خودکار نور در دستم ، دفتر شب مرا ورق زده است
می نویسم برای چشمانت ، شعرهایی به یادگار امشب

این سفر نیست ، باغ رویایی است ، سیب دستان تو تماشایی ست
کندوی خنده ات مربایی است ، می چکد از لبت انار امشب

ای قطار از درنگ شب رد شو ، مرد دهقان به خانه برگشته ست
کوه اگر ریخت ، می شود از او ، بگذری مثل آبشار امشب

دو مسافر ، دو روبرو با هم ، زیر لب باز شعر می خوانند
عشق در ایستگاه آخر خود ، می کشد باز انتظار امشب...

حامد حسین خانی





نوع مطلب : حامد حسینخانی ـ مرتضی مصلح - نوید محمودی، 
برچسب ها : اشعار حامد حسینخانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در قلب من اگر هوسی دیده‌ای بگو
یك لحظه جای پای كسی دیده‌ای بگو

روراست با تو حرف زدم ، در كلام من
گر نكته‌های پیش و پسی دیده‌ای بگو

دیریست در هوای دلم پر نمی‌زنی
در دست من اگر قفسی دیده‌ای بگو

از من كه در تو با دل و جان ذوب می‌شوم
نزدیك‌تر به خود چه كسی دیده‌ای ؟ بگو

پیداست ریگ‌های كفم ، بس كه روشنم
در رود من تو خار و خسی دیده‌ای بگو

تو نونهال عمر منی گر به چشم خود
با من تو قیچی هَرَسی دیده‌ای بگو

محسن یاری





نوع مطلب : محسن صفری - شهرام‌ مقدسی - محسن یاری - محمودرضا امینی، 
برچسب ها : اشعار محسن یاری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من شوق پروازم اگر بال و پرم باشی
یک سینه آوازم اگر شور و شرم باشی

تو روح شعری، دوست دارم از تو بنویسم
تا لابلای برگ های دفترم باشی

روز ازل گم کرده بودم نیمه ی خود را
شاید همان گم کرده – نیم دیگرم – باشی

تقویم عمرم صفحه صفحه سردی دی بود
با مهربانی آمدی شهریورم باشی

این روبه پایان را سرآغازی ست عشق تو
با من بمان، بگذار عشق آخرم باشی

همراهی ام کن تا مگر از خاک برخیزم
من شوق پروازم اگر بال و پرم باشی

جواد زهتاب





نوع مطلب : سیامک قانع - امیر اکبرزاده - جواد زهتاب، 
برچسب ها : اشعار جواد زهتاب،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چگونه بی‌خبری از جهان جانکاهم؟
نمی‌رسند مگر نامه‌های گهگاهم

خیال من به تو قد می‌دهد همین کافی‌ست
نمی‌رسد به تو وقتی که دست کوتاهم

غروب، تازه طلوع غم غریبان است
چه دیر با شب من آشنا شدی ماهم!

به سمتِ مقصد، یا جاده‌ها کش آمده‌اند
و یا هنوز من ِ خسته اوّل ِ راهم

فقط نه اینکه دل من گرفته، می‌بارم
گرفته بی تو دل ابرهای دنیا هم

من و تو ساکن یک پیله بوده‌ایم اما
بدل شدی تو به فریاد، من هنوز آهم

زیادی از سر من، چون نخواستم جز این
مرا ببخش اگر از تو کم نمی‌خواهم

امیر اکبرزاده





نوع مطلب : سیامک قانع - امیر اکبرزاده - جواد زهتاب، 
برچسب ها : اشعار امیر اکبرزاده،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو را از دست دادم، آی آدم‌های بعد از تو!
چه کوچک می‌نماید پیش تو غم‌های بعد از تو

تو را از دست دادم، تو چه خواهی کرد بعد از من؟
چه خواهم کرد بی تو با چه خواهم‌های بعد از تو؟

تو را از دست ... ؛ دادم از همین زخم است، می‌بینی؟
دهانش را نمی‌بندند مرهم‌های بعد از تو

«تو را از یاد خواهم برد کم‌کم» بارها گفتم
به خود کی می‌رسم اما به کم‌کم‌های بعد از تو؟

بیا، برگرد، با هم گاه... با هم راه... با هم...، آه!
مرا دور از تو خواهد کشت «با هم»های بعد از تو

مژگان عباسلو





نوع مطلب : فاطمه سالاروند - مژگان عباسلو - فاطمه حق وردیان، 
برچسب ها : اشعار مژگان عباسلو،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از این سوی خراسان بل‌که تا آن سوی کنگاور
چه طرفی بسته‌ام ای دوست از این نام ننگ‌آور؟

اگر سنجاق مویت وا شود از دست خواهم رفت
که سربازی چه خواهد کرد با انبوه جنگاور؟

دلم را پیش‌تر از این به کف آورده ای؛ حالا
زلیخایی کن و پیراهنم را هم به چنگ آور

به دست آور دل آن شاه ترسو را به ترفندی
به لبخندی سر این شیخ ترسو را به سنگ آور

به استقبال شعر تازه‌ام بند قبا بگشا
مرا از این جهان بی‌سروسامان به تنگ آور

فراموشی در این شیشه است، خاموشی در آن شیشه
شرابت هوشیارم می‌کند قدری شرنگ آور...


علیرضا بدیع





نوع مطلب : علیرضا بدیع، 
برچسب ها : اشعار علیرضا بدیع،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است

کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است

شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست
تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است
 
تاب خوی بر عارضش بین کافتاب گرم رو
در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است

من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می
زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است

اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین
با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است

آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می‌زند
قوت جان حافظش در خنده زیر لب است

آب حیوانش ز منقار بلاغت می‌چکد
زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است
 
حضرت حافظ





نوع مطلب : حافظ، 
برچسب ها : اشعار حافظ،
لینک های مرتبط :
شنبه 21 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گر با سحر ها خو کنی بانگ خدا را بشنوی
دل را اگر گیسو کنی هر شب ندا رابشنوی

در آن سکوت جانفزا از عرش می اید صدا
گوش دگر باید تو را تا آن صدا رابشنوی

محو جهان راز شو با جان شب دمساز شو
تا از گلوی مرغ حق نام خدا را بشنوی

بال خدایی ساز کن تا عرش حق پرواز کن
کز قدسیان گلنغمه ی حی علا رابشنوی

باغ دعا پرگل شود هر برگ گل بلبل شود
در باغ شب گر بگذری عطر دعا را بشنوی

از سبزه ها وز سنگ ها سر می زند آهنگ ها
گر گوش جان پیدا کنی آهنگ ها را بشنوی

مهدی سهیلی





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : اشعار مهدی سهیلی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این جزر و مد چیست که تا ماه می رود ؟
دریای درد کیست که در چاه می رود ؟

اینسان که چرخ میگذرد بر مدار شوم
بیم خسوف و تیرگی ماه می رود

گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است
یک لحظه مکث کرده   به اکراه میرود

آبستن عزای عظیمی است  کاین چنین
آسیمه سر نسیم سحر گاه می رود

امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان
یا آفتاب روی زمین راه می رود

در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟
گویا دلی به مقصد دلخواه می رود

دارد سر شکافتن فرق آفتاب
آن سایه ای که در دل شب راه می رود

زنده یاد قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مولای مهربان غزل های من سلام!
سمت زلال اشک من، آقای من سلام!

نامت بلند و اوج نگاهت همیشه سبز؛
آبی ترین بهانه دنیای من سلام!

قلبی شکسته دارم و شعری شکسته تر،
اما نشسته در تب غوغای من سلام!

ما بی حضور چشم تو این جا غریبه ایم …
دستی، سری تکان بده، مولای من؛ سلام!

تقدیم چشمهای تو این شعر نا تمام
زیباترین افق به تماشای من سلام!

حسین منزوی





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها : اشعار حسین منزوی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی، شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرِییل واژه ی بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است

حمیدرضا برقعی





نوع مطلب : سیدحمیدرضا برقعی، 
برچسب ها : اشعار حمیدرضا برقعی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باید خبر را بی‌خبر باشی بفهمی
در انتظارش پشت در باشی بفهمی

حال مرا وقتی که در فکر تو غرقم
از من مگر دیوانه‌تر باشی بفهمی

آیا چه می‌دانی از این خاکستر سرد؟
در عشق باید شعله‌ور باشی بفهمی

یک‌ ـ ‌دو قدم نه... شعر را باید که وقتی
یک عمر با من همسفر باشی بفهمی

بیهوده فرزندم نمی‌خوانم غزل را
حس مرا باید پدر باشی بفهمی

بهتر که با من نیستی هم‌درد، هرچند
تازه نمی‌فهمی اگر باشی بفهمی!

چیزی نمی‌فهمی تو از این داغ‌نامه
حرف مرا باید جگر باشی بفهمی

امیر اکبرزاده





نوع مطلب : سیامک قانع - امیر اکبرزاده - جواد زهتاب، 
برچسب ها : اشعار امیر اکبرزاده،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم

چو التماس برآمد هلاک باکی نیست
کجاست تیر بلا گو بیا که من سپرم

ببند یک نفس ای آسمان دریچه صبح
بر آفتاب که امشب خوشست با قمرم

ندانم این شب قدرست یا ستاره روز
تویی برابر من یا خیال در نظرم

خوشا هوای گلستان و خواب در بستان
اگر نبودی تشویش بلبل سحرم

بدین دو دیده که امشب تو را همی‌بینم
دریغ باشد فردا که دیگری نگرم

روان تشنه برآساید از وجود فرات
مرا فرات ز سر برگذشت و تشنه‌ترم

چو می‌ندیدمت از شوق بی‌خبر بودم
کنون که با تو نشستم ز ذوق بی‌خبرم

سخن بگوی که بیگانه پیش ما کس نیست
به غیر شمع و همین ساعتش زبان ببرم

میان ما بجز این پیرهن نخواهد بود
و گر حجاب شود تا به دامنش بدرم

مگوی سعدی از این درد جان نخواهد برد
بگو کجا برم آن جان که از غمت ببرم

حضرت سعدی





نوع مطلب : سعدی، 
برچسب ها : اشعار سعدی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

می کشی آه و در چشم هایت
می رمند آهوان دسته دسته
در گلویت ترک می خورد بغض
التماس دعا! دل شکسته!

می کشی آه و از سینه ی تو
بر می آید شهابی که ناگاه
عرش را تند در می نوردد
کهکشان کهکشان،هسته هسته

می کنی روی بر آسمان و...
جلوه گر می شود در وجودت
"سدره" با آن قد بسته قامت
"حور" با آن جمال خجسته

آسمانی سراسر ستاره
در نگاه تو سرگرم سوسوست
آه!ای در قنوت ایستاده
ماه در دست هایت نشسته

پیش از آنی که باران بخواهی
در نگاه تو باران گرفته است
در تو یک آسمان، ابر، زخمی است
در تو بغض ملائک شکسته...

...التماس دعا!دلشکسته!
دست های دعایت مریزاد!
ناز شست تو ای دست خالی!
ناز تاثیر دل های خسته

رضا شیبانی اصل
آبان۸۷ - تبریز





نوع مطلب : فرهاد صفریان - احسان تاجی - رضا شیبانی اصل، 
برچسب ها : اشعار رضا شیبانی اصل،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست
و گر خطاست! مرا از خطا ابایی نیست

بیا که در شب گرداب زلف موّاجت
به غیر گوشه ی چشم تو ناخدایی نیست

درون خاک، دلم می تپد، هنوز اینجا
به جز صدای قدم های تو صدایی نیست

نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون
که هر کجا خبری هست ادعایی نیست

دلیل عشق فراموش کردن دنیاست
و گرنه بین من و دوست ماجرایی نیست

سفر به مقصد سردرگمی رسید، چه خوب!
که در ادامه ی این راه ردّ پایی نیست

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چه‌ آغازی، چه‌ آغازی، كه‌ رازی‌ داشتم‌ با تو
در این‌ دنیای‌ سرگردان، منم‌ گم‌ در گُمان‌ یا تو

گمانم، از تو شیرین‌ بود، شیرین‌ از تو دنیایی‌
دو دنیا شور شیرین‌ شد، یكی با من، یكی با تو

یكی‌ بی‌پرده‌ بی‌پروا، غزل‌ می‌خواند و می‌رقصید
یكی‌ در خواب‌ شیرین، من، یكی‌ چشم‌ فریبا تو!

رها در باغ‌ رویاها در آدم‌ آمدم، دیدم‌
دلم، در مشتِ مشتاقان، در آغوشِ معما تو

چرا می‌رفتم‌ از باغی كه‌ باید باز می‌گشتم‌
سروشی‌ گفت‌ در گوشِ من‌ از جایی‌ كه‌ آنجا تو:

لب‌ از لب‌ وانكرده‌ آتشی‌ افروختی‌ در شب‌
شكفتی‌ چون‌ گل‌ آئینه‌ در خوابِ تماشا تو

بهاری‌ بود و برگی بود و چتری‌ بود و بارانی‌
درختی‌ بود و بختی بود و خورشیدی‌ كه‌ تنها تو

ندیدم‌ آبشاری‌ در جهان‌ از گریه‌ زیباتر
كه‌ پنهان‌ بود ماهی‌ در من‌ و آئینه، اما تو:

جدا از من‌ نخواهی بود، نه، هرگز، نسیم‌ من‌
برای‌ این‌ دل‌ مرده، نفسهای‌ مسیحا تو

هنوز از چشمهِ‌ چشمِ تو می‌نوشم‌ كه‌ می‌جوشم‌
تو در یاد منی، در خاطر هر قطره، دریا تو

نمی‌دانم‌ چه‌ خواهد شد پس‌ از این‌ ماجرا، اما
دوباره‌ می‌رسم‌ بی‌سایه‌ای‌ از خویشتن‌ تا تو

شهرام‌ مقدسی‌





نوع مطلب : محسن صفری - شهرام‌ مقدسی - محسن یاری - محمودرضا امینی، 
برچسب ها : اشعار شهرام‌ مقدسی‌،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شدم مانند رود از بارشی جریان که می گیرد
که من بد جور دلتنگ توام باران که می گیرد

دلم تنگ است می دانی پناهم شانه های توست
کمی اشک است درمانش دل انسان که می گیرد

من آن احساس دلتنگی ناگاه پس از شوقم
شبیه حس دیدارم ولی پایان که می گیرد

غروبی تلخ و دلگیرم غروب دشت تنهایی
دل دشتم من از نی ناله چوپان که می گیرد

چه بی راهم چه از غم ناگزیرم من چه ناچارم
شبیه حس یک قایق شدم طوفان که می گیرد

چقدر از خاطراتت ناگزیرم نه گریزی نیست
منم و باز باران بین قم تهران که می گیرد

تو را عشق تو را آسان گرفت اول دلم اما
چه مشکل می شود کارم دلم آسان که می گیرد

سپردم به فراموشی به سختی خاطراتت را
ولی باران که می گیرد ...ولی باران که می گیرد

سید محمد رضا شرافت





نوع مطلب : سید محمد رضا شرافت، 
برچسب ها : اشعار سید محمد رضا شرافت،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خوش باش دل ای دل! پس از آن چله نشینی
افتاده سر و کار تو با ماه جبینی

در سیر الی الله به دنبال تو بودیم
ای گنج روانی که عیان روی زمینی

در خلق تو آمیخته شد آینه با آب
حیف از تو که با هر کس و ناکس بنشینی

تمثیل غم عشق تو با قلب ظریفم
یک باغ انار است و یکی کاسه ی چینی

لبخند تو با اخم تو زیباست که چون سیب
شیرینی و با ترشی دلخواه عجینی

دلواپس آنم که مبادا بدرخشد
در حلقه ی صاحب نظران چون تو نگینی

هنگام قنوت آمد و ما دست فشاندیم
آن جا که تو پیش نظر آیی، چه یقینی؟

حالی ست مرا بر اثر مرحمت دوست
چون خلسه ی انگور پس از چله نشینی...

علیرضا بدیع





نوع مطلب : علیرضا بدیع، 
برچسب ها : اشعار علیرضا بدیع،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باد می آید و می کاهد از آه لب تو
آه از تر شدن گـاه بـه گـاه لب تـو

اوج یک خواهش تر در دل تابستان است
خنکــای سبد تــــوت سیــــاه لب تـــــو

«بختیاری» شده ام ایل به راه اندازم
رمه ای بوسه بیارم لب چاه لب تو

پـــرده در پـرده غــــزل مست «مرکب خـوانی»
می چکد نت به نت از«شور» و«سه گاه» لب تو

*

غیر من که غَزَلام یک به یک ارزونی تُست
جیگرش پاره بشه هـــرکی بخواهه لب تو

حامد عسکری





نوع مطلب : حامد عسکری، 
برچسب ها : اشعار حامد عسکری،
لینک های مرتبط :
شنبه 14 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باد می آید و از قافیه ها می گذرد
از غزل های من زخم نما می گذرد

باد یک آه بلند است که گاهی دم عصر
نرم می آید و از بغض خدا می گذرد

بوی آویشن کوهیست که می آید یا ...
باد از خرمن موهای رها می گذرد؟

زنده رودیست پریشان وسط پیچ و خمش
شب جدا می گذرد ... شعر جدا می گذرد

چند قرن است که یلدای من کهنه چنار
به غزلخوانی چشمان شما می گذرد

باد می آید و « رخساره برافروخته است»
شاید « از کوچه معشوقه ی ما می گذرد»

حامد عسگری





نوع مطلب : حامد عسکری، 
برچسب ها : اشعار حامد عسگری،
لینک های مرتبط :
شنبه 14 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 61 )    ...   15   16   17   18   19   20   21   ...   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو