تبلیغات
غزلخانه
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

چشـــم میگوید:

نیـــست

شعـــر میگوید:

هســـــت

 

 

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم به دو صد خانه آباد

من حسرت پرواز ندارم به دل آری
در من قفسی هست كه می خواهدم آزاد

ای باد تخیل ببر آنجا غزلم را
کش مردم آزاده بگویند مریزاد

من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد
آرام چه می جویی از این زاده اضداد؟

می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یك عمر عبث داد زدم بر سر بیداد

مگذار كه دندانزده غم شود ای دوست
این سیب كه نا چیده به دامان تو افتاد


محمد علی بهمنی
 





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای مردمان بگویید آرام جان من کو
راحت‌فزای هرکس محنت‌رسان من کو

نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس
گه گه به ناز گویم سرو روان من کو

در بوستان شادی هرکس به چیدن گل
آن گل که نشکفیدست در بوستان من کو

جانان من سفر کرد با او برفت جانم
باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو

هرچند در کمینه نامه همی نیرزم
در نامه‌ی بزرگان زو داستان من کو

هرکس به خان و مانی دارند مهربانی
من مهربان ندارم نامهربان من کو

اوحدالدین محمد انوری





نوع مطلب : محمد انوری، 
برچسب ها : اشعار انوری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پیش از آنی که به یک شعله بسوزانمشان
باز هم گوش سپردم به صدای غمشان

هر غزل گر چه خود از دردی و داغی می‌سوخت
دیدنی داشت ولی سوختنِ با همشان

گفتی از خسته‌ترین هنجره‌ها می‌آمد
بغضشان، شیونشان، ضجه ی زیر و بمشان

نه شنیدی و مباد آنکه ببینی روزی
ماتمی را که به جان داشتم از ماتمشان

زخم‌ها خیره‌تر از چشم، تو را می‌جستند
تو نبودی که به حرفی بزنی مرهمشان

این غزل‌ها، همه جانپاره‌ی دنیای من‌اند
لیک با این همه از بهر تو می‌خواهمشان

گر ندارند زبانی که ترا شاد کنند
بی صدا باد دگر زمزمه ی مبهمشان

فکر نفرین به تو در ذهن غزل‌هایم بود
که دگر تاب نیاوردم و سوزاندمشان

محمد علی بهمنی





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در سرزمیــن من زنـــی از جنـــس آه نیست
این یک حقیقت است که در برکه ماه نیست

این یک حقیقت است که در هفت شهر عشق
دیگر دلــی برای سفــر رو بــه راه نیست

راندند مـــــردم از دل پرکینه ، عشـــــق را
گفتند : جای مست در این خانقاه نیست

دنیا بدون عشق چـــه دنیای مضحکـــی ست
شطرنج مسخره ست زمانی که شاه نیست

زن یک پرنده است کــــه در عصـــر احتمال
گاهی میان پنجره ها هست و گاه نیست

افسرده می شوی اگر ای دوست حس کنی
جـــز میله های سرد قفس تکیه گــاه نیست

در عشق آن که یکسره دل باخت ، برده است
در این قمــــار صحبتــــی از اشتبـــــاه نیست

فردا کـــــه گسترند ، ترازوی داد را
آنجا که کوه بیشتر از پرکاه نیست،

سودابـــه رو سپید و سیـــاووش رو سفید
در رستخیز عشق کسی رو سیاه نیست

علیرضا بدیع





نوع مطلب : علیرضا بدیع، 
برچسب ها : اشعار علیرضا بدیع،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردان
مرا به آنچه که بودم دوباره برگردان

به  کدخدایی ِ آبادی ِ به دور از عشق
نه این رعیّت ِخانه خراب و سرگردان

یقین که عشق و غمش حکم نان انسان است
ولی امان که اگر در گلو بماند نان!

جناب ِعشق عجب باغبان بی رحمیست
دو لاله چیدن از آن باغ و اینهمه تاوان؟!

به قدر قدرت هرکس ستم سزاوار است
مگر که بید چه دارد برابر طوفان؟!

خدا ! بریده ام از عشق و زندگی دیگر
به آیه آیۀ  توبه، به جان الرّحمن
 
علی حیات بخش





نوع مطلب : علی حیات بخش - دانیال رحمانیان - سید محمد علی رضازاده ، 
برچسب ها : اشعار علی حیات بخش،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گل کرده سبز ناز خیالت به خانه ام
در برگ شعر و زمزمه و در ترانه ام

زیبایی زلال سپهر ستاره بار
آیینه ی شراره ی دل عاشقانه ام

لبریزم از لطافت ابریشم بهار
از حضرت سپیده و دریا نشانه ام

مینوشم آسمانی ترین واژه های عشق
عطر حریرِ آتش و شور زبانه ام

سرشارِ آفتاب و شقایق ، غرور ماه!
میبویمت زشاخه ی شعر و ترانه ام

نادیه فضل





نوع مطلب : هدی به نژاد(شمیم)-نادیه فضل-صابره سادات موسوی، 
برچسب ها : اشعار نادیه فضل،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من خانه‌ی ویرانه ام و بی خبر از من
هر روز خدا می گذرد صد نفر از من

مثل خود شیطان فقط از دور مهیبم
بیهوده گریزان شده نوع بشر از من

چون صخره شب و روز رفیقش شدم اما
دریا به کسی مشت نزد بیشتر از من

در خاطر من هیچ به جز حزن نیاندوخت
آن کس که نمی خواست بجز شعرتر از من

ای عشق بیا آدمی از نو بتراشیم
خوشبخت تر و خوبتر و شادتر از من

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ناگاه عشق، عشق نه، چیزی عجیب تر
چیزی شبیه زلزله اما، مهیب تر

چیزی غریب مثل نگاه کبوتران
یا مثل چشم های تو ،حتی غریب تر

تقسیم شد نگاه تو و بی نصیب ماند
چشمی که نیست چشمی از او بی نصیب تر

رفتم میان باغ اساطیری گناه
در جست و جوی میوه ای از سیب، سیب تر

تنها همین، همین که بگویم نیافتم
از چشم های روشن تو دلفریب‌تر

با دست های سوخته باز آمدم ولی
عاشق تر و حریص تر و ناشکیب تر

اینک منم غریق تماشای لحظه ها
با چشمی از کبوتر و باران، نجیب تر

محمود سنجری





نوع مطلب : محمد حسین نعمتی - حسین زحمتکش - محمود سنجری، 
برچسب ها : اشعار محمود سنجری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چو وصلی نیست باشد ٬ وصله ها ناجورتر بهتر
و پیش چشم مردم، من همان منفورتر بهتر!

برای من که از شیرینی لبهات محرومم
غم دریای شورانگیز چشمت٬ شورتر بهتر...

تو ماه کامل و من کوچه گردی پیر و دیوانه
من و تو هر چه از هم بی خبر تر،دور تر بهتر

من این چشمی که رویت را نمی بیند نمی خواهم
که یعقوبی که یوسف را نبیند کور تر بهتر

 به چشمان عسل رنگت زبانی تلخ می آید
که هر چه چشم شیرین تر٬ زبان زنبورتر بهتر

 مگر نه هرکه بامش بیش برفش بیشتر بانو؟
 اگردوریت رنج آور٬ دلم رنجور تر بهتر...

به چشمان تو دل بستم... ز چشم خلق افتادم
تو با من باش٬ باشد وصله ها ناجور تر بهتر

حسین زحمتکش





نوع مطلب : محمد حسین نعمتی - حسین زحمتکش - محمود سنجری، 
برچسب ها : اشعار حسین زحمتکش،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی که روزگار ازل آفریده شد
دنیا به افتخار غزل آفریده شد

تا استعاره‌ای شود از چشم‌هایتان
کندوی بی‌زوال عسل آفریده شد

منسوب کرد ماه خودش را به چهره‌ات
یک صنعت جدید: مثل آفریده شد

اسم بلند کیست که بعد از طلوع آن
خورشید سر کشید و بدل آفریده شد

تو در میان نشستی و دنیا به گرد تو
یک حلقه زد به انس و زُحل آفریده شد

گل راضی است پیش شکوه بهار تو
راضی به اینکه حداقل آفریده شد

حالا به افتخار خودم دست می‌زنم
حالا که شب رسید و غزل آفریده شد

ابراهیم واشقانی فراهانی





نوع مطلب : ابراهیم واشقانی فراهانی، 
برچسب ها : اشعار ابراهیم واشقانی فراهانی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من عاشق چشمان تو بودم تو ولی حیف
افتاده به دامان تو بودم تو ولی حیف

یک عمر به من زخم زدی طعنه شنیدم
یک عمر پریشان تو بودم تو ولی حیف

هرچند نبودی که بخوانی غزلت را
هرچند غزلخوان تو بودم تو ولی حیف

گفتم که بیا عشق بیا تازه بمانیم
یک عمر هراسان تو بودم تو ولی حیف

تو منجی دنیای منی عشق منی تو
من عاشق چشمان تو بودم تو ولی حیف

سید احمد حسینی





نوع مطلب : سیدحسن حسینی - سیدمحمد حسینی - سیداحمد حسینی، 
برچسب ها : اشعار سید احمد حسینی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک آن از آن دقایق نابم غزل نشد
آمیزه‌ی خیالم و خوابم غزل نشد

انگیزه‌ای نماند که پی یاب خود شوم
در آینه حضور و غیابم غزل نشد

حالی شبیه حال غزل یافت می‌نبود
حتی تظاهر تب و تابم غزل نشد

شرجی گواه من که به هر سو شتافتم
روحم عرق نریخت سرابم غزل نشد

هم نیمه‌ی جدال پسندم سکوت کرد
هم نیمه‌ی همیشه مجابم غزل نشد

قلیان به طفل هر شبه‌اش اعتنا نکرد
و سعی شصت ساله شرابم غزل نشد

در خود گریستم که به آخر رسیده‌ام
یک کهکشان شهاب مذابم غزل نشد

پرسش تویی اگرچه جوابم غزل نشد
پرسش تویی اگرچه جوابم غزل نشد

محمدعلی بهمنی





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمدعلی بهمنی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آن کس که تورا شناخت ، من بودم
در کوره ی تب گداخت من بودم

پروانه ی عاشقی که بی پروا
تا مرکز شعله تاخت ،من بودم

مردی که نشست با شکیبایی
از سنگ،الهه ساخت،من بودم

آن کس که تمام هستی خود را
در بازی عشق باخت ، من بودم

تو در طلب بهار و فصلی نو
تکراری و یکنواخت من بودم

صد طعنه که زخمه‌ی نکوهش داشت
شهری به سرش نواخت من بودم

تو راز مگوی یک معمایی
آن کس که تو را نشناخت من بودم

محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 10 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باز آمدی که قلب مرا زیر و رو کنی ؟
با حرف عشق زخم دلم را رفو کنی

تا مطمئن شوی که ازعشقت شکسته ام
هی حال و روز قلب مرا پرس و جو کنی

این رسمش است ، بی خبر از من جدا شوی
اما گلایه از من بی آرزو کنی ؟

از سر گذشته آب ،چرا فکر می کنی
این آب ِ رفته ای است که باید به جو کنی

از شاخه های عشق ، چو گل چیده ای مرا
عطری دگر نمانده برایم که بو کنی

گفتم که بی تو هم دلم آرام و سرخوش است
کم مانده بود دست دلم را تو رو کنی

در کوله بار خاطره هایت به دوش من
جز گریه هیچ نیست ، اگر جستجو کنی . . .

مرضیه خدیر





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار مرضیه خدیر،
لینک های مرتبط :
جمعه 10 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

رفتی دلم شکستی ، این دل شکسته بهتر
پوسیده رشته عشق ، از هم گسسته بهتر

من انتقام دل را هر گز نگیرم از تو
این رفته راه نا حق ، در خون نشسته بهتر

در بزم باده نوشان ای غافل از دل من
بستی دو چشم و گفتم ، میخانه بسته بهتر

چون لاله های خونین ریزد سر شگم امشب
بر گور عشق دیرین ، گل دسته دسته بهتر

آیینه ایست گویا این چهره ی غمینم
تا راز دل ندانی ، در هم شکسته بهتر

فرسوده بند الفت ، با صد گره نیرزد
پیمان سست و بیجا ، ای گل ، نبسته بهتر

گر یادگار باید از عشق خانه سوزی ...
داغی «هما» بسینه ، جانی که خسته بهتر

هما میر افشار





نوع مطلب : هما میر افشار - زهرا غفاری - سارا جلوداریان - معصومه پاکروان، 
برچسب ها : اشعار هما میر افشار،
لینک های مرتبط :
جمعه 10 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آهسته میخندی به این حال تماشائی
با پوزخندی جنس مچ گیری ورسوائی

یعنی که بیهوده برایت اشک می ریزم؟
بی جاست می ترسم از این اوقات شیدائی؟

حال مرا حالا نمی فهمی ، نمی دانی
امشب که فکر پرزدن در صبح فردائی

آن روز می فهمی که حالت حال من باشد
با رازهایت هم نباشد حس افشائی

حالا که می خواهی غمم را بیشتر دانی
حس کن که بر روی زمین تنهای تنهائی

باور کن این را گم شدی از بچه گی هایت
در خاطراتت نیست هم خوانی لالائی

حس کن درون آینه یک چهره گنگی
مانند یک تکرار نامفهوم پیدائی

حس کن که خوابت را کسی دزدیده است از تو
چشمت ندارد رخصت یک خواب رویائی

تکرارکن با خود که سهم سرنوشت این است
جائی نماند از تو باقی ردپاهائی

می ترسی از ساعت که از عمرت گریزان است
این لحظه های پست افسونکار هر جائی

لبخند خواهی زد به اشک دیدگان خود
آن وقت می بینی ....دقیقا در همین جائی

حال مرا آن وقت شاید حس کنی شاید ...
وقتی که روحت حس کند تنهای تنهائی

مرضیه اوجی





نوع مطلب : زهرا هاشمی - نیلوفر عاکفیان - مرضیه اوجی ، 
برچسب ها : اشعار مرضیه اوجی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دنیا بدون عشق؟هراس آورست که...
بی تو جهانِ تازه بر این باورست که،

دور سر من و تو بگردد شبانه روز
وقتی هنوز سخت بر این باورست که،

دنیا بدون آدم و حوا، بدون ما
بی شک بهشت گمشده ای دیگرست که،

حتما بدون ما دو نفر جای بهتریست
اما بهشت من کمی آن سوترست که،

با من فرشته ایست در آنجا که صاحبِ
زیباترین دو چشم قشنگِ تر است که،

دنیا به چشم او نه بهشت است و نه قشنگ
وقتی برای مرتبه ی آخرست که....

مهرداد نصرتی





نوع مطلب : مهردادنصرتی - مهدی حمیدی شیرازی - میثم حمیدی، 
برچسب ها : اشعار مهرداد نصرتی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ما جدا مانده ایم از هم و این،بی گمان سرنوشت خوبی نیست
بی تو دنیا بهشت هم كه شود، بی شك اصلا بهشت خوبی نیست

ماه اردیبهشت من امسال،گرچه بارانِ بسیاری داشت،
حس تلخی ولی به من می گفت:اصلا اردیبهشت خوبی نیست

این كه ما فكر می كنیم به هم،نیمی از راه عشق طی شده است
بازگشت از میانه ی این راه،منطقاً بازگشت خوبی نیست

می شود نا امید بود از عشق، از تو دلخور نمی شوم....اما
این كه چیزی عوض نخواهد شد،حرف های درشت خوبی نیست

عشق حالا معطل من و تست،تو ولی دل سپرده ای به زمان،
عشق یك معجزه ست، باور كن،كه زمان لاك پشت خوبی نیست

رفته ای تا كه شعر خلق شود؟زندگی شعر نیست، باور كن
این كه"لیلی"شوی تو، من "مجنون"، ابدا سرنوشت خوبی نیست

پیش از اینها نه،بعد از این هم نه،عشق اكنون معطل من و تست
زنگ این خانه را بزن، هستم، ما شدن سرگذشت خوبی نیست؟

مهرداد نصرتی





نوع مطلب : مهردادنصرتی - مهدی حمیدی شیرازی - میثم حمیدی، 
برچسب ها : اشعار مهرداد نصرتی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

به شهر رنگ ها رفتیم گفتی زرد نامرد است
اگر رنگی تو را در خویش معنا كرد نامرد است

تو تصویر منی یا من در این آیینه تكرارم؟
جهان آیینه ی جادوست زوج و فرد نامرد است

چه قدر از عقل می پرسی چه قدر از عشق می خوانی
از این باز آی نااهل است از آن برگرد نامرد است

نه سر در عقل می بندم نه دل در عشق می بازم
كه این نامرد بی درد است و آن پر درد نامرد است

بیا پیمان ببندیم از جهان هم جدا باشیم
از این پس هر که نام عشق را آورد ، نامرد است

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

رسیده ایم پراز رنج راه تا دریا
خوشا یكی شدن رودها خوشا دریا

نه ما ، نه من ، نه تو ؛ او نقطه ی سرانجام است
بیا كه بی من و تو ما شویم و ما دریا ...

من و تو چشمه ی باران ابر او بودیم
از ابتدا دریا بود و انتها دریا

به قلب خود برس ای گوش ماهی دلسنگ
ببین هنوز صدا می كند تو را دریا ؟

بگو به چشمه ی از من جدا كه نزدیك است
زمان روشن پیوستن تو با دریا

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

من مست و تو میخانه‌ی من شو
می نوشم و پیمانه‌ی من شو

آتش به جگر می زنی ای دوست
تو شمع به پروانه‌ی من شو

نقشی ز تو در کنج دلم بود
نور دل و ویرانه‌ی من شو

هر صبح به شب غزل سُرایم
بیتی به غزلخانه‌ی من شو

من مست شوم اگر تو خواهی
یک بوسه ی جانانه‌ی من شو

گفتی تو به صد حدیث عشقت
سر لوحه ی افسانه‌ی من شو

محمودرضا امینی





نوع مطلب : محسن صفری - شهرام‌ مقدسی - محسن یاری - محمودرضا امینی، 
برچسب ها : اشعار محمودرضا امینی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 61 )    ...   13   14   15   16   17   18   19   ...   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony