ابزار رایگان وبلاگ

غزلخانه

اسلایدر

 

چشـــم میگوید:

نیـــست

شعـــر میگوید:

هســـــت

 

 

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم به دو صد خانه آباد

من حسرت پرواز ندارم به دل آری
در من قفسی هست كه می خواهدم آزاد

ای باد تخیل ببر آنجا غزلم را
کش مردم آزاده بگویند مریزاد

من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد
آرام چه می جویی از این زاده اضداد؟

می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یك عمر عبث داد زدم بر سر بیداد

مگذار كه دندانزده غم شود ای دوست
این سیب كه نا چیده به دامان تو افتاد


محمد علی بهمنی
 





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،

ارسال شده در تاریخ : جمعه 23 اردیبهشت 1390 :: توسط : محمد آل احمد

 

 

درگیر تردیدم میان راه و بیراهم
گاهی تو را می خواهم و گاهی نمی خواهم

از دور مثل قله ای سر سخت و مغرورم
افسوس از نزدیک اما کوهی از کاهم

از خود مکدر میشوم وقتی نمی فهمم
در کار خلقت چیستم ؟ آیینه یا آهم

در پنجه ات جز قطره های آب چیزی نیست
من یک فریب کوچکم تصویری از ماهم

می خواستم پیغمبرم باشی ولی ای عشق
روزی مسلمان بودم و امروز گمراهم

اعظم سعادتمند





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند - مریم جعفری، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،

ارسال شده در تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 

 

زیباتر از این چیست که شب پا شده باشد
در حادثه‌ی موی تو یلدا شده باشد؟

وقتی تن خاموش من از راه بیاید
آغوش تو مستانه مهیّا شده باشد

آن گاه ، بکوچیم به سیّاره‌ی شادی
آن گاه که دنیا همه از ما شده باشد

*
می ترسم از آن روز که از خون من و تو
این اسکله‌ی سوخته دریا شده باشد

روزی که به فرمان خدایان زمینی
خاک من و تو بر سر دنیا شده باشد

ای کاش که قبل از همه‌ی حادثه ها، عشق
این حائثه‌ی گم شده، پیدا شده باشد

تا ابر، تو را پیرهن و ماه کلاهت
خورشید برای تو متکّا شده باشد

آن گاه من از چشم تو دریاچه نوشتم
دنیا همه مشغول تماشا شده باشد

حامد حسینخانی





نوع مطلب : حامد حسینخانی ـ مرتضی مصلح - نوید محمودی، 
برچسب ها : اشعار حامد حسینخانی،

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 

 

فردا اگر بدون تو باید به سر شود
فرقی نمی کند شب من کی سحر شود

شمعی که در فراق بسوزد سزای اوست
بگذار عمر بی تو سراپا هدر شود

رنج فراق هست و امید وصال نیست
این «هست و نیست» کاش که زیر و زبر شود

رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درد دل کنم و دردسر شود

ای زخم دلخراش لب از خون دل ببند
دیگر قرار نیست کسی با خبر شود

موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است
بگذارگفتگو به زبان هنر شود

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 

 

انگار که از مشت قفس رستی و رفتی
یکباره به روی همه در بستی و رفتی

هر لحظه‌ی همراهی ما خاطره ای بود
اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی

نفرین به وفاداری‌ات ای دوست که با من
پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی

چون خاطره‌ی غنچه‌ی پرپر شده در باد
در حافظه‌ی باغچه ها هستی و رفتی

جا ماندن تصویر تو در سینه‌ی من! آه!
این آینه را آه که نشکستی و رفتی

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 

 

می خندی و تمام لبت قند می شود
یعنی که عشق صاحب فرزند می شود

جایی که سبز چشم تو بر آسمان وزید
زیباترین بهار خداوند می شود

گل می کند طراوت البرز در دلم
وقتی تنت سپید دماوند می شود

این شعر تازه شیربهای لب تو بود
حالا لبت عروس دو لبخند می شود

*
فصل بهار ، ماه عسل زیر نور ماه
یک شب اقامت دو نفر چند می شود ؟

ناصر حامدی





نوع مطلب : ناصر حامدی-محمدرضا هاشمی زاده - جواد مزنگی، 
برچسب ها : اشعار ناصر حامدی،

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 

 

من كه آواره ترین ابرِ بهارم بی تو
شانه ای امن ندارم كه ببارم بی تو

باد می آید و دستانِ تو از من دورند
به زمین ریخته گل های انارم بی تو

خشكم و لُخت تر از آنكه كلاغان حتی
خانه ای امن بسازند كنارم بی تو

تازه این باد فقط بادِ بهار است، خودت
فكر كن آخرِ پاییز چه دارم بی تو!

كاش آواره ترین ابر بهاری بودم
تا شبی سر به بیابان بگذارم بی تو

پایم آن قدر فرو رفته كه با تیشه مگر
پا از این باغچه بیرون بگذارم بی تو

پانته آ صفایی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند - مریم جعفری، 
برچسب ها : اشعار پانته آ صفایی،

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 


به اخمت خستگی در می رود ، لبخند لازم نیست
کنار سینی چای تو اصلاً قند لازم نیست
 
همیشه دوستت دارم - به جان مادرم - اما
تو از بس ساده ای،خوش باوری،سوگند لازم نیست
 
به لطف طعم لب های تو شیرین می شود شعرم
غزل را با عسل می آورم ، هرچند لازم نیست
 
"به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را"
عزیزم ، بس کن ، از این بیشتر ترفند لازم نیست
 
فدای آن کمان های به هم پیوسته ات ، هر یک -
جدا دخل مرا می آورد ، پیوند لازم نیست
 
بهمن صباغ زاده





نوع مطلب : امید صباغ نو ـ بهمن صباغزاده - ابراهیم بوالحسنی، 
برچسب ها : اشعار بهمن صباغ زاده،

ارسال شده در تاریخ : شنبه 14 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 

 


تا خدا نام تو را برد غزل زیبا شد
 نوبت صبح رسید و شب من فردا شد
 
قطره ای بود دلم خسته و مردابی و گنگ
 از نفسهای مسیحایی تو دریا شد
 
آنقدر سبز وزیدی که در آغاز بهار
 پنجمین فصل خدا روی زمین پیدا شد
 
ای دلیل همه ی چلچله ها ! آبی من!
 آمدی و گل سرخ غزلم معنا شد
 
نام تو باعث روییدن گلهای بهار
 چشم تو نقطه ی پایان شب یلدا شد
 
رضا قریشی نژاد





نوع مطلب : مهدی عابدی ـ رضا قریشی نژاد - اصغر اکبری، 
برچسب ها : اشعار رضا قریشی نژاد،

ارسال شده در تاریخ : شنبه 14 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 

 

تاج از فرق فلك برداشتن
جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب
روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماه رویا آفرین
ناز بر افلاك و اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلك
بال در بال كبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمان یافتن
شوكت و فر سكندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملك هستی را مسخر داشتن

بر تو ارزانی كه ما را خوشتر است
لذّت یك لحظه مادر داشتن

فریدون مشیری





نوع مطلب : فریدون مشیری، 
برچسب ها : اشعار فریدون مشیری،

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 

 

غزلم دره‌ای از نسترن و شب‌بو هاست
مرتع درمنه‌ها، دهکده‌ی آهوهاست

این طرف کوچه‌ی بن‌بست نگاه آبی‌ها
آن طرف کوچه‌ی پیوند کمان ابروهاست
 
این خیابان بلندی که به پایین رفته
مال گیسوی به هم ریخته‌ی هندوهاست

غزلم گردش کاشی‌ست در اسلیمی‌ها
غزلم تابش خورشید بر اسکیموهاست
 
باد می‌آید و انجیر مقدس مست از
روسری‌های به رقص آمده در هوهو هاست

هرچه که بر سر من رفته از این قافیه‌ها
از به رقص آمدن باد، میان موهاست
 
تلخ مردن وسط هاله‌ای از ابر و عسل
سرنوشت همه‌ی هسته‌ی زردآلوهاست

کار سختی است ـ ببخشید - ولی می‌گویم ...
اینکه... بوسیدنتان... دغدغه‌ی... کم روهاست

حامد عسگری





نوع مطلب : حامد عسکری، 
برچسب ها : اشعار حامد عسگری،

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 

 

پاییز کشید آهی، در مزرعه بلوا شد
موهات بهم خوردند، کم کم گره ها واشد

چشمت به من افتاد و از چشم تو افتادم
تو رفتی و بین من با آینه دعوا شد

من ضرب شدم در غم،تقسیم شدم بر عشق
پس جمع شدم با مرگ،چشم تو که منها شد

*

پروانه که می رقصید،از شمع نمی ترسید
آمد به هم آغوشی،باد آمد و تنها شد

رفتی و هر از گاهی پاییز کشید آهی
روزم شب یلدا شد، شب روز مبادا شد

*

هی یاد تو افتادم چشمم که به ماه افتاد
پس خیره به او ماندم ، آنقدر که فردا شد

تو پر، همه دنیا پر ، چشمان غزلها تر
هی ـ یک من بی تو ـ در، آیینه تماشا شد

خندیدم و با تردید آیینه به من خندید
یک سنگ به دستم دید ، در آینه بلوا شد ...

حسن اسحاقی





نوع مطلب : حسن اسحاقی، 
برچسب ها : اشعار حسن اسحاقی،

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد

 

| دکلمه باصدای شاعر |

کد آهنگ

نشد یه قصری بسازم ٬ پنجره هاش آبی باشه
من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه

نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم
حتی یه بار یادش نموند ٬ ماه و روز تولدم

با همه التماس من نشد دیگه نره سفر
شعرام به جز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر

نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم
نه این که من نخوام برم ٬ نذاشت گل ها رو ببینم
 
نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم
یکی میگفت ٬ خواب دیده که اون گفته عاشقش میشم

اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش
پیغام واسش فرستادم ٬ بیا بازم منو بکش

نشد که نشکنه بازم این چینی شکستنی
هیچ جای دنیا ندیدم ٬ عجب چشای روشنی

باور نکرد یه مژه اش رو به صد تا دریا نمیدم
یه تار مو خواستم نداد ٬ گفت به تو دنیا نمیدم

راست میگه هر چی اون بگه ٬ من کجا و دیوونگی
چه جور به حرفش گوش کنم ؟ اون گفت بچسب به زندگی 

خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ رو بو کنیم
اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم

نشد یه بارم برسم یه آرزوهای محال
یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه ی کال

نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم
گذشته کار از کارمون ٬ دیر شده به خدا قسم

نشد به موقع این کویر ٬ ابری شه بارون بگیره
نشد ٬ خودش آینه که هست ٬ بیاد و شمعدون بگیره

نشد بپاشم زیر پاش ٬ عطر گل محمدی
نشد بهم جواب بده ٬ حتی بهم بگه بدی

نشد دوست دارم بگه ٬ به من که نه به دیگری
نشد یه بارم رد نشه از روی شعرا سرسری

نشد یه کاری بکنه که بدونم دوسم داره
آتیش گرفتم و یه بار نگام نکرد بگه ٬ آره

نشد یه بار حرف بزنه نذاره پای سرنوشت
نشد یه شب نگم خدا ٬ الهی که بره بهشت

نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم
نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم

نشد برم ٬ نشد نره ٬ نشد بخواد ٬ نشد بیاد
نشد ولی شاید بشه ٬ واسم دعا کنید زیاد

از شما پنهون نکنم ٬ یه حرفایی بهم زده
گفته همین روزا میاد اما هنوز نیومده

قصه داره تموم میشه ٬ مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید اول خدا بعدم شما . . .

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 :: توسط : محمد آل احمد
( کل صفحات : 91 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ
کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

مدیر وبلاگ: محمد آل احمد
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟




برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony